ترکش حرکت کرد. مرد مرد.
----------------
داستان برگزیده و حائز رتبه اول در جشنواره اس ام اسی داستان های کوتاه کوتاه
کاری ندارم چی داستانه چی نیست ولی من خودم با این داستانهای بعدش! بیشتر حال می کنم تا خود داستان.
6 آبان 1387 ساعت 23:47 | لاله | z.khani.87@gmail.com | بدون آدرس وب
مرد هیچ وقت نمیمیره فوق العاده بود
1 آبان 1387 ساعت 02:41 | samir | _p222@yahoo.com | بدون آدرس وب
من که حقیقاتاً دلم لرزید مرگ و دیگر هیچ ، تنها و تنها یک یادش بخیر ساده
14 مهر 1387 ساعت 12:51 | chapnashode | بدون email | بدون آدرس وب
فتبارک الله احسن الخالقین
7 مهر 1387 ساعت 05:33 | آزاده جزایری | gzayry1987@yahoo.com | بدون آدرس وب
در فضای جامعه ی صنعت زده ی کنونی که انسانها حتی حوصله ی خودشونم ندارن این نحوه ی نوشتن خیلی میتونه کارگشا باشه ولی لزومن به این معنی نیست که این سبک برترین شیوست! اگر نگاه کنید ما در متون عرفانی خودمونم داریم که فلانی اومد پیش فلان شیخ و شیخ مثلن یک کلمه گفت یا چیزی توی این مایه ها و طرف به کل متحول شد، یا اینکه کسی با شنیدن یک آیه از قرآن یا یک حدیث دچار تحول شخصیتی شد، حالا یعنی میخوام بگم که این چیز جدیدی نیست، از قدیم الأیام هم بوده، ربطی به تعصب هم نداره! چون ما در زمینه ی داستان نویسی به شیوه های نظیررمان مقلد اساتید غربیمون هستیم، تعارف که نداریم که! در هر صورت همون طور که توی یکی از یادداشتها گفته بودن که سخن معروفیست ظاهرن از یک آدم بزرگ: "خیرالکلام ما قل و دل" والسلام
6 مهر 1387 ساعت 07:45 | غلامعلی کورانی | بدون email | بدون آدرس وب
خسته نباشید داستان کوتاه کوتاه مدت زیادی ست که باب شده و حجم متن یک نویسنده نمی تواند بیشتر از 250 کلمه باشد ، یک مسابقه نوشتاری در افراطی ترین حالت ممکن .هر نکته ی مهم و جالب که قابل روایت باشد را در بر می گیرد و می توانیم لطیفه ها و مثل ها را قسمی از آن بدانیم. شما باید قادر باشید یک توصیف قوی و ریشه دار از هر چیزی بنویسید ، این سبک در آمریکا طرفداران زیادی دارد . البته این جمله از کوتاه ترین داستان کوتاهی هم که خوندم کوتاه تر بود! هم ایده ی مسابقه و هم انتخابتون جالب بود برام ، امیدوارم ما از سبک های محدود داستانی خودمون که متعصبانه بهش چسبیدیم بیرون بیآیم و از ادبیات داستانی گسترده که قابلیت ها و امکانات بیشتری و در اختیارمون قرار میده استفاده کنیم.
5 مهر 1387 ساعت 21:53 | متین | ayineye_sedaha@yahoo.com | بدون آدرس وب
فوق العاده بود ، فوق العاده .
4 مهر 1387 ساعت 18:18 | علی | بدون email | بدون آدرس وب
در وبلاگ ooli.blogspot.com داستانی یک کلمه ای هست با نام جوخه، که می تونید مقایسه اش کنید با این داستان و ببینید چی به چیه. این داستان که یک دیالوگه:
4 مهر 1387 ساعت 01:42 | ابرهیم منصوری | بدون email | بدون آدرس وب
خواهشن با نمایش نظرات نازل سطح مجله ی الکترونیکی خود را پایین نیاورید و در این مورد حتمن سانسور کنید.
2 مهر 1387 ساعت 17:38 | یک خواننده | بدون email | بدون آدرس وب
آفرین
2 مهر 1387 ساعت 10:11 | ندا محمدی | بدون email | آدرس وب
آقای آی کیو می شود بفرمائید مگر چند نوع خواننده داریم؟ و تاریخ این مرز بندی از کی شروع می شود؟ از بعد از انقلاب مشروطه؟ از زمانی که این جمله یخ بی روح و بی معنی شد داستان کوتاه کوتاه؟ از کی؟ چرا آنجا که وامیمانید سبک و خواننده اختراع می کنید و می چسبید به آی کیوئی که بنطر می دسد خودنان در مورد آن لنگ می زنید من این را در سایتی خوانده ام انصاف داشته باشید. کدام بهتر است این صدای دیدار است در جام خنده ام گفته بودی در راهی منتظرم امید وارم این نوشته مشمول سانسور نشود
2 مهر 1387 ساعت 02:05 | فرخنده کیانی | farkhondehkiani@yahoo.com | بدون آدرس وب
و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
1 مهر 1387 ساعت 14:09 | ابراهیم | mebrahim@gmail.com | بدون آدرس وب
اتفاقا به نظر من کلمه "مرد" اصلا نباید اعراب داشته باشد. خواننده امروز، اگر نتواند اعراب این دو کلمه را خودش تشخیص دهد، خواننده امروز محسوب نمی شود. بد نیست کمی از خودمان آی کیو به خرج بدهیم. ضمن اینکه داستان کوتاه کوتاه اتفاقا می آید تا فقط یک اشاره لحظه ای داشته باشد. اگر چه که باید روایت داستانی داشته باشد که همین دو جمله دارد.
