خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
1 آذر 1386
2 مرداد 1386
13 شهریور 1386
22 مرداد 1386
15 مرداد 1386
5 مرداد 1386
18 آذر 1386
11 آذر 1386
12 شهریور 1386
23 مرداد 1386

امتحان تمام شده بود. گنگ و مبهم با صدها سوال بی جواب ازساختمان محل آزمون بیرون آمدم. تا چشم کار می کرد داوطلب غمگین به چشم می خورد. بعضی ها گریه می کردند، بعضی ها مات و مبهوت روبرویشان را نگاه می کردند و بعضی ها که گول رفقای نابابشان را خورده  بودند سیگار می کشیدند...
به هر حال کسی نبود که لبخند بر لب داشته باشد. من هم تحت تاثیر آنان، اخمی کردم و سپس گول رفقای ناباب را خوردم.
روزها گذشت. تازه فهمیده بودم که چه امتحان بی اهمیتی را پشت سرگذاشته ام. منظورم از بی اهمیت بودن این است که فهمیدم آنقدر نمی ارزد که به خاطرش غصه بخورم وتازه از بزرگان شنیده بودم که زندگی فقط کنکور نیست... تا اینکه رتبه ها اعلام شد و بعد آن همایش معروف که شعارش این بود: این فقط انتخاب رشته نیست بلکه زندگیته!...هنگامی که این شعار را خواندم باز خود را سر جای اول حس کردم یعنی اگر انتخاب رشته شما غلط باشد، زندگیت را از دست خواهی داد...نمی دانم باید از کجا شروع کنم اما بر این امر آگاه هستم که اگر کنکوری در دنیا وجود نداشت من باز هم می توانستم زنده بمانم، نفس بکشم، کار کنم و بچه دار شوم.....
جو کنکور از هنگامی که دفترچه های ثبت نام پخش می شود تا هنگامی که پذیرفته شدگان اعلام می شوند فوق العاده اضطراب آور و ترسناک است و بر خلاف برخی ادعاها، چهره کنکور در ذهن داوطلبان همانند هیولایی شده که هر لحظه ممکن است خود را به شکل یک فرشته درآورد و یا اینکه آنها را ببلعد.
تمامی تلاش علمی از جمله روانشناسی این است که فر آیند ذهنی اشخاص را تحلیل کند و بتواند در درمان یا شناخت آن به مرجع آسیب دیده بکوشد وپس از شناخت، راه حلهای پیش گیری آن را تبلیغ کند. جالب است که بدانیم نه تنها ازسیستم استاندارد اینگونه پیش گیری ها در سازمان سنجش ما استفاده نمی شود بلکه از سیستم استاندارد مشاوره ای هم خبری نیست. در سیستم سازمان سنجش کشور اضطراب بیشتری به داوطلب وارد می شود و بعد از آن در انتخاب رشته با انواع نرخ های بالا حاضر به مشاوره است. این مساله کاملا غیرمنصفانه است زیرا با استناد به این سیستم باید اینگونه نتیجه گرفت که هر کس پولش بیشتر باشد مشاوره بهتری خواهد داشت و درصد قبولیش بیشترخواهد بود...
جمعیت شرکت کننده در کنکورامسال کاهش داشته است و می توان یکی از دلایل آن را آگاهی مردم از همین امر دانست البته این دلیل قطعی نیست و می توان یکی دیگر از این دلایل را بوجود آمدن دانشگاههای دیگر دانست که بدون کنکور دانشجو می پذیرند ومطمئن باشید با بالا رفتن سطح آگاهی مردم از اینگونه ناهنجاریها در سالهای آینده هم تعداد شرکت کننده ها کاهش خواهد یافت.
همانگونه که گفتیم بیلبردهایی در سطح تهران زده شده است که خبر از برگزاری همایشی در فرهنگسرای دانشجو برای کمک به انتخاب رشته داوطلبان می دهد. قبل از اینکه شعار عجیب غریب همایش را تحلیل کنیم باید بگویم با ساده ترین فکر هم میتوان این حدس را زد که هدف همایش کمک کردن به داوطلبان است و باز هم میتوان حدس زد که این همایش در راستای کمک به بدون استرس گذراندن این دوره(انتخاب رشته) است. اگر به بیلبوردها توجهی نکرده اید بهتر است که بدانید شعار این همایش عکس مواردیست که در دو سطر بالا حدس زدیم یعنی کاملا اضطراب زا و ترسناک است: این فقط انتخاب رشته نیست بلکه زندگیته!
از شعارهمایش که بگذریم عکس روی بیلبورد هم ممکن است تاثیر منفی داشته باشد.عکسی که پسری را غمگین در بند نشان می دهد...!
انسانهایی را میشناسم که در چندین همایش شرکت داشته اند و به پیش چند مشاور رفته اند اما هنوز تردید دارند و این امر ناشی از جوی منفی است که در این ایام وجود دارد.
با مصاحبه ها و پیام هایی که روانشناسان و کارشناسان درباره اینگونه مسائل میدهند، اما ارگانهای دولتی و سازمان سنجش هیچ گونه تلاشی برای از بین بردن آن نمی کنند و با یک سطح کردن زندگی و کنکور باعث تشدید آن می شوند و اعتراضی به پخش این بیلبوردها در سطح شهر نمی کنند...
به قول دوستی: اگر بخواهیم اینگونه مشکلات روانی دیگر گریبانگیر ما نباشد یک راه حل بیشتر وجود ندارد و آن حذف کنکور است. اما با وجود مؤسسات قدرتمند آموزش کنکور، هیچگاه نمی توان این رویا را تحقق یافته دید زیرا اگر تحقق پیدا کند آنگاه اینگونه موسسات باید درب آموزشگاه هایشان را تخته کنند.
با توجه به مطالب گفته شده باید پذیرفت که خواسته و ناخواسته این مشکل ممکن است دامان خود ما یا اینکه اطرافیان نزدیکمان را بگیرد، اما باز نباید تن به تردیدها و اضطراب های بیهوده داد بلکه باید در رفع آن کوشید و برای رفع آن چاره ای نیست جز همکاری و زدودن اضطراب به هر شکل ممکن....زیرا این  درد  یک  درد مشترک است.

نظرات

نمی دونم چرا از رو نوشتتون احساس کردم خیلی از کنکور دورید. من به عنوان یه کنکوری نمونه می گم این حرفا واقعا برای بچه های کنکوری معنایی نداره حرفایی مثل حذف کنکور یا مسائل روانشناسی دیگه ای که مطرح کرده اید. می دونید خانه از پای بست خیلی ویران تر از این حرفاست. ما مگه تو دبیرستان چه جوری درس می خونیم که انتظار آزمون پایانی استاندارد دارید؟! به هر حال توجهتون قابل ستایشه. ممنون!

27 مرداد 1386 | م.ط |  بدون email | بدون آدرس وب

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: