در هفتهای که گذشت، سازها معلوم نشد برای که به صدا درآمدند، اما شکر خدا باز هم تصویرشان از سیما پخش شد. با تاکید بر این که برگزاری رایانهای انتخابات مجلس و شایعهی استیضاح وزیر کشور به حوزهی کاری ما مربوط نیست، اخبار مجاز فرهنگی و هنری را مرور میکنیم.
یکم: ملودی تئاتر شهر بارانی
با درگذشت اکبر رادی، نمایشنامهنویس برجسته و بلامانع معاصر، که عمری را بدون شرکت در مراسم تجلیل گذراند، مجموعهی تئاتر شهر خود را بازتخریب کرد و اجرای تمام نمایشها به تاخیر افتاد. شرکت مترو هم اعلام کرد در اعتراض به درگذشت ناگهانی استاد رادی ایستگاه خود را درست در دل تئاتر شهر افتتاح خواهد کرد. بهزودی بنیادی برای ساماندهی خاطرات شخصی افراد گوناگون با ایشان آغاز به کار میکند، تا همه بتوانند از این واقعه بهرهی کافی ببرند.
دوم: تلفات احتمالی در مراسم جایزهی گلشیری
با گذشت یک هفته از اختتامیهی جایزهی ادبی گلشیری، هنوز خبر موثقی از تعداد کشتههای احتمالی این جایزه مخابره نشده است؛ یک منتقد برجسته هم پیشنهاد داده که آکادمی نوبل سوئد با تاسیس نمایندگی خود در تهران، تعدادی جایزهی نوبل ادبی ویژهی ایران را توزیع کند تا تعادل افتخارات ادبی در ایران حفظ شود. آیا سوئدیها از فرزانه طاهری اجازه نخواهند گرفت؟
سوم: بیاحترامی به نامجو در جشنوارهی موسیقی فجر
جشنوارهی موسیقی فجر شروع شد و پاپخوانها بالاخره به رسمیت شناخته شدند؛ اما هنوز بخش تازهای که در آن بتواند سازها را از تلویزیون نشان داد، در جشنواره وجود ندارد. یک کارشناس موسیقی هم با انتقاد از شیوهی برگزاری این جشنواره، از نبود جایزه یا رشتهی رقابتیای با نام «محسن نامجو» در بخش مسابقه بهشدت انتقاد کرد و افزود: یکروز از خواب پا میشن، میبینن رفتهن به باد.
چهارم: اخبار ویژه
ژولیت بینوش، بازیگر مشهور و بیکار فرانسوی دوباره به تهران آمد. وی که از بازیگران معلومالحال سینمای بیتربیت جهان است و رفت و آمد مشکوکی با ع.ک.ر کارگردان فیلمهای مبتذلی همچون «ده» (فیلمی با مضمون زیر سؤال بردن طرح سهمیهبندی سوخت) و «طعم گیلاس» (فیلمی برای گسترش فرهنگ خودکشی در ایران، که فردی غربزده چون محسن.م.باف آن را تایید میکند.) دارد، احتمالا به قصد انجام تحرکاتی مشکوک در بدنهی سینمای ایران آمده است و بهزودی در همین ستون افشا خواهد شد.
پنجم: سریال کارگزاران
روزنامهی «کارگزاران» که مدتی پیش بر سر عقل آمد و داوطلبانه جمع شد، قصد تکرار اشتباهات خود و انتشار مجدد را دارد؛ متاسفانه عدهای از جوانهای جویای نام و کمتجربه که تصور میکنند روزنامهنگاری هم شغل است و هم آبرومند است، دست به چنین اقداماتی میزنند و زمان و بودجهی قوهی قضائیه را تلف میکنند.
ششم: ای رحم اجارهای، ننگت باد!
یک توطئهی استکباری در سیما کشف، ضبط و پخش شد؛ یکی از سایتهای دردمند که اخبار و تحلیلها و افشاگریهای ویژه را تولید و منتشر میکند، با رمزگشایی از سریال خجالتآور «ساعت شنی» و مسائل قبیحهی مطرحشده در آن، اعلام کزد که هیچکدام از مضامین این سریال در ایران وجود ندارد و پخش این سریال یک توطئه است. هنوز عاملان این توطئه افشا نشدهاند.
هفتم: پاسخ به نامهها
دوست گرامی، آقای «فرشته آندرلاین ناناز آندرلاین بیا تو ۲۰۰۴»؛ ایمیل دراز شما توسط گروههای مختلف تحریریهی سایت لوح بررسی شد. متاسفانه این سایت فعلا برنامهای برای طرح مسائل مربوط به ازدواج موقت ندارد. شما میتوانید با یک جستجوی ساده به سایتهای مجازی که در این زمینه راهاندازی شدهاند، دسترسی پیدا کنید. ضمنا آقای رضا ساکی با نام حقیقیشان داستان مینویسند و جنسیتشان مذکر است.