خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
1 آذر 1386
2 مرداد 1386
13 شهریور 1386
22 مرداد 1386
15 مرداد 1386
5 مرداد 1386
18 آذر 1386
11 آذر 1386
12 شهریور 1386
18 اردیبهشت 1386

از چندی پیش فیلم 300 که از آخرین ساخته های هالیوود بود، در سرتاسر جهان اکران شده و به فروش خوبی هم دست یافته است. این فیلم به تحریف تاریخ و نمایش ایرانیان باستان به عنوان انسان هایی وحشی و سیه چرده پرداخته است. این بی حرمتی، اعتراض گسترده ی مردم، اهالی هنر و مورخین را به دنبال داشت. دامنه ی این اعتراضات به مسئولین نیز سرایت کرد و رئیس سازمان صدا و سیما در سفرش به ارمنستان در مقابل خبرنگاران، مراتب اعتراض ایرانیان را اعلام کرد. حتی فیلم سازان و رسانه های خارجی نیز به ساخت این فیلم با درون مایه ی تحریف شده و ساختار سینمایی ضعیف، واکنش نشان دادند. در همین گیرودار خبری منتشر شد:

"سد سیوند به دستور رئیس جمهور در سفر استانی اش به فارس آب گیری شد" شنیدن این خبر با توجه به اهتمام دولت برای اجرای این طرح، عجیب به نظر نمی رسید ولی دل علاقمندان به میراث چند هزار ساله ی ایران و عاشقان تمدن باستانی کشورمان را به درد آورد. همان ها که بارها و  بارها در مقابل سازمان میراث فرهنگی تحصن کردند و اعتراض خود را به بی توجهی نسبت به تخریب تدریجی این میراث کهن اعلام کردند. همان ها که طومار چند هزار امضایی شان، راه به جایی نبرد و سد سیوند بر روی تنگه بلاغی آب گیری شد و این تنگه به همراه آثار باستانی اش زیر آب رفت. تنگه ای که به اعتقاد مورخین، محل عبور راه شاهی، مهم ترین راه باستانی کشور است که به دستور داریوش هخامنشی ساخته شده است و پاسارگاد را به تخت جمشید وصل می کند.

تشدید فرسایش بناهای پاسارگاد با توجه به فاصله ی کم دریاچه با محوطه ی آن بر اثر بالا رفتن رطوبت محیط و بالا آمدن سطح آب های زیرزمینی، از بین رفتن کهن ترین راه بازمانده ی جهانی و مهم تر از همه، تشویش افکار عمومی و از دست رفتن اعتماد، آسیب هایی بود که از آب گیری سد سیوند حاصل شد. ناخودآگاه به یاد متن کتیبه ای افتادم که در نزدیکی مقبره ی کوروش قرار گرفته است و در دل سکوت تاریخ، فریادی است شنیدنی:

" ای رهگذر! هر که هستی و از هرکجا که بیایی، می دانم سرانجام روزی بر این مکان گذر خواهی کرد. این منم! کوروش! شاه بزرگ! شاه چهارگوشه ی جهان! شاه سرزمین ها! بر خاک اندکی که مرا در بر گرفته رشک مبر، مرا بگذار و بگذر!"

اما این بار که دانسته یا ندانسته تاریخ این سرزمین را رو به سوی زوال می برند، اعتراضی از مسئولین شنیده نشد. به راستی چرا؟

آن هایی که به اعتراض نسبت به ظاهر خشایارشا در فیلم 300 بسنده کرده بودند، امروز در مقابل از بین رفتن مقبره ی کوروش (جد خشایارشا) تنها سکوت می کنند. آنها که به منشور حقوق بین الملل کوروش که در سازمان ملل نصب شده است، می بالیدند، امروز کجایند؟ آنها که با تمدن تاریخی این سرزمین به بیگانگان فخر می فروختند، امروز چه ساده حقیقت را به پای مصلحت قربانی می کنند!

***

یاد دارم که در اواخر سال 1384 وقتی در نشریه ای دانمارکی تصاویری موهن از پیامبر اسلام به چاپ رسید، دنیای اسلام به نشانه ی اعتراض به پا خواست. حتی بزرگان ادیان الهی دیگر را به واکنش واداشت و در ایران نیز که مرکزیت شیعه است، دل مردم و مسئولان به درد آمد و اعتراضات به همراه خشم و کینه، نثار دولت دانمارک شد. روابط دیپلماتیک به حالت تعلیق در آمد، سفیر دانمارک احضار شد و …

همه ی آنهایی که دل شان از این بی احترامی خون بود، در پاسخ به این بی شرمی به پا خواستند و حتی نام شیرینی دانمارکی هم تغییر کرد!

سال 1385 از سوی رهبر انقلاب آگاهانه "سال پیامبر اعظم(ص)" نام گرفت و برنامه هایی در جهت شناخت شخصیت پیامبر اسلام در دستور کار قرار گرفت و بودجه های کلانی به این امر اختصاص یافت تا…

در اواخر این سال در آزمون ارزشیابی دبیران، سوالاتی طرح شد که در آن مستقیماً به شخص پیامبر توهین شده بود. سوالاتی که این حقیر را از ذکر حتی یک مورد باز می دارد و شرم، راه بر قلم می بندد.

تنی چند از مراجع و مردم دل سوخته نسبت به این بی شرمی واکنش نشان دادند و خواستار استیضاح وزیر مربوطه شدند ولی … وزیر استیضاح نشد و حتی خود را موفق ترین وزیر کابینه نامید. خطیب نماز جمعه تهران، مردم را به آرامش دعوت کرد و بر این گستاخی و هتک حرمت به ساحت رسول اعظم (ص) سرپوش گذاشت. اما این بار نه کفن پوشی در خیابان ها بود و نه صدای "وااسلاما" به گوش می رسید.

ای کاش در سالی که "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" نام گرفته است، با اعلام عدم آب گیری سد سیوند از سوی دولت، گامی در جهت "اتحاد ملی" برداشته می شد و با استیضاح وزیر آموزش و پرورش از سوی مجلس، بهای لازم به "انسجام اسلامی" داده می شد.

ولی امروز سد سیوند آب گیری شده است و مصالح جناحی مانند سدی در مقابل استیضاح وزیر در آمده است. این سطور روایت گر دردی است که در درون مان ریشه دوانده است. دردی که نه تنها تمدن مان را به تاراج برده است، بلکه آیین و مذهب مان را هم به سخره گرفته است. اما این بار، صحبت از اجنبی و فرهنگ یاغی غرب نیست. این بار، هم ریشه از ماست و هم تیشه !

نظرات

درود.
نمیدونم چی بگم ولی باید اعتراف کنم که وقتی این مطلب رو تو این سایت دیدم هم شگفت زده شدم هم خوشحال چون اصولا این مطالب در سایت های مهم و معتبر مثل این سایت پیدا نمیشه بیشتر تو وبلاگ های شخصی.
ازتون سپاسگذارم که این پیام رو نوشتین تا کمی اگاه بشیم ولی به نظر من این فریاد ها هیچ وقت به جایی نمیرسه. تا وقتی مردم نخوان چشاشون رو باز کنن هیچی نمیشه همه ی اینا نه تنها تقصیر غرب و کشور های مخالف نیست بلکه سران مملکت ایران هم مقصر نیستن همه چیز بستگی به مردم داره.

از این و اون نیست از ماست که بر ماست.
بدرود

14 تیر 1386 | باران |  بدون email | بدون آدرس وب

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: