استخوانها را روی زمین چیده بودیم و مایوسانه نگاهشان می کردیم. هیچ نشانی از ایرانی یا عراقی بودن جسدها نیافته بودیم.
حاج رضا که هنوز از پیدا شدن جسدها خبر نداشت، ازماشین پیاده شد و به جای سلام گفت: «این آدم ندید بدید کیه که یه شیشه عطر محمدی رو یک جا رو لباسش خالی کرده!؟»