خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
28 اردیبهشت 1387
20 اردیبهشت 1387
16 اردیبهشت 1387
14 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
18 اردیبهشت 1387
17 فروردین 1387
13 اسفند 1386
29 بهمن 1386
8 اردیبهشت 1387
11 فروردین 1387
1 اسفند 1386
15 بهمن 1386
2 بهمن 1386
23 اردیبهشت 1387
25 بهمن 1386
23 آذر 1386
29 مهر 1386
14 شهریور 1386
24 دی 1386

مایلو مامور ویژه وقتی کاملا مطئن شد فردی که مقابل اوست بانتی هرابال است، نامه را به او داد و رسید گرفت. روی پاکت نامه نوشته شده بود: «از اداره یکم سازمان به هنرمند گرامی بانتی هرابال، لطفا شخصا مفتوح شود!»
هرابال با ترس و لرز نامه را باز کرد اما قبل از خواندن آن اتفاقات چهل و دو سال گذشته ی زندگی اش را مرور کرد بلکه بتواند دلیل صدور این نامه را بیابد، به هرحال بعد از چند دقیقه متن نامه را خواند، متن نامه چنین بود: «خدمت برادرعزیز بانتی هرابال، نظر به این که آخرین فیلم ساخته شده توسط شما فروشی بالاتر از حد مصوب آیین نامه داشته است، لازم است راس ساعت ده صبح روز یکشنبه مورخه یازدهم ژانویه به ساختمان اداره یکم سازمان طبقه نوزدهم اتاق هفتاد و سوم مراجعه کنید. بدیهی است عدم مراجعه شما به منزله ی اقدام علیه دولت تلقی شده بقیه قضایا از طریق مجاری نظامی پیگیری خواهد شد. لطفا نامه را بعد از مطالعه امحا فرمایید و اصل امحاییه را در روز ملاقات به همراه داشته باشید.»
بانتی هرابال که حسابی متعجب شده بود، سریع به چند تن از دوستانش که قبلا نامه هایی از اداره یکم سازمان دریافت کرده بودند تلفن زد و آنها را به شام دعوت کرد تا موضوع را با آنها در میان بگذارد. هنگام شام وقتی بانتی نامه را به دوستانش نشان داد، همگی تعجب کردند چرا که تا به حال کسی را برای موفقیت یک اثر هنری آن هم در مورد جنگ دوم بازخواست نکرده بودند. دوستان بانتی بعد از چند ساعت شور به آن نتیجه رسیدند که بهتر است بانتی راس ساعت موعد مقرر آنجا باشد و با صبر و تحمل به سوالات آنها طوری که دوست دارند، پاسخ بگوید تا قضیه حل و فصل شود. در میان دوستان بانتی دو نفر از این جلسه پرسش و پاسخ به سلامت بیرون آمده بودند و بقیه رد شده بودند. بانتی آن شب توانست از تجربیات آنها استفاده کند تا روز موعد از عهده سوالات بربیاید.
بانتی روز یازدهم ژانویه یک ساعت زودتر وارد ساختمان اداره یکم سازمان شد. راس ساعت وارد اتاق هفتاد و سوم شد. داخل اتاق یک جوان نشسته بود که یک کلاسور در دست داشت و عینک دودی زده بود. بانتی روی یک صندلی پلاستیکی مقابل بازپرس ویژه نشست و گفت: «بفرمایید؟»
بازپرس ویژه که از بدو ورود بانتی حرکتی نکرده بود، گفت: «ما می پرسیم شما می فرمایید، خُب؟»
بانتی جواب نداد و بازپرس تکرار کرد: «آقای هرابال ما از هنرمندها انتظار ویژه ای داریم. به همین دلیله که این مکالمه این جا برگزار شد وگرنه می توانست در طبقه زیر زمین برگزار شود، خُب؟»
بانتی به آرامی جواب داد: «بله»
بازپرس گفت: «وقت زیادی نداریم آقا. تعدادی سوال می پرسم، لطفا زود با بله و یا خیر جواب بدین. فقط بله یا خیر، خُب؟»
بانتی جواب داد: «خ... بله»
بازپرس ادامه داد: «شروع می کنم. آقای بانتی هرابال شما فکر می کنید، مردم متوجه ظرایف فیلم شما شده اند؟»
بانتی پاسخ داد: «خیر...»
-«شما فکر می کنید بازیگران فیلم شما به آنچه بازی کرده اند اعتقاد دارند؟»
بانتی پاسخ داد: «خیر»
-«به نظر شما مردم منتظر قسمت دوم فیلم شما هستند؟»
بانتی پاسخ داد: «خیر»
-«شما قصد ساخت فیلم دیگری با موضوع جنگ ندارید؟»
بانتی پاسخ داد: «خیر»
-«آیا وجود برخی شخصیت ها در فیلم از اشتباه شما بوده است؟»
بانتی پاسخ داد: «بله»
-«آیا اشتباه خود را می پذیرید؟»
بانتی پاسخ داد: «بله»
-«آیا نقد های برادران ما را خوانده اید؟»
بانتی پاسخ داد: «بله»
-«آیا قصد ندارید فیلم بعدی را با پیشنهاد سازمان کار کنید؟»
بانتی پاسخ داد: «بله...»
بعد از حدود ده دقیقه پرسش و پاسخ که بانتی هرابال سعی می کرد بر خودش مسلط باشد، بازپرس در ادامه پرسید: «شما فکر می کنید چون در جنگ شرکت کرده اید هر چیزی درباره جنگ می توانید بگویید؟»
بانتی با شنیدن این پرسش کمی عصبی شد و جوابی نداد، بازپرس که متوجه شده بود، ادامه داد: «فکر کرده اید فقط شما جلوی آلمان ها ایستاده اید؟ آیا بهتر نبود برای کسب شهرت با اعتقادات مردم بازی نکنید؟»
بانتی با شنیدن این سوال چشمانش را از زمین به چشم های بازپرس دوخت، قیافه ی بازپرس نه به متفقین می خورد، نه به نیروهای ویژه و نه به نیروی های داوطلب و نه حتی به گارد اس اس و یا گشتاپو، قیافه اش بیشتر شبیه یک بازپرس کودن بود که ارزش کتک زدن هم نداشت! بانتی فکر کرد اگر این بازپرس در جنگ شرکت کرده بود از آن جاسوس های وطن فروشی می شد که باید با دست های خودش نارنجک را می انداخت توی حلقش تا آرام بگیرد! بازپرس که ازدیدن چشمهای نافذ بانتی وحشت زده شده بود، دیگر ادامه نداد.
بعد از یک هفته نامه ای از اداره یکم سازمان به دست بانتی هرابال رسید. نامه ای به نشانی سی گیرنده که رونوشت آن به آدرس منزل بانتی هم فرستاده شده بود. در این نامه نوشته بود: «با توجه به سوابق برادر بانتی و نظر به این که ایشان با حضور در اداره یکم حسن نیت خود را اثبات کرده اند، فعالیت ایشان در عرصه فیلم سازی به مدت یک سال دیگر از نظر این سازمان بلامانع می باشد. ضمنا نامبرده اعلام آمادگی کرده است که به طور افتخاری با سازمان همکاری و معاضدت نماید. مراتب جهت آگاهی و اعلام و اقدام هرگونه امر مقتضی به عرض می رسد.»

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: