خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
منثورات
16 شهریور 1387
13 شهریور 1387
28 مرداد 1387
12 مرداد 1387
21 تیر 1387
منظومات
19 تیر 1387
18 اردیبهشت 1387
17 فروردین 1387
13 اسفند 1386
29 بهمن 1386
کاریکلماتورات
3 شهریور 1387
22 مرداد 1387
1 مرداد 1387
4 تیر 1387
4 خرداد 1387
گذرنامه
12 خرداد 1387
23 اردیبهشت 1387
25 بهمن 1386
23 آذر 1386
29 مهر 1386
12 آبان 1386

خبرهای فرهنگی و هنری هفته‌ای را که گذشت، در حالی مرور می‌کنیم که همه چیز امن و امان است و مذاکرات هسته‌ای مثل همیشه مثبت است و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست؟ خبرها را بخوانید و تا پلمپ نشده‌اید، بگریزید.

 

یکم: سه‌شنبه چرا بدون هماهنگی با روابط عمومی ما؟
با درگذشت ناگهانی قیصر امین‌پور، شاعر ارزشمند و بلامانع معاصر، تمامی مسؤولان فرهنگی و غیرفرهنگی و جناح‌های سیاسی در عزای او گریبان چاک کردند. شهرداری فورا عکس‌های بزرگ او را در خیابان‌ها آویخت و یک حزب در بیانیه‌ی خود، ضمن محکوم کردن مرگ ناگهانی قیصر، اعلام کرد که می‌خواسته وی را سرلیست خود در فهرست انتخاباتی گتوند کند، اما ناگهان زود دیر شده است. عده‌ای از روشنفکران هم پس از چندین روز بحث درباره‌ی دولتی بودن یا نبودن قیصر، بالاخره به تفاهم رسیدند و ملتی از نگرانی درآمد. پیش‌بینی می‌کنیم با درگذشت قیصر و اتمام همه‌ی خطرهای احتمالی، به‌زودی هشت جایزه به نام او تاسیس، اهدا و فراموش شود.

 

دوم: جایزه‌ها کشت مرا!
زد و خورد‌های رسانه‌ای بر سر میراث مرحوم هوشنگ گلشیری ادامه دارد؛ بزن‌بزن‌های فرهنگی از دوره‌ی پیش و بر سر نحوه‌ی داوری‌ها آغاز شده است و تعدادی نویسنده هم که تازه بیدار شده‌اند، این روزها همه چیز را محکوم می‌کنند. یک منبع آگاه هم که پارسال لایق جایزه‌ی نخست بوده اما حذف شده است، تهدید کرده که اگر امسال اول نشود، به روح آن مرحوم قسم خودش را وسط مراسم اهدای جوایز آتش می‌زند. متاسفانه منابع رسانه‌ای هنوز نظر روح مرحوم گلشیری را دریافت یا منتشر نکرده‌اند.

 

سوم: تشکر! تشکر!
اداره‌ی اماکن در اقدامی غیرمنتظره و بی‌دلیل، پلمپ فروشگاه انتشاراتی موسوم به ثالث را باز کرد. اگرچه شکر خدا آن بخش از فروشگاه که در پوشش کافی‌شاپ به پاتوق عده‌ای افراد بی‌کار و معتاد تبدیل شده بود، هنوز باز نشده است؛ اما افکار عمومی انتظار دارد اداره‌ی اماکن در جمع‌آوری اراذل و اوباش و معتادان تابلوی کتاب‌خوان کوتاهی نکند. یک فرزاد حسنی هم که در این لحظه پرسیده بود: «افکار عمومی یعنی چه کسانی؟» با هوشیاری افراد همیشه در صحنه دچار ناراحتی قلبی و سپس جمع‌آوری شد.

 

چهارم: طرح ملی سهمیه‌بندی مطالعه
با راه‌اندازی بازار سیاه بن‌های الکترونیکی کتاب در هفته‌ی گذشته، برگ زرین دیگری بر افتخارات بخش فرهنگی دولت افزوده شد؛ گزارش روزنامه‌ی جام‌جم ثابت کرد که این اقدام دولت هم آن‌قدر موفق بوده است که مانند کارت سوخت بازار سیاه دارد؛ یک منبع مشکوک اشاره کرده که بن الکترونیکی با هدف پایان دلالی‌ها عرضه شده است... که خوشبختانه هواداران او را هو کردند. سایت لوح بن کتاب شما را خریدار است.

 

پنجم: چهره‌ی شطرنجی یک شغل
بیش از دویست روزنامه‌نگار در نامه‌ای ناگهانی به بخت خود لگد زدند و از روزنامه‌ها به‌خاطر اخراج روزافزون خودشان انتقاد کردند. این عده که به نظر می‌رسد موضوع اخلاق حرفه‌ای و رسالت روزنامه‌نگاری را جدی گرفته‌اند، تقاضای نابجای خود را مبنی بر دریافت حقوق ماهیانه‌ی منظم و محترم شمرده شدن در جامعه مطرح کرده‌اند، که با خنده‌ی مدیران مسؤول مواجه شده است. یک روزنامه‌نگار باتجربه به خبرنگار لوح افزود: واقعا که این جوان‌ها چه رویی دارند.

 

ششم: بررسی شد
پس از تذکر مسؤولان بلندپایه‌ی نظام درباره‌ی مظلومیت بخش فرهنگ، تعدادی جلسات مشترک و شعارهای فوری کافی در راستای رفع مظلومیت از بخش فرهنگ در رسانه‌ها منعکس شد و انتظار می‌رود مظلومیت نام‌برده رفع شده باشد.

 

هفتم: منو رها کن از این!
رضا رشیدپور، که یک سردار پلیس را در نخستین برنامه‌ی دموکرات‌بازی خود، با نام «مثلث» روی آنتن شبکه‌ی تلویزیونی تهران برده بود، دچار حمله‌ی قلبی و قبلی شد و به تعویق افتاد. گفتنی‌ست کارهای جلف او مبنی بر رای‌گیری مردمی و سؤال‌هایی درباره‌ی عملکرد نیروی انتظامی باعث این حمله‌ی قلبی شده است.

نظرات

همان شکلکی که از خنده دارد می‌میرد

18 آبان 1386 | لیلا |  azar_lmm@yahoo.com | آدرس وب

جلال جان آخرشی خدایی

19 آبان 1386 | ساپورتر |  بدون email | بدون آدرس وب

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: