خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
14 اردیبهشت 1387
13 اردیبهشت 1387
11 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
4 اردیبهشت 1387
18 فروردین 1387
9 فروردین 1387
6 فروردین 1387
5 فروردین 1387
7 اردیبهشت 1387
1 اردیبهشت 1387
6 اردیبهشت 1387
8 فروردین 1387
20 بهمن 1386
31 فروردین 1387
20 فروردین 1387
11 فروردین 1387
5 فروردین 1387
8 بهمن 1386

پریدخت هم تمام شد. با تمام کش و قوس ها، حاشیه ها و تاثیرگذاری که نداشت! شاید از خود بپرسید که مگر می شود یک سریال مناسبتی مخاطبان زیادی داشته باشد اما تاثیر گذار نباشد و اگر تاثیر گذار نبود چگونه مخاطب پیدا کرد؟
سریال پریدخت ساخته ی سامان مقدم و با نویسندگی احمد رفیع زاده (نویسنده ساعت شنی) پر بود از گره هایی تکراری، غافلگیری های قابل پیش بینی آن هم بدون هیچ گونه علت و معلولی. اتفاق ها جول محور یک شخصیت به نام پریدخت می گذرد اما با این حال پریدخت، شخصیت اصلی نیست زیرا به شخصیت نادرخان بیشتر پرداخته می شود و پس از اتفاقاتی، شخصیت اصلی نصرت می شود و این جابجایی ها با توجه به اینکه نام سریال هم پریدخت است عجیب به نظر می رسد. اینها به تنهایی ضعف های دراماتیک سریال هستند یعنی مشخص نبودن شخصیت محوری یا داستان محوری فیلمنامه که اگر بخواهیم تک تک به جزئیات بپردازیم کار به درازا می کشد اما سوال اینجاست که چرا ما با اینهمه ضعف دراماتیک فیلمنامه به پای تلویزیون نشسته ایم و سریال را هر شب تماشا کرده ایم؟
سامان مقدم کارگردان باهوشی است. این هوش را می توان از فیلم های سینمایی که تا بحال کار کرده است متوجه شد. پارتی، مکس و کافه ستاره سه نمونه از موفقیت های مقدم در عرصه سینماست. همچنین کلیپ ها ی او که برای جام جهانی و و جشن خانه سینما ساخته شد و مورد توجه هم قرار گرفت. در پریدخت هوش سامان مقدم در انتخاب بازیگران سریال مشخص می شود. بازیگرانی که گرچه بد یا خوب نقش شان را ایفا کرده اند؛ اما برای بینندگان چهره های دوست داشتنی و مطرحی هستند. حضور بازیگرانی چون علی مصفا که این سالها کم کار شده است، کامبیز دیرباز که به بازیگر مطرحی تبدیل شده و لیلا حاتمی و داریوش ارجمند شناخته شده موجب شد که سریال جذاب شود.
انگار سامان مقدم خیلی خوب می دانست که با وقت کمی که در اختیار او قرار داده شده بود و ضعف هایی که در فیلمنامه وجود دارد با حربه ی دیگری نمی تواند تماشاگر را به پای تلویزیون ها بکشاند و البته راضی نگه دارد.
اما آیا راضی نگه داشتن تماشاگر بوسیله ی چهره ها آن هم بدون هیچگونه تاثیر گذاری لزوم ساخت یک سریال مناسبتی برای رسانه ملی ماست که فرهنگ سازی را ملاک کار خود قرار داده است؟ سریال شب دهم را به خاطر می آورید. شب دهم هم از ضعف هایی رنج می برد که در اینجا نیاز به یادآوری آن نیست اما موفقیت آن سریال بحث تاثیر گذاری بر روی تماشاگر است. حسن فتحی هوشمندانه بوسیله ی قرار دادن تعزیه در چند مقطع از سریال و گریز به واقعه عاشورا با توجه به اینکه سریال در ایام ماه محرم پخش می شد، این سریال را در ذهن تماشاگر باقی حک کرد و تأثیر خود را گذاشت. بی ربط بودن یا بهتر بگوییم کم ربط بودن پریدخت با ایام عاشورا هم یکی دیگر از ضعف های سریال است که بسیار عمیق و اساسی است اما پنهان می نماید.
موسیقی پریدخت بر عکس عوامل دیگرش یکی از حسن های سریال است. موسیقی که فوق العاده خوب بر روی تصویر نشسته بود و بر بار دراماتیک بسیار زیاد تأثیر می گذاشت به صورتی که از اوایل به نمایش در آمدن سریال در قاب شیشه ای موسیقی متن و تیتراژ سریال بر روی سایت ها گذاشته شد و مورد استقبال قرار گرفت.
شاید به قول یک نویسنده ی محترم مشکل پریدخت، مؤلفه هایی بود که انتظار ضعف از آنان نمی رفت یعنی فیلمنامه و بازیگری، اما نباید از تدوین کار هم گذشت. تدوین پریدخت تشکیل شده بود از فید شدن های فراوان که نوید پایان قسمت را می داد اما باز سکانس دیگری را می دیدیم. ضعف تدوین تبدیل شده بود به غافلگیری های پیاپی که بیننده را گیج می کرد و حد فاصل بین سکانس ها که تماماً با فید ها پوشانده شده بود.
پریدخت با تمام ضعف ها و قوت هایی که داشت از آن دسته سریال هایی ست که خنثی به نظر می رسد و در آینده به یادگار نخواهد ماند. 

نظرات

دراین متن هیچ گونه دلیل منطقی وفنی بیان نمی شود نویسنده مدام اعتقاد خود رادر غالب جملات مختلف ریخته ولی دلیل آن را نمی گوید

10 بهمن 1386 | مجید |  mrfeizian@gmail.com | بدون آدرس وب

كاملا با نظرات نويسنده موافقم

3 اسفند 1386 | باران |  بدون email | بدون آدرس وب

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: