خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
تئاتر
14 اردیبهشت 1387
13 اردیبهشت 1387
11 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
موسیقی
4 اردیبهشت 1387
18 فروردین 1387
9 فروردین 1387
6 فروردین 1387
5 فروردین 1387
تجسمی
7 اردیبهشت 1387
1 اردیبهشت 1387
رسانه
6 اردیبهشت 1387
8 فروردین 1387
20 بهمن 1386
هنرسرا
31 فروردین 1387
20 فروردین 1387
11 فروردین 1387
5 فروردین 1387
30 خرداد 1386

همیشه بوق و کرناهایی وجود دارد که آدمی به دل می‌بندد و تا مدتها خود را به آن وابسته می‌داند. وابستگی به صدا و تصویری که مدتها است خودنمایی می‌کند و تا کنون ادامه دارد و خواهد داشت. آموزگاری که آموزش‌های فراوانی نصیب بشریت کرده است. زبان گویایی که از آخرین اطلاعات و اخبار روز دنیا همگان را مطلع می‌کند. جادوگری که از هر حرکتش عده‌ای را به تعجب وا می‌دارد و آدمی را ساعتها زمین‌گیر می‌کند. شعبده بازی که آنقدر تردستی آموخته و آنچنان چیره دست است که می‌توانید تا مدتها روی شعبده‌های آن حساب باز کنید. جعبه‌ای که شامل میلیاردها بیننده و شنونده است. ظرفی که هر چه در آن بریزیم قالب آن خواهد شد. او تابع عقاید و افکار،‌ نشانگر سطح دانایی و توانایی، گویای نگرش ملل است. او نشانگر سالها تمدن و ترقی در زمینه‌های مختلف می‌باشد. یک مینای جهان‌نما. لامپ تصویری او مانند بورس بالا و پایین می‌رود و این خود یکی از جذابیت‌های این شعبده باز زبردست است.

راستی شما طرفدار کدامیک از گزینه‌های این جعبه هستید؟ کدامیک از آنها را به سایر انتخابها ترجیح می‌دهید؟ طرفدار برنامه‌های ورزشی و سرگرمی هستید، برنامه‌های علمی تخیلی، برنامه‌های ادبی هنری را دنبال می‌کنید و یا برنامه‌های نقد را ترجیح می‌دهید؟ خوب مسلم است از میان انتخابها به یکی از آنها تمایل دارید. آیا به ملزومات داشته‌های برنامه‌ای که طرفدارش هستید فکر کرده‌ای؟ آیا همیشه تمام و کمال آنچه که می‌خواستید را در آن یافته‌اید؟ نقصی به چشمانتان نیامده است؟ شما جزوء هیئت داوران هستید، اعضایی که دوران یک برنامه محسوب می‌شوند، حق شماست که نقایص یک انتخاب را گوش زد کنید. اینطوری با خودتان راحتتر کنار می‌آیید.

مدتها بود که می‌خواستم دوباره برنامه «شب شیشه‌ای» بنویسم. اما به دلیل یا دلایلی این امر محقق نشد تا اینکه تکرار برنامه «گلشیفته فراهانی» را روی آنتن دیدم. نمی‌دانم شاید ذوق و نحوه سپاسگزاری‌ام از عمو رسول (زنده یاد رسول ملاقلی پور) باعث شد که دوباره فکرم را معطوف به این برنامه کنم. زمانی که «عبور شیشه‌ای» پخش می‌شد بارها شایع شد که این برنامه ادامه پیدا نخواهد کرد. در صورتی که من احساس می‌کردم این برنامه نیازمند یک مکمل است که خوشبختانه این چنین شد. این امر سبب شد که تهیه کننده برای کامل کردن موفقیت نیمه‌کاره‌اش، برای موفقیت ایده‌هایش برنامه‌ای این چنین ترتیب دهد تا بتواند نیمه خالی لیوان را هم پر کند. به همین مناسبت و با این غریضه «شب شیشه‌ای» متولد شد و روی آنتن رفت. یک Talk show اوژینال و بدون اقتباس. برنامه ای همسان arte فرانسه و برنامه‌ای تلویزیونی در شبکه ZDF .

