کویر ، آبستن ِ تشنگی است.
سایه ، نرمترین تن پوش ِ دیوار است.
تنها ننگ ِ ریاضیات ، درس ِ “جبر“ است.
سقوط ، پروازی است که سر ِ زا می رود.
خط فکری اش “کوفی“ بود ، از او پرهیز کردم.
بهترین دونده ها ، با تاتی تاتی آغاز کردهاند.
خود شیرین ، با آب تنی به قتل می رسد.
“ی“ در بین ِ الفبا ، حرف آخر را می زند.
ساعتمسرماخورده ، ثانیهریزیپیداکرده.
“مینا“ی دندانم ، استعداد ِ حرفزدن ندارد.
ماهی ِ “بیگ هِد“ ، کله گندهی ماهیهاست.
پستهی کله قوچی ، شاخ ِ خشکبار است.
مترسک ، عاشق بازی ِ کلاغ پر است.
شناسنامهی شیر ِ آب را ، خشک سالی باطل می کند.
هنگام ِ غیبت ِ عشقم ، نگاهم تصویرش را نشخوار میکند.