هفتهای که گذشت، از پیدا شدن استاد پس از چند روز ناپیدایی، تا تغییر کاربری سینماها و درگیری مسؤولان، پر از خبرهای مجاز بود. ما که به خدا توکل میکنیم؛ شما هم پس از خواندن این اخبار، فورا مکان را ترک کنید.
یکم: قربون برم خدا رو ... اماکن هم ماها رو!
بالاخره با رفع ترکیدگی ناگهانی سایت دلآواز، که منجر به ناپدید شدن استاد شده بود، کارشناسان بومی بدون اتکا به بیگانگان، استاد را یافتند و به محل کنسرت بازگرداندند؛ اما ادارهی اماکن بهدلیل قانونمندی خاصی که در سراسر کشور حاکم است، بر موسیقی و هواداران منت گذاشت و تأمین امنیت محل کنسرت استاد را چنان محکم بر عهده گرفت که تا آخرین ساعات برگزاری کنسرت در ابهام بود. یکی از آگاهان که داشت جلوی ورودی تالار بزرگ کشور بلیط میفروخت، به خبرنگار سایت لوح خبر داد که مذاکرات با صدا و سیما برای پخش کنسرت به نتیجه رسیده بود، اما شتابزدگی در نصب دکورها باعث شد که گلدانهای مناسب برای قرار دادن در جلوی خوانندگان و اسباب طرب پیدا نشود.
دوم: سریال هم از صادرات غیرنفتیست.
محمدرضا هنرمند، کارگردان سریال «زیر تیغ» که در جشنوارهی محصولات تلویزیونی ایتالیا درخشید، به خبرنگاران گفته است که خارجیها خواستار خرید این سریال شدهاند. آگاهان با ابراز خوشحالی از این موفقیت، امیدوارند با گسترش سریالهای ایرانی در جهان، بهزودی شاهد ورود سنگک و سهتار به مجموعهی سیمپسونها و حضور مهدی مظلومی در نودشبیهای شبکههای تلویزیونی آلمان باشیم. یک منبع آگاه نیز که معلوم نیست از کجا خبردار شده است، از شروع پرقدرت پروژهی ایرانیسازی در برابر جهانیسازی، بهوسیلهی سریال اثرگذار و تاریخی «چهل سرباز» خبر داد و سپس به بیمارستان منتقل شد.
سوم: سینما، سه کیلو هزار!
مدیر سینمایی در یزد گفته است اگر تکلیف ما را با اوضاع قانونی سینماداری معلوم نکنند، سینما را به میوهفروشی تغییر کاربری خواهیم داد. آگاهان میگویند با اینگونه بهینهسازیها شاهد شکوفایی کشاورزی در زمین حاصلخیز سینما خواهیم بود. شایعاتی هم حاکی از آنند که سینما آزادی بر اساس تعهد شهرداری تهران، در قالب یک میدان بزرگ میوه و ترهبار افتتاح خواهد شد. آیا بهزودی شاهد تغییر کاربری معاونت سینمایی به معاونت ترویج باغداری خواهیم بود؟
چهارم: داریوش مهرجویی تربیت ندارد.
با پیگیریهای یک روزنامهی مشهور که تازگیها صبحها منتشر میشود، دلایل قاطع جمع شدن «سنتوری» از سینماها افشا شد؛ یک مقام بلندپایهی فرهنگی نیز، که منتسب به این روزنامه است، در گفتگویی خبری این فیلم مهرجویی را غیرقابل پخش دانست. آگاهان هم وظیفهی خود دانستند که دلیل توقیف این فیلم را نمایش بیتربیتی و اعتیاد و کراک و عشق و آلت موسیقی بدانند. یک منبع آگاه که تهدیدمان کرد تا نامش را فاش نکنیم، از مهرجویی خواست دیگر تکرار نشود.
پنجم: زن و شوهر دعوا کنن، روزنامهها باور کنن!
زد و خوردهای رسانهای دو مقام بلندپایهی فرهنگی ـ هنری، که از چند هفتهی پیش آغاز شده است، همچنان ادامه دارد. یکی از این مقامها در یک برنامهی تلویزیونی به دعوای «شبه زن و شوهری» آن یکی مقام با یک مقام دیگر اشاره کرده بود تا سر صبحی فرهنگ مملکت دستخوش زد و خورد شود. یکی از آگاهان رسمی، تمامی این دعواها را تکذیب کرد و آن را شیطنت رسانهها دانست؛ مدیریت سایت لوح هم قول داد که بهزودی جمع کند؛ اما پیش از آن پرسید: «آیا ممکن است دو مقام از یک دولت، چندین هفته به هم متلک بیندازند؟» که با واکنش آگاه مربوطه، جمع کرد.
ششم: دگرگونی در عوامل تولید فیلم
پس از مصدومیتهای اخیر در پشت صحنهی فیلمها، یک کارگردان مشهور پیشنهاد کرد با اجبار وزارت ارشاد، دو عنوان «پزشک فیلم» و «نمایندهی پرداخت خسارت به بازماندگان» به عوامل تولید فیلمهای سینما و سیما افزوده شوند، تا روند تولید فیلمهای حماسی بهخاطر مصدومیت و مرگ احتمالی عوامل کند نشود. یکی از آگاهان هم که جرأت نکرد نام خودش و آن کارگردان را فاش کند، وجود مداح، تابوت و بازیگر ذخیره را برای تمامی فیلمها ضروری دانست.
هفتم: کنکور، به خانهات برگرد!
دهها هزار نفر از مشتاقان ادب و هنر، در هفتهی گذشته پای مانیتورها نشسته و با اعلام نتایج اولیهی کنکور، اشک ماتم یا ذوق ریختند. آگاهان معتقدند با توجه به کمبود هنرمند در سالهای اخیر، طرح جامع حذف کنکور میتواند به تولید انبوه هنرمند بیانجامد. در همین راستا یک هنرمند بازنشسته از خودش واکنشی نشان داد که رویمان نمیشود بگوییم.