فضای «شب شیشه‌ای» گاهی سفید، سیاه، قرمز، آبی و ... است. این رنگ بستگی به نوع مهمان و نحوه نگرشش دارد. در اینجا همیشه گوشهایی برای شنیدن باز است و چشمهایی برای دیدن.

عامل نوینی در پیشرفت و ترقی یک برنامه که اولین امتیاز می‌تواند به حساب آید. می‌دانید، ماندگار کردن یک برنامه در بین اذهان عمومی کاری بس دشوار است آن هم با بینندگان سخت‌گیر، نکته سنج و همچنین دل نازکی که ما داریم. آنها با کوچکترین حرکتی دل زده می‌شوند و مسیرشان را عوض می‌کنند. به واقع باید خیلی مراقب بود. اینجا مرکز حل مسائل فرهنگ و هنر نیست بلکه یک جایگاه نقد است برای شناختن کاستی‌ها و نمایان کردن پیروزی‌ها. میهمانی که در این نقد خانه حضور پیدا می‌کند، حرفی برای گفتن دارد و به چالش کشیده شدنش هم طبیعی می‌داند. شاید یکی از محرکهای این برنامه باشد که هر کس و هر نفر برای حضورش دلیلی را محرز بداند. اینجا نیازی نیست که پانتومیم کار شود و بدون انگیزه زمانی را سپری نماینده بلکه باید غلیان و جوشش را پدید آورد و راندمان یک تلاش گروهی را نمایان ساخت. این حرکت و این گام، یک حرکت نئورئالیستی (نوین) است که این را باید به فال نیک گرفت. «شب شیشه‌ای» برنامه‌ای است متعلق به مردم و توقعاتی که آنقدر گسترده است که پوشش دادنش کار ساده‌ای نیست. می‌دانید Talk show ها به خاطر نوع خاص ارتباطش که در معرض دید تماشاچی قرار می‌گیرد ذاتاً جذاب است و چه بسا معادل تصویری نشریه‌های عامه پسند به حساب می‌آیند. همیشه پورسویت (دنباله‌روی) تلویزیون، سینما، تئاتر و موسیقی مبانی یک برنامه موفق است که تمام این‌ها جزوء ارکان «شب شیشه‌ای» محسوب می‌شود. حرف مغلوب و غالب نیست. هر کس وظیفه خودش را انجام می‌دهد. این برنامه شاید تلنگری باشد برای کسانی که از چنین فضاهایی برای ترقی استفاده نمی‌کنند و خود، نگاه‌هایشان را معطوف به ساختن کپی از برنامه‌های قبلیشان دارند که هیچ سودی عاید مردم نمی‌کند و نخواهد کرد. قصد نقد و اعضای کابینه آن، ترور شخصیت نیست. فقط روشن کردن یک فرد را به عهده دارد. شاید خودتان در این مدت تا این لحظه موضوع را متوجه شده باشید. عنصر اصلی، زندگی «سفیدها» و «ناسفیدها» روی یک برگ کاغذ است. متفاوت بودن نوع اجرا در برقراری ارتباط با مخاطب و ادامه دادن سوژه. در «شب شیشه‌ای» رضا رشیدپور می‌کوشد تا با آزمون، راهی تازه به صمیمیت و نادیده نمایی اکتفا نکند. گاهی چالش و جدل با مهمان، مهمان را عصبی می‌کند. خیلی‌ها به او معترض‌اند که آداب و رسوم مهمان نوازی را رعایت نمی‌کند. گاه پیله می‌کند به چیزی، گاه مچ می‌گیرد و گاهی هم کلنجار می‌رود. آخر او، نوک پیکان این برنامه است. البته رفتارهای پیش‌بینی نشده‌اش را قبول دارم که دود از سر آدم بلند می‌کند. اما باید قبول کرد که در نوع اجرا فردی موفق بوده است. مجری باید پرسونالیته (شخصیت، فردیت) نو و نوینی داشته باشد که کشش بیننده را به ادامه برنامه ترغیب کند تا بتواند درصد موفقیت را تضمین کند. مسلماً، رضا رشیدپور بوکسور و «شب شیشه‌ای» هم میدان تسویه حساب نیست که در پایان برنامه به صورت مهمان نگاه پیروزمندانه‌ای بیاندازد. از امتیازات دیگر برنامه این است که دادن هدایا از رسوم آن نیست زیرا یک هنرمند ارزشش بیش از اینهاست. چنین امتیازها، بردها سبب شده است همبستگی، یکرنگی، اتحاد رنگ نبازد. در این جا می‌توان به گفته‌ای از تولستوی هم اشاره کرد که می‌گفت: آدمیان برتر نمی‌شوند مگر با همدیگر.

