سالها پیش بود که شنبه شبها خیابان ها خلوت می شد و اثری از رهگذران نبود.سالها پیش بود که با داشتن دو شبکه نیمه وقت در رسانه ملی مان به دیدن سریال(سالهای دور از خانه) می نشستیم و از دیدن آن سریال اخلاقی لذت می بردیم.سالها پیش بود که......
حدود 26 سال از آن روزها می گذرد.روزهایی که تا این حد رسانه ها پیشرفت نکرده بودند و رسانه های آن موقع نمی توانستند تا این حد جامعه را تحت تاثیر تبلیغات خود قرار دهند. بیست وشش سال گذشته است و سطح علمی و هنری مردم به الطبع باید پیشرفت کرده باشد. پیشرفتی که نشان از تشخیص و قضاوت آنان در امور فرهنگی و هنری داشته باشد.
و اکنون یک سال و نیم است که جمعه شبها خیابان ها خلوت نمی شوند و می شوند. مردم به پای تلویزیون هایشان می نشینند و نمی شنینند اما هر که در هر جای میهن مان زندگی می کند، سریال جواهری در قصر را می شناسد و حداقل یک قسمت از آن را دیده است...سریال جواهری در قصر مجموعه ای است که پس از سالها توانسته است موفقیت سریال شرقی سالهای دور از خانه را تکرار کند، اما این موفقیت تنها به محبوبیت سریال خلاصه نمی شود و محبوبیت این سریال، بخش اعظمش را به لی یونگ آء یا بهتر بگوییم بازیگر نقش یانگوم مدیون است.
لی یونگ آء بازیگر نقش یانگوم آنقدر محبوبیت کسب کرد که تعداد زیادی از مجلات زرد به بهانه حاشیه های زندگی او چاپ شدند و در اینترنت با جستجوی معمولی کلمه ی یانگوم در سایت گوگل، به 942 هزار سایت شامل وب ها و وب لاگ ها برمی خوریم.
وب ها و وب لاگ هایی که شامل اطلاعاتی از تاریخ تولد، عکس های مختلف او و حتی وزن و قد و گروه خونی او را به ما می دهند....یانگوم آنقدر محبوب شده بود که سازمان میراث فرهنگی ما به مناسبت هفته گردشگری، او و آمیتا باچان را به ایران دعوت کردند اما نتیجه این دعوت مشخص نشد. پس از این خبر شخصیت یانگوم آنقدر بزرگ و غیر قابل دسترسی شده بود که روزنامه های زرد هرکدام ادعای آبی بودن یا دلایل قرمز بودن او را مطرح می کردند و این دلایل و ادعاها را تیتر اول خود قرار می دادند.
ولی جای تعجب است که مردم ما با گذشت سالیان دراز پس از استقبالشان از "سالهای دور از خانه"، باز هم اینچنین سریالی را می پسندند.....
پرسشی که قصد مطرح کردن آن را دارم این است که آیا سطح فکری ما پیشرفتی نداشته است ؟ و چرا مردم ما در مورد این جوان کره ای اطلاعات بیشتری دارند تا خواجه حافظ شیرازی ..؟ ممکن است این سخن تکراری باشد اما آیا این مساله باعث نابودی فرهنگ ما نمی شود؟ فرهنگی که اکنون به جای پرداخت به مسائلی مهم تر با وجود داشتن سایت ها و روزنامه ها و مجلات زرد، به حاشیه می پردازد...؟!؟ سالهاست که در مورد هجوم غرب به فرهنگ غنی مان صحبت می کنیم و حال شاهد هجوم فرهنگ شرق به آن هستیم. هجومی که تاثیر گذاریش در مردم ما بر اثر توجه کاذب و بیهوده خود مردم است.
درباره این مساله باید خاطرنشان کرد که وجود چنین سریالهای عام پسندی برای جامعه و مردم عام کشورمان لازم است و حتی واجب؛ اما باید در مقابل شهرت زیاد از حد این گونه سریالهای عامه پسند در نزد هوادارانش، کنترلی وجود داشته باشد. کنترلی که باعث اینگونه محبوبیت، آن هم محبوبیت یک شخص خارجی و بسیار کم اهمیت نشود. کم اهمیت را می گویم زیرا محبوبیت این شخص، بیشتر به چهره ی جذابش بر می گردد تا تسلط وی بر بازیگری!
به اعتقاد من یانگوم (لی یونگ آء) آنقدر مشهور شده است که برای خود مکتبی را درست کرده است مکتبی به نام یانگومیسم: یانگوم و مین جانگو، لباسهای یانگوم، یانگوم و آشپزی، یانگوم و تبلیغات و...امثال اینها؛ و تاسف بار است که در اخبار سراسری کشورمان هم تبلیغ یانگومیسم می شود و ما هنوز غافل از این هستیم که این سریال به خاطر بازیگرش مشهور شده. بازیگری بی قید و بند نسبت به مسائل اخلاقی!
این مسائل و اتفاقات تا آنجایی ادامه یافت که یانگومیسم در جمعه هجدهم آبان ماه تمام شد و حال منتظر تبعات پایان یافتن این سریال مشهور هستیم. تبعاتی که ممکن است هراتفاقی باشد، اتفاقی که می تواند تکرار سریال، پخش سریال شرقی دیگر که ظاهرا آغاز شده است و یا حتی پخش سریالی دیگر از هنرپیشه محبوب لی یونگ آء.....