خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
14 اردیبهشت 1387
13 اردیبهشت 1387
11 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
4 اردیبهشت 1387
18 فروردین 1387
9 فروردین 1387
6 فروردین 1387
5 فروردین 1387
7 اردیبهشت 1387
1 اردیبهشت 1387
6 اردیبهشت 1387
8 فروردین 1387
20 بهمن 1386
31 فروردین 1387
20 فروردین 1387
11 فروردین 1387
5 فروردین 1387
4 اردیبهشت 1387

چه چیزی ارزش یک اثر هنری را مشخص می کند؟ آیا خاص ترین آثار دنیا، بهترین آثار هستند؟ داشتن علم و دانش یک شاخه هنری مهمتر است یا چگونگی استفاده از آن؟
اگر فیلم "زندگی شگفت انگیز امیلی پولن" را ندیده باشید، بی شک موسیقی آن فیلم را شنیده اید. زیرا موسیقی این فیلم اخیراً به قدری محبوب شده است که شاهد استفاده از آن به جای زنگ موبایل خیلی از آدمهایی هستیم که ربط زیادی به موسیقی ندارند. آهنگساز این فیلم پاسخ سؤالهایی را که در چند سطر بالا ذکر شد، را می دهد. فقط کافی است تا کمی با او و آثارش آشنا شویم.
یان تیرسن متولد 1970 در فرانسه است و از سال 95 به طور حرفه ای وارد دنیای موسیقی شده است. تیرسن بیشتر از اینکه آهنگساز فیلم باشد، دوست دارد آلبوم های شخصی خود را بسازد و از طریق آنها شناخته شود. آشنا شدن او با موسیقی بوسیله آشنا شدنش با موسیقی راک بوده است. خود او می گوید که چند گروه راک فرانسوی را می شناخته و به آنها علاقه داشته است و علاقه اش به آنها به دلیل سادگی و دوری از تکنیک های خاص نوازندگی و آهنگسازی بوده است. تأثیری که این اتفاق روی تیرسن گذاشته است باعث بوجود آمدن شیوه ی خاصی از آهنگسازی بر روی او شده است که هم اکنون نیز از آن پیروی می کند. سادگی و دوری از هرگونه پیچیدگی، یکی از عناصر مهم موسیقی تیرسن است.
یان تیرسن یک مینیمالیست آوانگارد است که موسیقی اش ذره ای شباهت به هیچ یک از مینیمالیست های دیگر ندارد. همانطور که گفته شد، موسیقی تیرسن سعی دارد تا از پیچیدگی های هارمونیک دوری کند، پیچیدگی هایی که اساس کار مینیمالیست های دیگری چون تری رایلی و استیو رایش است. موسیقی تیرسن با استفاده از ساده ترین آکوردهای ممکن شکل می گیرد. مانند تم اصلی موسیقی فیلم که از آن سه نسخه با سازهای متفاوت وجود دارد(بوسیله پیانو، آکاردئون، ویبراوزن) کل قطعه از چهار آکورد تشکیل شده است که دو تا از آن ها مینور و دو تای دیگر ماژور هستند و تنها  تغییری که در طول اجرای قطعه اتفاق می افتد، نواختن آرپژ به جای آکورد است که دست چپ پیانیست بعد از چند میزان انجام می دهد.
یکی دیگر از خصوصیات موسیقی تیرسن، شکل مدولاسیون هایش است. مدولاسیون در قطعات اش به قدری نرم و روان شکل می گیرد که برای یک گوش ورزیده نیز کمترین جلب توجه را دارد. این نکته باعث بوجود آمدن یک حس سیال در شنونده می شود و از غافلگیری آن پرهیز می کند، در حالیکه مینیمالیست های دیگر همچون فیلیپ گلس همیشه سعی در غافلگیری شنونده دارند.
یک نکته ی بسیار جذاب در موسیقی تیرسن وجود دارد و آن هم تنظیم در سازبندی های آثارش است. او با متفاوت ترین سازها آثارش را به اجرا می گذارد. آکاردئون، ملودیکا، بانجو، مندولین، هارپسیکورد، گیتار و ویبرافون، سازهایی هستند که وی در کنار سازهایی چون ویولون و پیانو از آن ها استفاده می کند؛ که در این میان صدای آکاردئون بیش از سازهای دیگر به گوش می رسد و باعث بوجود آمدن حس فرانسوی گونه قطعات اش می شود.
یان تیرسن قبل از ساخت موسیقی برای فیلم امیلی پولن تنها برای چند فیلم کوتاه دست به ساخت موسیقی فیلم زده بود که موفقیت خاصی برای موقعیت حرفه ای او نداشت و این فیلم امیلی پولن بود که باعث شد نامش بر زبان بسیاری از سینما دوستان بیفتد، تاجایی که به اعتقاد خیلی از منتقدین سینما موسیقی این فیلم از بهترین و به یاد ماندنی ترین آثار در زمینه ی موسیقی متن فیلم است. در فیلم امیلی، سادگی و بی آلایش بودن شخصیت اصلی فیلم، عنصری است که یان تیرسن در ساخت موسیقی اش به آن تکیه می کند تا موسیقی اش شناسنامه ای باشد از شخصیت اصلی و رؤیاها و تخیلات فانتزی گونه ی او.
دوسال بعد از فیلم «امیلی پولن» یان تیرسن برای فیلم «خداحافظ لنین» نیز دست به خلق موسیقی زد. موسیقی این فیلم تفاوت های عمده ای با فیلم امیلی پولن دارد. قطعات در نظر گرفته شده برای این فیلم کوتاه تر از قطعات فیلم امیلی هستند و در عین حال، دارای فضای سنگین تر می باشند و دیگر از آن قطعات شاد فیلم امیلی خبری نیست که عمده ترین دلیل اش ضرب های سه تایی ای بود که باعث تبدیل قطعات اش به والس شد. ساز بندی موسیقی این فیلم، بسیار ساده تر هستند. ساز غالب در موسیقی این فیلم پیانو است و سازهای بادی مانند باسون. خود قطعه اصلی فیلم که به نام خداحافظ لنین است، دارای دیزونانس های نامعمولی است که در آثار تیرسن تا بحال شاهد آن نبودیم و در نهایت تکرار تک نت سل به وسیله ی دست چپ پیانیست محو گردیده و جایش را به سازهای زهی می دهد که با استفاده از فواصل سوم بزرگ وارد یک گام ماژور می شود و به شفافیت قطعه می پردازد.
با تمام این تفاوت ها، شباهت های بسیاری نیز در تکنیک های آهنگسازی آهنگساز دو اثر می توان دید. ولی با این وجود موسیقی فیلم خداحافظ لنین نتوانست جایگاهی را که امیلی برای تیرسن به ارمغان آورده بود؛ بیاورد.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: