هفتهای که گذشت، بسیار تلخ و دردناک گذشت و بشر در اندوهی شگرف دست و پا زد؛ نخست به این دلیل که من خسته و سرماخورده بودم و دیگر آن که همهی ما حالا اطلاع موثق داریم که همه خستهاند؛ بنابراین خبرهای فرهنگی و هنری را مرور میکنیم و دلیلی هم ندارد.
یکم: کریستی قهرمان! دمت گرم! ننگت باد!
با فروش خوب آثار تجسمی ایرانی در حراج بیتربیتی کریستی، هنرمندان و وطندوستان گیر افتادند که طرف سرباز بیسر هخامنشی را بگیرند، یا دلارهای زشتی را که از فروش آثار به دست آمده تحویل بگیرند. یک مقام آگاه هم که معلوم نیست چرا هم دربارهی شیرخشک و هم دربارهی قیصر امینپور اظهارنظر میکند، خوشحالی خود را از این که فعالیتهای تبلیغاتی ایران قیمت سر سرباز هخامنشی را در حراج پایین آورده ابراز کرد و دوباره ناپدید شد. عدهای از هنرمندان هم به این که آثارشان به کریستی راه پیدا نکرده، بهشدت اعتراض کردند و آن را بازی مشکوک انگلیسیها خواندند.
دوم: طرح بزرگ سهمیهبندی مفاخر ملی
تلویزیون ترکمنستان که مثل همهچیز این کشور ملی است و در تملک آقابزرگشان، ابوسعید ابوالخیر را عارف و شاعر نامی ترکمن نامید. به این ترتیب ایران میتواند تا سال ۲۰۲۰ میلادی طرح جهانی صدور مفاخر فرهنگی را به همهی کشورهای جهان اجرا کند. منایع آگاه از ولز خبر دادند که بهزودی سعدی شیرازی در مراسمی مجلل در تاریخ این کشور چپانده میشود؛ قرار است در عوض یک فوتبالیست ایرانیالاصل در ولز کشف و فورا به نفع ایران ضبط شود.
سوم: در زمان شاه خنجر میزنند!
اظهارنظرهای عاطفی ـ فنی دربارهی قیصر امینپور همچنان ادامه دارد؛ در مراسم بزرگداشت وی که با مرگ بهموقع خود توانست محور تبلیغات مؤثر بسیاری از سیاسیون شود، مجری حرفهای بدی دربارهی وزارت ارشاد زمان شاه و روشنفکران دورهی طاغوت و از این قبیل زد که حاضران هم نچنچ کردند و مراسم به خوبی و خوشی تمام شد.
چهارم: روزنامههای خوب
نمایشگاه بزرگ خبرگزاریها و مطبوعات در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان افتتاح شد. خوشبختانه با تعطیلی چند سایت خبری و روزنامهی اضافی، امسال جای کافی برای همهی رسانههای فعال در نمایشگاه هست. تازهترین پژوهشها هم نشان میدهد که ۹۹.۳ درصد از مردم تنها به یکی از روزنامههای صبح اطمینان دارند و بقیهی روزنامهها برای تزئین دور این روزنامه روی دکهها منتشر میشوند.
پنجم: تازهترین آلبوم اندی مجوز گرفت؟
وزارت ارشاد اعلام کرده است که تنها سازمان صدا و سیما میتواند برای ساخت «موسیقی رسانه» مستقل عمل کند و بقیهی دستگاههای فرهنگی باید از ما مجوز بگیرند. در همین راستا و برای احتیاط بیشتر، چند کنسرت در حوزهی هنری جمع شد. خبرهایی از لسآنجلس حاکیست که بهزودی دفتر اعطای مجوز ارشاد در آنجا افتتاح میشود تا موسیقی ایرانی کلا سامان بگیرد. یک منبع موثق هم گفت مهم عمل کردن به تکلیف است، نه نتیجه.
ششم: سینما به خانهات برگرد!
مدیر شبکهی یک سیما افشا کرده است که در دو سال اخیر، برای «ایرانیسازی» هرچه بیشتر این شبکه، در «باکس» عصر جمعهها فقط فیلم سینمایی ایرانی پخش شده؛ وی همچنین افزده است که اگرچه پخش فیلم خارجی برای ما ارزانتر تمام میشود، اما ما برای پیشگیری از تاثیر بد آن روی جوانان ایرانی، فقط فیلم ایرانی پخش میکنیم. وی همچنین دربارهی پخش نشدن تیزرهای سینمای ایران، پخش گزیدهای از فیلمهای مهرجویی و نیز موضوع بیاهمیت حقوق مالی صاحبان این آثار اظهار نظری نکرد تا فضول برود جهنم.
هفتم: شاهنامه با تصحیح استاد نوریزاد
با پایان یافت سریال حماسی یانگوم در شبکهی دوم سیما، بسیاری از مخاطبان علاقمند رسانهی ملی در تماسهای فراوان با اینجانب، ضمن تسلیت این ضایعهی فرهنگی اعلام کردند که تنها امیدشان در شبهای سرد پاییز، سریال حماسی ـ فراتاریخی ـ مستندوار ـ ارزشمند ـ افشاگر ـ فرافهم «چهل سرباز» است. یکی از شنوندگان حساس هم از کارگردان چهل سرباز خواسته است تا نسخهی جدید شاهنامهی فردوسی را که به زبان قاجاری در این سریال خوانده میشود، منتشر کند.