باز مجلس، باز اعتراض و باز هم شایعات. انگار هر سریالی که از نظر تبلیغاتی گسترده باشد و از نظر بیننده پر طرفدار، این بلایا هم به سرش می آید و ساعت شنی هم از این قاعده مستثنا نبوده است. سریالی که تحت حمایت سازمان بهزیستی کشور ساخته شده است و مضمونی اجتماعی دارد.
"شکستن خط قرمزها" مهمترین ویژگی بوده است که مجلات و روزنامه های زرد برای ساعت شنی در نظر گرفته اند.خط قرمز هایی که به ظاهر درست به نظر می رسد اما در واقع ، تایین این ویژگی برای سریال ساعت شنی خنده دار است.زیرا ساعت شنی هیچگونه خط قرمزی را نشکسته است بلکه به موضوع تازه ای می پردازد که در جوامع حقوقی سالها مورد بحث بوده و در غرب آن را برده داری نوین می نامند؛ یعنی اجاره رحم.تازگی این موضوع برای بیننده عام تنها در این امر خلاصه شده است که او در قاب تلویزیون این معضل را مشاهده نکرده و با چنین واقعیه ای آشنا نبوده والا اگر او از باب حقوقی و انسانشناسی دست به تحقیق و مطالعه می زد می توانست سالها پیش با این معضل آشنا شود.جدا از این معضل آشکار، بحث "توصیه ندیدن این سریال توسط افراد زیر شانزده سال" جنجالی دیگر آفرید که مجله های زرد را پس از بیکاری بعد فاجعه یانگومیسم بر آن داشت تا شایعه پراکنی کنند و آنقدر حاشیه بسازند که تمرکز غیر قابل لزومی روی این سریال شود تا بالاخره تصمیم گیری شود سریال پس از یک هفته توقف ، فقط شنبه ها پخش گردد.
نه تنها ساعت شنی بلکه سریالها و برنامه های دیگر رسانه ملی ما در پاره ای از اوقات تحت هجوم بی مورد محافل سیاسی،اجتماعی و رسانه ای قرار می گیرند.این نوع تمرکز بیش از حد منجر به عواقبی می شود که اکثر آنها مضر هستند؛ به وجود آمدن حاشیه و زیر ذره بین قرار گرفتن برنامه توسط بیننده از عواقب اینگونه رفتارهاست.اینکه درمورد برنامه ای حساسیت نشان داده شود، باعث خواهد شد که بیننده با دیدگاه متفاوت از منبع انتقاد کننده به برنامه و حاشیه هایش نگاه کند و این عامل روانی هم اکنون درباره "ساعت شنی" هم اتفاق افتاده است و بینندگان با ریز بینی خاصی به این حاشیه ها نگاه می کنند.
اگر با دیدی منطقی و بدون هیچ گونه قصد و غرضی به این معضل نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که به وجود آمدن این حواشی و حساسیتها با انتقادها سر می گیرد و انتقاد حق هر فرد سیاستمدار یا رسانه ایست اما چه عاملی باعث می شود این انتقادها تبدیل به معضل شود؟! من اسم این عامل را تبلیغ منفی رسانه ای می گذارم.تبلیغ منفی که روزنامه های زرد انجام می دهند باعث به وجود آمدن این معضلات می شوند و سوال اینجاست که چرا جلوی این تبلیغات منفی گرفته نمی شود؟ چرا تعداد مجلات و روزنامه های زرد کاهش نمی یابد؟ چرا این مجلات در حال افزایش هستند و برخورد قانونی با آنان نمی شود؟ و از اینگونه سوالات که ممکن است تا چند روز پشت سر هم در ذهن ما نقش ببندد.
تبلیغات منفی و بوجود آوردن حاشیه ها نیاز به یک عکس العمل جدی از سوی رسانه ملی داشت که این شبهات را بر طرف کند و صدا و سیما در قالب یک برنامه تحلیلی روانشناسانه جواب این حاشیه سازی را داد.برنامه ای که در روزهای گذشته در نظر گرفته شد و مخاطبان زیادی هم داشت.اینگونه برخورد منطقی با سریال ، بیننده ومنتقدانش از سوی رسانه ملی جای بسی تمجید و تشکر دارد اما سوال اینجاست که چرا در اواسط پخش سریال و به اوج رسیدن گره های داستانی این برنامه به جای سریال در نظر گرفته شد؟ با اینکه به عنوان یک مخاطب این برخورد را یک فاصله گذاری منطقی می دانم اما هرگز نمی توان قطع سریال آن هم در قسمتهای مهمش یک عمل استاندارد و حرفه ای دانست و حداقل می شد در ساعاتی دیگر از ساعت پخش سریال این برنامه کارشناسانه را پخش کرد و راهی برای حل این مساله اندیشید.
با تمام این تفاسیر باید منتظر عکس العملهای مختلف رسانه ها در مقابل قسمتهای بعدی ساعت شنی ماند تا بتوان رابطه این موضوع به ظاهر جنجالی را با حواشی که ممکن است بعدها بوی تازه ای به خود بگیرد ؛تحلیل و تفسیر کرد.