هفتهای که گذشت، هفتهی مبارکی بود و دلایل این مبارکی هم به ما مربوط نیست؛ چند خبر مجاز فرهنگی و هنری را با هم مرور میکنیم و به دستاوردهای سخنرانیهای رئیسجمهور محترم در نیویورک نیز افتخار میکنیم. لطفا کسی روی دم ما پا نگذارد.
یکم: پیدا و ناپیداستی!
روزنامهی کارگزاران، که همواره ادعا میکرد به یک حزب بزرگ وابسته است، بهعلت بیپولی و گرسنگی کارکنانش جمع شد. خوشبختانه با این تعطیلی یکی دیگر از مراکز تولید و توزیع روزنامهنگارها در سطح کشور تخته شد و کارشناسان تاکید کردند که نفوذ ارثهای پدری و بیپولی مفرطی که در همهی لایههای حزب مزبور ادعا میشود، حقیقت دارد. یکی از بزرگان اهل تمیز هم هرگونه ارتباط خود را با این روزنامه تکذیب کرد و احتمالا برای گذران یک فرصت مطالعاتی، ناپدید شد.
دوم: تغییر کاربری شیطان
اعتراضها به مجموعهی تلویزیونی «اغما»، که در شبهای ملکوتی ماه مبارک رمضان ملت را از شبکهی یکم سیما سر کار میگذارد، همچنان ادامه دارد. برخی مقامات نسبت به ترویج خرافهپرستی در میان مردم هشدار دادهاند؛ پزشکان و پرستاران هم مثل همیشه به تخریب چهرهی خود اعتراض کردهاند؛ شنیدهها هم حاکیست که عدهای از اهالی مؤمن و خداجو اعتراض رسمی خود را نسبت به شیطان این مجموعه، که به چشم برادری بسیار وجیه و صاحبجمال هم هست، از مبادی رسمی و غیررسمی اعلام کرده و ابلیس را محکوم کردهاند. این وسط میماند صدا و سیما که کارش درست است.
سوم: کالای ایرانی مصرف کن!
انتشار افسانههای «توپوزقلی میرزا» که گویا مجموعهی قصههای عامیانهی یک روستاست و یک مرحوم اجنبی روزگاری جمعشان کرده، باعث زد و خورد خبری دو تن از پژوهشگران ادبیات ایرانی عامه شده است. آگاهان پیشنهاد میدهند برادران محقق، سراغ بخش دیگری از ایران بروند و اینبار با صلح و صفا افسانهها را گردآوری کنند. جایگزینی یک پژوهشگر ایرانی هم، که حداقل تا انتشار اثر تازه بهعنوان شاهد زنده بماند، برای رواج فرهنگ مصرف ایرانی مفید است.
چهارم: سنتور زدایی
پس از انتشار غرورآفرین آلبوم مشکوک محسن نامجو، حوزهی هنری ممکن است آلبوم محسن چاوشی را هم در بازار بریزد. چاوشی همان خوانندهی فیلم سنتوری است که مدتهاست در ادارهی ممیزی ارشاد در حال اکران است. یک کارگردان فیلمهای هنری که خود بارها در ستونهای اخبار ویژه اکران عمومی شده است، به خبرنگار ما اطمینان داد که بهتر است دستگاههای فرهنگی کار خودشان را بکنند؛ نهایتش این است که همهچیز تکذیب میشود.
پنجم: و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور...
وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، در گفتگویی شفاف با یک روزنامهی اسپانیایی، اعلام کرده است که مطبوعات ایرانی آنقدر آزاد و بدون محدودیت هستند که توقیف و تعطیلیشان در دولت نهم بسیار نادر شده است. یک مقام سابق اما آگاه هم از ایشان پرسیده است: کدام مطبوعات؟ سایت لوح هم هرگز وارد دعواهای خانوادگی نمیشود.
ششم: خصوصیسازی
یک نویسنده افشا کرده است که هیات مدیرهی انتشارات علمی و فرهنگی، کتاب او را که از ارشاد مجوز گرفته است، بازخوانی کردهاند و رای به حذف هجده مورد اصلاحی دادهاند؛ نگارندهی این ستون هم معتقد است که با اجرای طرح موسوم به «خصوصیسازی اعطای مجوز نشر کتاب»، ناشران میتوانند بار ادارهی ممیزی کتاب را خود بر دوش بگیرند. فعالان بازار هم موضع خاصی نگرفتهاند.
هفتم: احتمال کاندیداتوری یانگوم
یک مقام ارشد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هم در عین ناباوری، خبر حضور یانگوم و آمیتا باچان را در ایران اعلام کرد. خبرنگاران که منتظر شنیدن خبرهایی دربارهی حراج مجسمهی سرباز هخامنشی و عبور راهآهن از نقش رستم بودند، از خوشحالی دیگر سؤالی نپرسیدند و مشکلات گردشگری ایران هم به خوبی و خوشی حل شد. خبرهایی هم از رایزنی چند حزب مردمی با یانگوم، برای کاندیداتوری در انتخابات شنیده شده است.