خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
منثورات
12 مرداد 1387
21 تیر 1387
10 تیر 1387
7 تیر 1387
منظومات
19 تیر 1387
18 اردیبهشت 1387
17 فروردین 1387
13 اسفند 1386
29 بهمن 1386
کاریکلماتورات
1 مرداد 1387
4 تیر 1387
4 خرداد 1387
8 اردیبهشت 1387
11 فروردین 1387
گذرنامه
12 خرداد 1387
23 اردیبهشت 1387
25 بهمن 1386
23 آذر 1386
29 مهر 1386
24 شهریور 1386

هفته‌ای که گذشت، همه‌چیز مرتب بود و کسی به کسی توهین نکرد و اگر هم کسی کاری کرد، به خودش مربوط بوده و به شما چه مربوط. هفت خبر مشکوک به مجاز را با هم مرور می‌کنیم و متفرق می‌شویم.

 

یکم: مگر مطبوعات بحران دارد؟!
بحران مخاطب مطبوعات ارتباطی با توقیف جراید ندارد. کشف دلیل پدیده‌ی بی‌مخاطبی روزنامه‌ها از سوی یکی از مدرسان روزنامه نگاری به تمامی نگرانی‌ها به‌شدت پاسخ داد. وی گفته است دلیل اصلی کاهش مخاطب مطبوعات کشور، غیرمردمی بودن و نیز گرایش آنها به دولت و احزاب دولتی‌ست. نگارنده‌ی این ستون معتقد است نباید به همین چهار روزنامه‌ی باقی‌مانده هم گیر بدهیم و بهتر است صدایش را درنیاوریم و همه‌چیز را مردمی بدانیم. ضمنا زبانم لال مگر دولت خدمتگزار غیرمردمی‌ست؟ سایت لوح به چنین تحلیل و چنین نگارنده‌ای موظف است که افتخار کند.

 

دوم: ای ممیز! شاد باش و دیر زی!
کیومرث منشی‌زاده، شاعر دهه‌های پیشین معاصر گفته است که شاعرها نیازی به منتقد ندارند. در گفتگو با وی توضیح بیشتری چاپ نشده است؛ اما تحلیلگران معتقدند معنای این حرف استاد آن است که معمولا بهترین منتقدان اشعار، همان ممیزان محترم وزارت ارشاد هستند. نگارنده از این فرصت استفاده می‌کند و به ممیز محترم بخش داستان سلام و ارادت می‌رساند؛ لطفا آن مجموعه‌ی طنزهای ما را که سه‌ماه است آن‌جا گیر کرده، رها فرمایید و خانواده‌ی طنز را از نگرانی برهانید.

 

سوم: ادغام قریب‌الوقوع سینما در سیما
یازدهمین جشن سینمای ایران به‌سلامتی و تا این لحظه بدون درد و خون‌ریزی برگزار شد و خواننده‌ی بزرگ و جدید معاصر، استاد پرویز پرستویی، حسین علیزاده را در جشن همراهی کرد. به‌کوری چشم حسودان تعداد فیلم‌های شرکت‌کننده در جشن آن‌قدر زیاد بود که جشن پر و پیمان برگزار شود و بازیگرهای خوش‌صدا و خوش‌سیما و بلکه خوش‌صداوسیما با هم کلیپ بخوانند. آگاهان امیدوارند سینمای ایران در همین سطح به‌زودی جمع بشود و راه برای جذب سینمایی‌های معاصر به موسیقی و تلویزیون هموار شود.

 

چهارم: جوان هستند و بی‌تجربه!
ندا صادق‌زاده با ۹ سال سن و نیما صادق‌زاده ۷ساله، اولین کتاب خود را با نام «پیرمرد و گاوهایش» چاپ کردند که نویسندگی داستان را ندا و تصویرگری آن را نیما بر عهده داشته است. نگارنده ضمن آرزوی موفقیت برای کودکان عرصه‌ی نویسندگی، امیدوار است با بالاتر رفتن سن آن‌ها و راهنمایی بزرگترها عبرت بگیرند و دست از این کارها بردارند و آینده‌ی خود را از تباهی و ننگ کار فرهنگی برهانند.

 

پنجم: بیمار آن صدای توام... بیشتر (لب) بزن!
ماجرای لب‌خوانی استاد علیرضا افتخاری در کنسرت بزرگ شهر رشت، خبر خوش موسیقایی دیگری بود که مثل بمب ترکید. استاد علیرضا افتخاری هم در دفاع از خود گفته‌اند که من برای کنسرت رفته بودم، اما نه در سالن کارخانه‌ی چی‌چی‌باف. گفتنی‌ست برخی از کارشناسان موسیقی، لب‌خوانی‌های پرتعداد استاد را در سال‌های اخیر در شبکه‌های مختلف سیما (و کی‌ به کی‌ است، صدا) دلیل بروز این سبک تازه از خوانندگی می‌دانند و از آن حمایت می‌کنند. سند این مدعا هم آن که برادران و خواهران شمالی بلیت‌های‌شان را پس دادند تا هم‌چنان استاد را در سیما ببینند و حظ وافر ببرند.

 

ششم: راز شهرت و خودکشی و بی‌بی‌سی در هدایت!
خسرو سینایی، کارگردان مشهور گفته است که اگر «صادق هدایت» عشق داشت، خودکشی نمی‌کرد. نگارنده‌ی این ستون که با وجود سن اندک بیش از سی و نه شکست پیاپی عاطفی و فنی را تجربه کرده است، با رد این نظریه اعلام می‌کند که امروزه عاشق‌ها رکورددار تعداد خودکشی در جهان هستند؛ به‌ویژه هدایت که عاشق شهرت بود و قطعا پس از آن که از سوی یکی از نویسنگان بزرگ معاصر فهمید که بی‌بی‌سی او را مشهور کرده و خودش ول‌معطل بوده است، لابد انگیزه‌ای قوی برای خودکشی پیدا کرده است.

 

هفتم: لیکن چنان نیا که بابام را خبر شود!
آخرین خبر آن که «محسن نامجو»، خواننده‌ی سنتی ـ پاپ ـ ایرانی ـ خراسانی ـ حوزه‌ی هنری ـ زمانه‌ی معاصر، که چندی پیش بی‌سروصدا از ایران خارج شد، قرار است پرسروصدا به ایران بازگردد و در تالار اندیشه‌ی حوزه‌ی هنری کنسرت بدهد. به‌گزارش برخی منابع آگاه که دانستن نام آن‌ها به‌صلاح ما و شما نیست، نامجو یکی از دلایل محکم برای اثبات نظریه‌ی «سیالیت در مجاز بودن» است؛ بر اساس این نظریه، شما در ایران کار خودتان را بکنید، حالا یا می‌گیرندتان، یا نمی‌گیرندتان. هنوز خیلی معلوم نیست چه کسی می‌گیرد.

نظرات

طنزش خیلی ظنز بود
:)

25 شهریور 1386 | ... |  mirror7007@gmail.com | آدرس وب

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: