اغنیا به آب درمانی و فقرا به نان درمانی نیازمندند.
شکسته ترین خط ، خط ِ فقر است.
تمام بال ها ، بوی ِ پرواز می دهند.
آدم خوار ، عاشق ِ آدم ِ «پخته» است.
برف و باران ، ابر ِ بارور را سر ِ زا می برند.
ماهی ، دور ِ باطل را در تنگ آب تجربه می کند.
بسیارفروتن بود ، چیزیاز هیکلشدیدهنمی شد.
تاجر ِ آهن ، معنی «فقر ِ آهن» را نمی فهمد.
آدمهای بی کله ، دهانی برای گفتگو ندارند.
به فکر درمان ِ «دریاچه پریشان» افتادهام.
نجیبترین ماده ، «مادهی قانونی» است.
عنکبوت ِ ماهیگیر ، نیازی به تور ندارد.
پرنده ، عاشق ایستگاه ِ درختی است.
ادوات ِ برقی ، عاشق ِ «جعبه تقسیم» هستند.
اگرچشم نداشتم بدونشک ، ازقلبم َاشک میریختم.