خوب از قدیم گفته‌اند: چون حسنش گفتی / عیبش نیز بگو. ببینید، تمام تلاش‌های اکیپ «شب شیشه‌ای» درست، عالی و چشم‌گیر. داشتن SMS ، موسیقی، دکور، نور، وجود Mastersh.t (نمای کلی)، استفاده از نمادهای P.O.V (نماهای مورد نظر) که چنین هنرنمایی‌هایی جای تشکر و سپاس از کارگردان را جایز می‌دارد. اکنون هم به چندی از معایب برنامه‌ای موفق به صورت تیتر وار می‌پردازم. گمان می‌کنم که شما هم گزینه‌های انتخابی اینجانب را تأیید کنید، شاید هم نه.

و اما معایب:

1- پخش ملودی در حال صحبت کردن مهمان چه لزومی دارد؟ می‌خواهید صدای مهمان را نداشته باشیم.

2- آب پرتقال با لوگوی شب شیشه‌ای در فضا چه ضرورتی را القاء می‌کند؟

3- پروژکتورهای بالای سر مهمان نشان دهنده آن است که اینجا دادگاه است یا فقط جنبه نمایشی دارد؟

4- Close up های پی در پی از چهره دعوی گویای چیست؟ می‌خواهید بگویید آن قدر قدرت دارید که هر کس را بخواهید می‌تواند روی صندلی قرمزتان بنشانید؟

5- تو حرف پریدن، بریدن حرف مهمانتان از زمره واکنشهای حرفه‌ای مجری برنامه است و یا فنی که نبض مصاحبه را به دست بگیرید؟

6- تعویض دوربینهایتان دیگر چه فلسفه‌ای دارد؟ نکند که می‌خواهید مثل برنامه نود خطاها را نشانه بروید؟

خوب، این شش نقص فکر کنم کافی باشد برای اینکه یک جلد کتاب برای توضیحات ارائه کنید.

شیوه پینگ پنگی در گفت و گو برای همه جذاب است. شما و همکاران زحمتکشان خون و دل خورده‌اید تا این برنامه را به طور زنده پخش کنید. پس وقتی قرار است رضا کیانیان، بهرام رادان، هانیه توسلی، رضا صادقی و ... را با هزار بدبختی و مصیبت به برنامه دعوت کنید بهتر است که به فکر راه حل‌هایی باشید که برنامه موفق ارائه کنید، آقای رشیدپور.

بله. آقای رشیدپور عزیز، تفاوت با «لری کینگ» و حتی «محمدعلی اربیل» ترکیه‌ای هم زیاد است. البته هر کس با نوع امکاناتش و تلاشش باید مورد ارزیابی قرار بگیرد که مطمئناً شما هم این احساس را پیدا کرده‌اید.

و حرف آخر:

خسته نباشید تیم «شب شیشه‌ای» به خاطر تلاشهای بی‌وقفه‌تان، بابت دودندگی‌هایی که نامتان را بر لوح به زیبایی نمایان ساختید.

 

نظرات

nazarate jalebi bood
ama man baz ham fekr mikonam onja dadgah hast
baz ham nazariyate shakhsi bish az had dekhalat darad
baz ham

mosahebe 2 tarafast
va baz ham ........................
mamnoon az neveshteye ziba hamarah ba farmooshiye chand nokte
khob khosh shad bashi

31 خرداد 1386 | golnaz |  goli_khaanoom@yahoo.com | بدون آدرس وب

به نظر من مجری شب شیشه ای تا حدودی مغرور هستند . طوری که انگار تیم بزرگی را که در تهیه این برنامه نقش دارند را نمی بینند و فقط خودشان را مهم می دانند. در حالی که این برنامه درصد بالایی از موفقیتش را مدیون عوامل پشت صحنه بود.

1 تیر 1386 | رضا |  بدون email | بدون آدرس وب

تحلیل خوبی بود. منصفانه و با نگاه ریز کارشناسی
موفق باشید

10 تیر 1386 | علی |  بدون email | بدون آدرس وب

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: