خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
گفتگو با شاعران
12 مرداد 1387
غزل ها
9 شهریور 1387
24 مرداد 1387
15 مرداد 1387
رباعی
17 تیر 1387
10 فروردین 1387
6 آذر 1386
24 مهر 1386
3 شهریور 1386
شعر سپید
15 مرداد 1387
23 فروردین 1387
13 اسفند 1386
مثنوی
14 خرداد 1387
10 خرداد 1387
27 اسفند 1386
چهار پاره
8 فروردین 1387
6 فروردین 1387
11 اسفند 1386
شعر نو
29 مرداد 1387
12 تیر 1387
6 اسفند 1386
نقد و بررسی یک شعر
9 خرداد 1387
ترانه
3 شهریور 1387
14 اسفند 1386
14 مهر 1386
شعر ترجمه
13 تیر 1387
28 آذر 1386
یک کتاب ، یک شاعر
18 اردیبهشت 1387
13 اردیبهشت 1387
5 اسفند 1386
26 آبان 1386
9 خرداد 1387

 پیش نوشت:
حقیقت، مدتی آثار ارسالی دوستان دغدغه ی بزرگی برای حقیر - دبیر سرویس شعر- شده بود. اول به دلیل آنکه بسیاری از دوستان همراه لوح در کامنتها و پیام های خود نحوه ی ارسال اثر را می پرسیدند که در پاسخ این دوستان باید عرض کنم می توانند آثار خود را به ای میل sher@louh.com ارسال کنند و دوم آنکه حیفم می آمد اشعار رسیده را بی نقد و نظر در سایت بگذارم و صد البته که به دلیل ضیق وقت و مشغله های فراوان اساتید این فن، تصور کتابت حتی چند خط زیر هر شعر از جانب هر استاد تقریبا ناممکن به نظر می رسید. به هرحال در رایزنی هایی که با دوستان داشتیم به این نتیجه رسیدیم که فعلاً صفحه ای را هراز چند گاهی اختصاص دهیم به آثار رسیده از جانب دوستان همیشه همراه لوح که بالاجبار، ضعف قلم حقیر را در چند خط اظهار نظر سلیقه ای تحمل می فرمایند تا در روزگاران آتی از نظرات و انتقادات استادان بنام این زمینه نیز برخوردار شویم و به حول و قوه ی الهی پس از چندی بخش «کارگاه شعر» سایت لوح را مانند آنچه در بخش داستان به همت دبیر محترم آن سرویس شکل گرفته است، راه بیندازیم. انشاا...
نخستین شعر صفحه ی «اشعار ارسالی» شعری است از خانم زهرا توقع همدانی. با هم می خوانیم:

صد بار گفته بودی : سارا پدر ندارد
از آسمان هفتم اصلا" خبر ندارد

سارا نگاه خیسش بر آسمان نشسته
بر شیشه ها نوشته سارا که پر ندارد!

هر روز گفته با خود: بابای من می آید
بـابا پریـده اما سارا خبـر ندارد

بر دفترش نوشتی:بابات مرده سارا
او گفت جمله تو ربطی به پـر ندارد!

" بابای مــُرده "را او "بابای مَــرده  خوانده
آخر کلاس اول زیر و زبر ندارد؟!!

بابا پریده امشب باور نکرده سارا
بابای او کجا و مردی که سر ندارد؟ 
زهرا توقع



با خواندن شعر خانم توقع به ذهنم رسید که قدری درباره ی شروع و پایان غزل با هم حرف بزنیم زیرا شعر زهرا خانم توقع نشان از شناخت خوب شاعر از نقش شروع و پایان در قوت یک غزل دارد. همانطور که می بینیم شاعر بی حاشیه رفتن از همان بیت اول به سراغ ضربه ی اصلی شعر خود می رود یعنی : پدر نداشتن سارا و در پایان  از همان ضربه برای به پایان رساندن این شعر تقریبا روایی (روایتی)استفاده می کند که این ضربه ی آخر به مراتب قوی تر، بهتر و گیراتر است. خوب است همینجا به یاد داشته باشیم که هنر ضربه زنی -نه از نوع مُشت و لگدی- در شعر یکی از تاثیرگذارترین و بهترین شیوه های به پایان بردن یک شعر است خواه شعر نو و خواه غزل و ... و البته این را هم خوب است بدانیم که معمولا و در غالب موارد، اشعار با پایان های قوی، مطلع های توفانی و قوی هم دارند. به این چند مثال توجه کنید:
بیت آغازین:
به نسیمی همه ی راه به هم می ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد؟
                 ...
بیت پایانی:
آه! یک روز همین آه، تو را می گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد!
(فاضل نظری-گریه های امپراتور)             
 


