قرن، آبگیر ِ ثانیههاست.
پایم، عاشق ِ پای داریست.
در شب نم ِ خیالم، غرق شدم.
گنجشک ِ پریشان، از خواب «پرید».
باد، شیشهی عمر ِ قاصدک است.
باران، خشکسالی را خانهنشین کرد.
با تلنگر بر سفال ِ دلم، حالش را پرسیدم.
آفتاب ِ سال ِ نوری، هرگز غروب نمیکند.
مرگ، جِلوهی ویژهی سینمای ِ زندگیست.
کتاب ِ بی نوایان، با خط ِ فقر نوشته شده.
الکتریستهی ساکن، مشکل ِ مسکن ندارد.
هنگام ِ طوفان، برگ و باد با هم می رقصند.
رقاصک ِ ساعت، عاشق ِ حرکات موزون است.
خروس غیرتی، عاشق ِ مرغ ِ نیوکاسلی شد.
مترسک ِ جزیرهی «کیش»، کمکارترین مترسک است.