هفتهای که گذشت، همین که گذشت بروید خدا را شکر کنید و از این که خرابی سایت ثبتنام نامزدها فقط یک شایعه بود هم خدا را شکر کنید و از این که از سرمای بیهماهنگی و مغرضانه نمردید باز خدا را شکر کنید و هی خدا را شکر کنید. طبیعیست که در این ایام فقط سیما قهرمان عرصهی فرهنگ است و یکتنه از فرهنگ مربوطه هی رفع مظلومیت میکند. خبرهای مجاز این هفته را مرور میکنیم و به پناهگاه میرویم.
یکم: اخبار ویژه
یک سایت افشاگر خبر داد که مجموعهی مناسبتی مشکوک «پریدخت» کاری از فردی موسوم به سامان.م ( که ادعای کارگردانی این سریال مبتذل و نیز فیلمهای زشت دیگری را دارد)، این روزها از شبکهی دوی سیما هر شب پخش میشود؛ علاوه بر گستاخی سیما که بهجای سنت پسندیدهی یک بار پخش و هشت بار تکرار، هر شب یک بخش تازهی این مجموعه را اشاعه میدهد، موضوع عشق مثلثی یک خان به یک رعیته که زن دوست رعیت خان شده است، درهای بیتربیتی و مضمونی بالای 48 سال را به روی نوجوانان این مرز و بوم میگشاید. گفتنیست بهجز داریوش ارجمند مجموعه که بهطرز مشکوکی در اواسط کار از سریال حذف شد، کلوزآپهای بیپرده از ز.ن.ا.ن (توضیح نگهبانی سایت: دلمان نمیخواهد فیلتر بشویم.) و آواز مشکوک پایان سریال، از دیگر موارد این سریال مورددار است. به ادامهی موردها در خبرهای بعدی توجه فرمایید.
دوم: نیمهی پنهان کمال تبریزی
سریال مشکوک شهریار که در هر هفته بارها از شبکههای مختلف سیما پخش میشود، در اقدامی خجالتآور سعی در تخریب مرحوم شهریار دارد. در بخشهایی از این سریال مرحوم شهریار، که بسیار بلندآوازهتر از سعدی و حافظ و مولانا و شکسپیر و قیصر امینپور و گوته و حتی مریم حیدرزاده است، با جعل تاریخ به دیدار افرادی چون ایرجمیرزا و موسیقیدانان میرود و حتی با چند آلت طرب در یک کادر بسته قرار میگیرد. انتظار میرود که اهالی ادب و غیرهی مملکت پیش از آن که شهریار به گفتن اشعار عاشقانه هم متهم شود، جلوی پخش سریال را بگیرند.
سوم: بدون شرح
چرخش (سریال وقیح و تایلندی) «ساعت شنی» از تلویزیون (بیتربیت که بهجای پوشش خبرهای مهم این چیزها را پوشش میدهد) به سمت مجلس؛ انتقادهای دنبالهدار (آن سایت افشاگر) از مجموعه تلویزیونی «ساعت شنی» و برخی برنامههای رادیو جوان (که دل وزارت را خون کرد) سرانجام به مجلس شورای اسلامی نیز سرایت کرد. رئیس سازمان صداوسیما که در طول یک ماه گذشته، از ساعت شنی (متاسفانه و برخلاف افشاگریهای ما) دفاع کرده است، نیز همراه با معاون پارلمانی سازمان، رئیس شبکه دو و کارگردان سریال در کمیسیون فرهنگی مجلس حاضر شد و به پرسشهای (دلسوزانهی) نمایندگان دربارهی این سریال و نیز برخی بحثهای فرهنگی ـ هنری دیگر (بهویژه رادیو جوان، رادیوی موسوم به جوان و شبکهی رادیویی جوان)، پاسخ گفت. (روزنامهی همشهری؛ به جان آقام همین هفتهی پیش. نوشتههای درون پرانتز از سایت لوح است. برو بعدی.)
چهارم: کافکا در آینه
یک شخصیت فرهنگی مشهور نیز افزوده است که با دیدن سریال «ساعت شنی» یاد کتابهای صادق هدایت و کافکا میافتد. گفتنیست ردپای گابریل گارسیا مارکز نیز نیز در این سریال مشاهده شده است؛ بهویژه در بخشهایی که دلبرکهای بهاصطلاح غمگین و پرتعداد این مجموعه خاطرات خود را در تاکسی بازگو میکنند. امیدواریم کافکا هم افشا شود.
پنجم: پیامهای مردمی
پیشفروش بلیتهای بیستوششمین جشنوارهی بینالمللی فیلم فجر از روز پنجم بهمنماه جاری در سینما فلسطین تهران آغاز میشود. انتظار داریم مسؤولان دلسوز رسیدگی کنند.
ششم: ایرانی! سینمای ملی مصرف کن!
خبرگزاریها گزارش دادند که در بودجهی سال آینده، برنامهی حمایت از «گسترش سینمای ملی» نسبت به امسال از رشد 112درصدی برخوردار شده است که گویای رشد حداقل دو برابری در این بخش است؛ با توجه به رشد سیصد درصدی فرهنگ در سال جاری، مجموعا در سال 1387 از رشد 412درصدی در فرهنگ برخوردار خواهیم بود و بدیهیست که فیلم «سیصد» شکست خورده است. افزون بر این، سریال ارزشمند «چهل سرباز» که نقش رستم در دوران مشروطه را بهخوبی تبیین میکرد، خود یک رشد فرهنگی بالای هفتصد درصدیست، اما افسوس که در سینمای ملی و بودجهی ارشاد نمیگنجد؛ ای کاش مسؤولان یک نسخهی سینمایی ملی هم از این مجموعهی ارزشمند بیرون بدهند.
هفتم: پاسخ به نامهها
خواهر گرامی «آنجلا 2010 آندرلاین اصالت فرهنگی آندرلاین بیا تو»، با سلام و احترام. متاسفانه باید عرض کنیم که حوزهی هنری اساسا فهرست خاصی برای نامزدهای انتخابات مجلس نداده است، که بخواهد حامد بهداد را سرلیست کند. گویا از طرف برخی احزاب بهشدت مردمی رایزنیهایی با ایشان و محمدرضا گلزار و حمید لولایی شده که هنوز خبری اعلام نشده است. پیشنهاد میکنیم صبوری انتخاباتی به خرج دهید تا فهرستهای نهایی منتشر شود.