سلام سوژه ی نابم برای عکاسی
ردیف ِ منتخب شاعران وسواسی
...
دعا دعای همان روزگار کودکی است
خدا تُنه ته دوباله تو مال من باسی!
(حامد عسکری-حال و حوایی از ترنج و بلوچ)


کفش چرمی -چتر- فروردین - خیابان ِ شلوغ
یک شب بارانی غمگین -خیابان شلوغ
...
کفش چرمی روبروی کفش چرمی ایستاد
لحظه ای پهلوی من بنشین، خیابان خلوت است 
(مرحومه نجمه زارع-عشق قابیل است)

حال خوبست قدری به ابیات بین مطلع و مقطع شعر خانم توقع دقت کنیم. آیا به نظر شما ابیات دیگر به همان استخوانداری و قوت دو بیت مطلع و مقطعند؟ یکی از ضعف های شعرهای با شروع و پایان خوب، می تواند عدم قوت بیتهای بیابین باشد که سبب می شود نمودار قوت این شعرها به صورت عدد v در آید.  شاید قدری توجه و سخت گیری در سرایش ابیات دیگر شعر و توجه بیشتر به شاعرانگی روایت بتواند در بالا بردن کیفیت ابیات بینابین اثرگذار باشد همانطور که توجه به ارکان روایت در شعر که از جمله ی آن رعایت انسجام در روایت و جلوگیری از حاشیه پردازی ها و تکرار مکررات ست. دقت کنید که در هر 4 بیت بینابین شعر مورد بحث ما، شاعر به تکرار ذکر این نکته که «سارا پدر ندارد» می پردازد که شاید این امر در لفافه ای شاعرانه تر برای خواننده قابل تحمل تر و دلپذیرتر بود اما در شرایط فعلی نه به پیشبرد شعر کمکی می کند و نه به کشف منظره ای تازه در نگاه خواننده می انجامد.
به بیت های بیابین مطلع و مقطع یکی از مثالهای بالا دقت کنید:
به نسیمی همه ی راه به هم می ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد؟
 سنگ در برکه می اندازم و می پندارم
با همین سنگ زدن، ماه به هم می ریزد
عشق بر شانه ی هم چیدن چندین سنگ است
گاه می ماند و ناگاه به هم می ریزد
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
دل به یک لحظه ی کوتاه به هم می ریزد
آه! یک روز همین آه، تو را می گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد!
(فاضل نظری-گریه های امپراتور)

همانطور که می بینید، شعر بالا یکی از بهترین نمونه شعرهایی است که علاوه بر آغاز و پایان قوی از ابیات بینابین قوی و استخواندار نیز برخوردارند.

برای شاعره ی خوب، سرکار خانم توقع آرزوی موفقیت روزافزون دارم.

نظرات

خوب بود.فقط یک مورد در مورد شعر آقای نظری اشتباه گفتید و آن هم این بیت بود:
سنگ در «برکه» می اندازم و می پندارم
با همین سنگ زدن، ماه به هم میریزد
که به اشتباه گفتید سنک در آب!
موفق باشید

9 خرداد 1387 | س.توکل |  بدون email | بدون آدرس وب

خانم توقع شعرتون عالی بود.

عالی.

9 خرداد 1387 | نریمان |  بدون email | بدون آدرس وب

به نظز می رسه بیت های میانی غزل هم قوت بیت آغازین و پایانی را دارند.

قلمتان پر توان باد.

10 خرداد 1387 | کمیل |  بدون email | بدون آدرس وب

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: