هفتهای که گذشت، هفتهی بسیار خلاقانه و ارزشمندی بود و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با دادن این مژده که دولت نمیخواهد "فضای رسانهای را تنگ کند" و خدا شاهد است که این عین گفتهی ایشان است، خیال همه را راحت کرد و همه فهمیدند که مهربانی هست و سیب هم هست کیلویی دوهزار تومان. با آرزوی این که خدا کند حتی یک روزنامهنگار روی زمین نماند، خبرهای مجاز این هفته را بهشدت مرور میکنیم.
یکم: جنبههای مثبت آمار دو دقیقهای
رئیس کتابخانهی ملی ایران اعلام کرد که سرانهی مطالعهی کتاب در کشور ما دو دقیقه در شبانهروز است. متاسفانه چنین آمارهای مشکوکی بدون هماهنگی و آن هم در آستانهی نمایشگاه کتاب امسال ـ که قول دادهاند خوب باشد ـ نباید منتشر شود؛ ملت ایران ساعتها در شبانهروز به مطالعهی پیام کوتاه، قبضها و دفترچههای قسط، آگهی استخدام و ... میپردازد و مطالعهاش خیلی بالاست. یک منبع آگاه فرهنگی هم تاکید کرد که تازه اگر کتابهای مفقودشده در ادارهی ممیزی را بر این آمار تاثیر بدهیم، تاثیری ندارد؛ چون مردم کتابهای بیتربیتی نمیخوانند و این کمترین حسن آمار دو دقیقهایست.
دوم: ستاد مبارزه با قاچاق قصه
زد و خوردهای رسانهای دربارهی ادعای قصهدزدی کارگردان «به همین سادگی» از یک نویسنده همچنان ادامه دارد. میرکریمی در پاسخ به این ادعا باز هم به مظلومیت زنان خانهدار در برابر زنان ویژه اشاره کرده و چیزی نیفزوده است؛ یک شخصیت برجستهی فرهنگی پیشنهاد کرده است برای حل مساله، میرکریمی فیلم بعدیاش را از قصهی دیگری از آن نویسنده بسازد، تا صلح و صفا برقرار شود؛ در حکومت زمان طاغوت هم هرکس انتقاد میکند، یا یقهاش را میچسبند یا به او سمتی میدهند. صحبت دههی چهل است ها.
سوم: طنز فاخر هم حدی دارد!
رضا رفیع، طنزپرداز بلامانع معاصر خبر داده است که شبهای شعر طنز «شکرخند» فعلا تعطیل شده و تا رفع ابهام مسؤولان سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران از معضل طنز و خطرهای احتمالی آن، برگزار نخواهد شد. پیش از این برگزاری هم سومین دورهی جشنوارهی «طنز طهران» در هالهای از ابهام قرار گرفت و سپس نابود شد. ستون هفتآسمان مجاز فرهنگ و هنر ضمن حمایت از مسؤولان سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، امیدوار است که با جمعآوری تمامی موارد خطرناک، آن هم در این شرایط که مثل همیشه حساس است، طنزپردازها خودشان بروند دنبال یک شغل شرافتمندانه.
چهارم: اجرای مشترک محسن نامجو و محمدرضا لطفی
با انتشار خبر برگزاری کنسرت استاد لطفی و گروه شیدا، پلیس برای تامین امنیت کنسرت و سلامت استاد اعلام آمادگی کرده است؛ چون اولا جمع کثیری از استادان برجستهی موسیقی سنتی ایران ممکن است این بار هم دست به انتقادات خونبار بزنند و تمام مشکلات موسیقی را که استاد وعده دادهاند حل کنند، به گردن خود استاد بیندازند؛ دوم آن که اگر استاد باز هم تجربهی یک کنسرت عارفانه را روی استخر کاخ نیاوران برگزار کند، امکان هر حادثهای هست. سوم آن که هنوز از سرنوشت محسن نامجو و موسیقی سنتی ایرانی اطلاعی مخابره نشده است.
پنجم: کی تو رو دیبرگت کرده؟
خوانندهی معترض و مبارز، پرچمدار جنبش رهاییبخش موسیقی اعتراضی بر علیه استکبار جهانی، مبارز نستوه همپیمان چاوز و کاسترو و رهبر انقلاب جدید جوانان دههی هفتاد میلادی بر ضد همهچیز، برادر ارجمند و متعهد استاد کریس دیبرگ، برگ زرینی به افتخارات خود افزود و با اجرای ترانهی ماندگار «گل آفتابگردون هرروز به انتظار دیدن یاره» با گروه ارزشی آریان، توانست به لقب «نامجوی ایرلند» نزدیکتر شود. وی که به گفتهی ایسنا در جایی افزوده است که «میداند در ایران چه خبر است، اما برای مردم ایران خواهد خواند»، در ایران دیدارهایی با استاد شجریان، استاد لطفی، استاد نامجو و تحریریهی روزنامهی کیهان خواهد داشت.
ششم: اقتصاد زیربنای فرهنگ است
این بخش از ستون پرمخاطب لوح، با توجه به اهمیت حمایت از ناشران و تولیدکنندگان محصولات فرهنگی و چه بسا حمایت از فرهنگ و حواشی آن و با تاکید بر همهچیز، برای انتشار آگهی واگذار میشود. تخفیف ویژه برای جراحان زیبایی و تنظیم خانواده، بهمناسبت فرارسیدن روز پزشک.
هفتم: پاسخ به نامهها
دوست گرامی جناب آقای چه آندرلاین جردن 2010، با سلام و احترام. نامهی شما هفده بار در تحریریهی لوح خوانده شد و حتی این احتمال مطرح شد که شاید بهاشتباه آن را برای ما فرستادهاید. تاکید میکنم که هرگز موضوع مبارزه، آن هم از نوعی که شما در نامهتان بهشدت گفتهاید، در سایت ما مطرح نبوده است؛ ضمنا کسی در تحریریهی لوح بمب دستساز پیدا نکرده... احتمالا شما جریانهای متضاد ادبی را که در جایزهی ادبی] ...[ با هم زد و خوردهایی داشتهاند، با لوح مرتبط دانستهاید. ما از طرف ادبیات معاصر از شما و مبارزات شما عذر میخواهیم و اظهار بیاطلاعی میکنیم.