1 مهر 1387 ساعت 13:36 | مهدی حیدری | بدون email | بدون آدرس وب
بسیار خلاقانه! البته مطمئن نیستم بشه اسمش رو داستان کوتاه کوتاه گذاشت.
1 مهر 1387 ساعت 13:35 | بنفشه رافع | بدون email | آدرس وب
داستان کوتاه یا خیلی کوتاه و یا خیلی خیلی کوتاه هم باید " داستان " باشد.هر جمله ای، هر اشاره ای، هر تذکری، هر معمائی که نمی تواند داستان باشد. اولن باید در کار برد کلمه " مرد " از اعراب استفاده کرد.دومن وقتی زیباست که نویسنده یارا باشد همان یک جمله را جان دار و با کشش بنویسد...بنظر من انتخاب این جمله بی معنی و عری از هر نوع روح یک اشتباه و کج سلیقه ای بوده است
1 مهر 1387 ساعت 09:18 | فرخنده کیانی | farkhondehkiani@yahoo.com | بدون آدرس وب
عنوان ، تامل برانگیز .شروع و پایان که اتفاقا هردو یکی ست ضربه زننده .و از همه مهمتر مثل خود مرگ پرشتاب و بی مجال . دست مریزاد
1 مهر 1387 ساعت 02:57 | محبوبه میم | بدون email | آدرس وب
به گمانم به هیچ وجه این چند کلمه شامل عنوان داستان کوتاه نخواهد بود. نه قصه ای را تعریف می کند و نه ضربه ای در آخر کار هست. بیشتر تصویر کردن یک موقعیت است. دست مریزاد
31 شهریور 1387 ساعت 10:08 | حامد رئیس یزدی | hry04@yahoo.com | آدرس وب
چه جشنواره جالبی و چه داستان جالب تری
30 شهریور 1387 ساعت 22:23 | من | بدون email | بدون آدرس وب
مرد حیاتش تنها به یک ترکش وصل نبود بیست سال دیگر هم بگذرد نمی میرد!
30 شهریور 1387 ساعت 15:37 | بلغورالعارفین | بدون email | بدون آدرس وب
زیبا.
30 شهریور 1387 ساعت 12:38 | ایمان حقانی پرست | بدون email | بدون آدرس وب
سلام من هنوز جوابم رو نگرفتم...!
29 شهریور 1387 ساعت 20:24 | هدی صادقی | بدون email | بدون آدرس وب
متاسفانه به داستان کوتاه کوتاه اعتقادی ندارم!
29 شهریور 1387 ساعت 04:52 | n | بدون email | بدون آدرس وب
به نظرم این داستان کوتاه کوتاه، واقعا یک داستان بود. آدم رو به فکر وادار می کرد و فقط در دو جمله خلاصه نمی شد. برای اطلاع دوستمون هم بگم "عنوان" در داستان های کوتاه کوتاه، خودش بخشی از داستان به حساب می آید و باید با هوشمندی انتخاب شود.
29 شهریور 1387 ساعت 02:13 | سینا یزدان پناه | بدون email | بدون آدرس وب
خیرالکلام ما قلّ و دلّ... البته این که خودش داستان نبود بلکه داستانی رو در عقبه ی خودش داشت،
28 شهریور 1387 ساعت 15:45 | گلبهار آرسنجانی | بدون email | بدون آدرس وب
بسم الله سلام که قولی است از رب رحیم به نظرم ایده ی جالبی بود . عنوان داستان هم بسیار جذاب بود.چون به نظرم اشاره داشت به اولین تحرک ترکش در بدن که ورودش بود و آخرینش که موجب شهادت شد.
28 شهریور 1387 ساعت 12:11 | محمدرضا مهاجر | بدون email | آدرس وب
موجز و مختصر بود. قلم نویسنده اش سبز...
28 شهریور 1387 ساعت 03:00 | جلالی | بدون email | بدون آدرس وب
خیره کننده کلا عنوان برام خیلی جذاب بود وقتی خوندمش و دوباره عنوان رو نگاه کردم واقعا تحسینت کردم راستی! این داستان کوتاه کوتاه قضیه ش چیه؟ این که شد داستان کوتاه کوتاه...خب...بعد طرح داستان چی میشه؟ لطفا توضیح بفرمایید
27 شهریور 1387 ساعت 19:19 | هدی صادقی | بدون email | آدرس وب
اولش نفهمیدم. چه کیفی داره آدم اول نفهمه و بعدش که میفهمه دلش تکون بخوره. خلاقانه بود.
27 شهریور 1387 ساعت 18:31 | آهو | بدون email | بدون آدرس وب