هفتهای که گذشت، همهجا امن و امان بود و حتی اگر ما آسوده خوابمان نبرد، شکر خدا آنها بیدار بودند؛ پس هفت خبر را که میتوان با یاری خدا در سایت گذاشت و به فیلتر نشدن امیدوار بود، بخوانید و هرطور شده لذت ببرید.
یکم: دیگر دگرباش نباش!
روزنامهی شرق که ماهها بر اساس یک سوءتفاهم منتشر میشد، بار دیگر به اصل خویش بازگشت و توقیف شد. منابع قانونی میگویند این اصلاحات مختصر بهدلیل چاپ گفتگو با یک خانم «دگرباش» (توضیح مترجم: هیچ توضیحی ندارم؛ لطفا به اصل گفتگو مراجعه کنید.) انجام شده است؛ اما خبرگزاری «میگویند، اما ما که ندیدیم به جان مادرمان» اعلام کرد که این روزنامه در نیمهی عمر دولت خدمتگزار چیزهایی چاپ کرده که مسلمان نشنود و کافر نبیند؛ که خوشبختانه با جمعآوری بههنگام روزنامه این اتفاق برای مسلمین نیفتاده است. سایت لوح هم همهچیز را تکذیب میکند و در این ایام فرخنده، روز خبرنگار را به همهی رسانهایهای بیکار تبریک میگوید.
دوم: از من نپرس خونهم کجاست، تو این همه ... بماند!
خروج تهیهکنندگان و فیلمها از جشن خانهی سینما همچنان ادامه دارد. دعواهای چندین سال اخیر خانهی سینما که برای اهالی فرهنگ دیگر عادی شده است، هنگامی بالا گرفته که یکی از بزرگان خانه گفته است تحریمکنندگان از بساز ـ بفروشهای سینمایی هستند. تحریمکنندگان هم با جمعآوری مصالح خود مصلحت دیدهاند که از ادامهی ساخت دیوار جشن یازدهم کنار بکشند. یکی از کارگردانان بزرگ سینمای ایران هم، که هنوز نمیداند چرا فیلمهایش درک نمیشود، برای چهل و سومین بار در طول فعالیت حرفهای خود، سینما را برای همیشه کنار گذاشت. تحلیلگران فرهنگی پیشنهاد کردهاند که همان روشهای درونجبههای اصولگرایان و اطلاحطلبان را برای اتحاد سینماییها هم بهکار ببرند، تا سینمای ایران هم کلا جمع بشود.
سوم: آزادی اندیشه، با انجمن چی میشه!
انجمن صنفی روزنامهنگاران، برای چندمین بار تلاش کرد تا انتخابات خود را در فضایی قانونی برگزار کند؛ وزارت کار و امور اجتماعی هم این انتخابات را کاملا غیرقانونی اعلام کرد، تا یک ستون از هفت خبر ما تأمین شود. یک مقام آگاه هم که در حال تخته کردن دفتر یک روزنامه بوده است، در گفتگو با خبرنگار این ستون از آزادی مطبوعات بهشدت حمایت کرد. خبرنگار مزبور هم برای رفع افسردگی به درمانگاه منتقل شد.
چهارم: وقتی نخل طلای کن بلای جان حافظ میشود.
تنها کارگردان بزرگ سینما و ادیب و عارف جدیدالتاسیس برجسته، که تازگیها عمل جراحی موفقی را روی اشعار حافظ و خاقانی و سعدی انجام داده، در گفتگویی دربارهی شعرای معاصر و تعیین دقیق حدود ماندگاری اشعار آنان هم نظر داده و تکلیف ادبیات معاصر را نیز معلوم کرده است. وی همچنین با ابراز این نکته که اشعار س.س از اشعار الف.ش هم ماندگارتر است، به همهی افراد سرگردان در ادبیات فارسی نوید داده که بهزودی همهی روایتهای خود را از اشعار همهی شاعران قدیم و جدید همهی ایران منتشر میکند؛ برخی آگاهان از شنیده شدن صدای انفجار از حوالی توس و ساختمان دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران خبر دادهاند.
پنجم: بنشین صاف و ساده گریه کنیم.
قیصر امینپور، که این روزها کتاب تازهای از اشعارش به بازار نشر آمده، در گفتگویی اعلام نظر کرده که «با وجود تلاشهای مختلف برای قاعدهمند کردن نقد ادبی، هنوز هم فهم شعر بر ذوق متکیست». نگارندهی این ستون، با وجود ارادتی که به این شاعر دارد، این گفتهی عجیب را رد میکند و اعلام میدارد که تا اطلاع ثانوی و بههمت متخصصان داخلی، فهم شعر بر سه عامل سوابق شاعر، قدرت چانهزنی ناشر در ممیزی و حال کردن ممیز گرامی با اشعار ارائهشده استوار است. همچنین تعدادی مجوز آماده در سایت لوح موجود است، که به افراد سالم واگذار میگردد.
ششم: شیطانبازی در حوالی کرج
با کشف کنسرتی شیطانی در باغهای اطراف کرج، آگاهان بر این نکته انگشت گذاشتند که بهتر است سازمان صدا و سیما مسؤولیت صدور مجوز و برگزاری همهی کنسرتها را بهعهده بگیرد، تا جوانان جاهل این مرز و بوم پرگهر گرفتار آلات طرب نشوند؛ یکی از بزرگان اهل خرد هم به همهی آنهایی که میخواهند گلاب به رویتان کنسرت برگزار کنند هشدار داد که از این اتفاق عبرت بگیرند و بدانند که درختهای باغ نمیتوانند جای گلدانهای سیما را در ارائهی موسیقی فاخر و پاکیزه بگیرند.
هفتم: خداحافظ همین حالا! نیا سوم، برو بالا!
فرزاد حسنی، مجری برنامهی مشکوک «کولهپشتی» به بیماری عجیبی مبتلا شده و فعلا نمیتواند در شبکهی سوم سیما حاضر باشد؛ این بیماری نادر که «درد گرفتن قلب در برخی شبکههای تلویزیون» نام گرفته است، باعث شد تا وی به آنتن زندهی شبکهی جامجم منتقل و در آنجا قرنطینه شود. سایت لوح همچنین وظیفهی خود میداند از نیروی انتظامی تشکر کند و به کسی هم مربوط نیست.