بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در حالی به پایان رسید که در تصمیمی جدید بخش بین الملل و بخش سینمای ایران به صورت جداگانه برگزار شد.
وقتی که در چهار روز نخست جشنواره(بخش بین الملل) به سینما ها سر می زدیم سه چهارم از گنجایش سالنها خالی بودند و تنها از فیلمهای ایرانی بخش بین الملل استقبال به عمل می آمد. از همان روز اول مشخص بود که با تفکیک دو بخش اصلی جشنواره، با ضعیف بودن فیلمهای خارجی در نظر گرفته شده، با استقبال روبرو نخواهد شد.
اما در شش روز بعدی جشنواره (مسابقه سینمای ایران) اوضاع به گونه ای دیگر بود. تمام بلیط ها فروخته می شد و تقریبا تمام سالنها پر از جمعیت مشتاق سینما می شدند.
در نگاه اول این استقبال به شدت به سود رونق سینمای کشورمان خواهد بود اما هنگامی که از کلمه جشنواره یا همان فستیوال استفاده می کنیم مواجه شدن با تماشاگران عام برای دیدن فیلمها ما را به تعجب وا می دارد.
تماشاگرانی که با سه بسته چیپس و چهار ساندویچ ژامبون مرغ و گوشت وارد سالن سینما می شوند!
اکثر فیلمسازان این دوره از ستارگان و چهره هایی مطرح در فیلمهایشان استفاده کردند که وجود آنها استقبال از فیلم را چه در جشنواره و چه در زمان اکران تضمین می کند و این نوع تفکر مطمئنا سال به سال رونق بیشتری خواهد داشت و این رونق به صورت مستقیم به استقبال جامعه مربوط می شود. استفاده از ستارگان مطرح سینما به غیر از انتظار استقبال از فیلم ها جنبه های دیگری را هم در بر خواهد داشت. یکی از این جنبه ها همه فهم کردن موضوعات فیلم هاست و این همه فهمی باعث می شود تا فیلمساز و فیلمنامه نویس به سمت موضوعات ساده و سطحی بروند که از سمت جامعه مورد پذیرش باشد و این سطحی شدن یعنی پرداخت به ملودرام هایی آبکی با موضوعاتی چون ازدواج که ما را به یاد فیلم های به اصطلاح فارسی می اندازد.
افرادی که به سینما می روند به دو دسته تقسیم می شوند: بینندگان و مخاطبان. بینندگان تنها برای تفریح و سرگرمی وارد سالن سینما می شوند اما مخاطبان با اهداف گوناگون و خاص تری به سینما مراجعه می کنند و انتظارات کارشناسانه ای دارند.
بیست وششمین جشنواره فیلم فجر به استثنای فیلمهای انگشت شمار قابل تأملش، پر شده بود از فیلم هایی که برای بینندگان با موضوعاتی که گفته شد. فیلم هایی که تنها هدفشان گیشه است و کارگردانانشان به صورت آشکار و بدون هیچ تعارفی به این نکته اشاره می کنند و به قول خودشان انتخاب فلان ستاره را تنها به قصد فروش فیلم در نظر گرفته اند!
دور شدن از هنر سینما و توجه به گیشه یعنی دوری مخاطبان از سینمای کشورمان و تبدیل آنان به بینندگانی که محض تفریح به سینما می روند و با این روند باید منتظر فاجعه ای وحشتناک باشیم که ممکن است به مرگ هنر سینما در کشورمان بینجامد.
محو شدن هنر سینما در ارتباط متقابل بیننده و سازنده صورت می گیرد و در این بین مسئولان ارگان های مختلف نقش پل ارتباطی بین این دو را ایفا می کنند. یعنی اگر فیلمی با معیارهای سطحی ساخته شده و می خواهد به تماشا گذاشته شود با نظارت ارگان ها تحویل بینندگان داده می شود. همانطور که یک جامعه به سینمای هنری در کنار سینمای تجاری نیاز دارد، نظارت بر ساخت آنها هم نیاز است و اگر همانطور که گفته شد جامعه ما سوق بیشتری به سمت سینمای تجاری پیدا کند، آن هنگام است که مخاطب از بین می رود و بیننده روز به روز افزایش پیدا می کند.
البته در این بین نباید نقش برخورد جامعه را هم فراموش کرد. هنگامی که تفکیک یک فیلم هنری با یک تجاری مشخص شود افراد جامعه هم می توانند به راحتی انتخاب خود را انجام دهند نه اینکه در یک فستیوال بین المللی که باید انتظار فیلم های هنری و خاص و به قولی بهترین محصولات تولید شده سینمایی در سال گذشته را داشته باشیم؛ شاهد انواع فیلم های فارسی با حضور ستارگان بی شمار باشیم!؟