دوشنبه بیست و هشتم آبان ماه نهمین دوره از سری نشست های نقد نغمه بوسیله امور موسیقی فرهنگسرای دانشجو واقع در پارک شفق صورت گرفت. در نشست های قبلی نقد نغمه شاهد گفتگو و نقد درباره کنسرت کامکارها، نقد سمفونی ملل، نقد سمفونی پیامبراعظم(ص) و ...بودیم. در این دوره، نقد نغمه به بررسی ترانه های تیتراژ سریالهایی که در ماه رمضان از تلویزیون سراسری پخش شد، پرداخت.
با حضور کارشناسانی همچون آقای ساعد باقری(شاعر) و کمال الدین منبری(آهنگساز) که این ترانه ها را از نظر بار موسیقیایی و شعر مورد بررسی قرار می دادند.
روال کار بر این اساس بود که بعد از پخش ترانه ها به گفتگو درباره آن می پرداختند. ترانه سریالهایی همچون شکرانه، میوه ممنوعه، اغما و یک وجب خاک.
در بررسی این اساتید به این نتیجه رسیدیم که هیچ یک از آثار بدون نقص نبوده و همگی چه در سرایش شعر و چه در پیوند موسیقی با شعر و چه خوانندگی دچار نقص های زیادی هستند. تنها کاری که از آن به خوبی یاد شد، ترانه تیتراژ اول سریال شکرانه ساخته ی آقای دولتمند بود. آقای باقری تغییری که در شعر مولانا به وجود آورده بودند را بنابر فضای سریال مناسب می دانست و معتقد بود که ضربه ای به ذات اثر وارد نشده است و همچنین صدای دولتمند، خواننده تاجیکستانی برای مردم ما آشنا و محبوب است. آقای منبری نیز موسیقی کار را موسیقی ای در خور اعتنا دانست. همچنین بیشترین کاری که مورد انتقاد قرار گرفت ترانه تیتراژ سریال اغما بود که چه از نظر شعر و چه از نظر خوانندگی و آهنگسازی، دارای مشکلات فاحشی بود. باقی آثار نیز کما بیش مشکلات خاص خود را داشتند.
در این مقاله قصد داریم نقدی داشته باشیم بر نوع نقدشان.
کار این دوستان و هدفشان از برقراری چنین برنامه هایی در راستای رشد هنر، کاملا قابل ستایش است؛ ولی چیزی که مورد بحث است آن است که تا چه حد به هدف خود نزدیک می شوند. اجازه دهید نکته ای را خاطر نشان کنم که هیچ یک از دست اندرکاران ساخت این ترانه ها با وجود دعوتهای مکرر در این نشست حضور نداشتند به غیر از آقای افشین یدالهی(ترانه سرای تیتراژ سریال میوه ممنوعه) که ایشان هم در نیمه دوم برنامه خود را رساندند. این خود به تنهایی نشان گر بی اهمیت بودن این برنامه برای آنهاست و همچنین وجود نداشتن تأثیری بر روند کاری این افراد. اینکه این نوع موسیقی ها و ترانه ها بر روی اجتماع تاثیر خود را می گذارد، امری است انکارناپذیر؛ آن هم ترانه هایی که به مدت سی روز مکرراً از تلویزیون پخش می شود. اما شیوه بررسی کردن آن را باید آموخت. باید در نظر گرفت که ماهیت حضور این ترانه ها برای مردم به چه شکل است.
این ترانه ها، ترانه هایی پاپ و مردم پسند هستند. مردم ما با این ترانه ها به شیوه تکنیکی برخورد نمی کنند. وقتی که مردم از صدای خواننده ای که از آن صدای خارج می شنویم راضی هستند، پس طبیعتاً به مقولاتی از قبیل ارکسراسیون یک اثر هم فکر نمی کنند و تاثیر خاصی هم از آن نمی پذیرند. حال از منظری دیگر این پرسش به وجود می آید که چرا شنونده ی غیر حرفه ای ایرانی از شنیدن ترانه ای که صدای خواننده اش مشکل دارد لذت می برد. آیا بهتر نیست این وقت و انرژی و هزینه صرف بررسی چنین مبحثی شود که کاملا ریشه ای و داخلی است.
آقایی از حضار در سالن فرمودند که ورود برنامه های آهنگسازی الکترونیکی باعث پا به میان گذاشتن افرادی ناشایست در حوزه آهنگسازی و خوانندگی شده است. باید گفت که مشکل ما برنامه های آهنگسازی الکترونیکی نیست. ما شاهد کارهای خوب و حرفه ای در سطح جهان بو ده ایم که با همین برنامه های الکترونیکی ساخته شده اند. بررسی اینکه چرا جا برای پا به میدان گذاشتن این افراد ناشی در حوزه هنر وجود دارد، کاری کاملا صحیح است و البته در شرایط فعلی کمی هم حیاتی! ولی مطمئناً پاسخش وجود برنامه های الکترونیکی نیست و اگر برنامه های آهنگسازی الکترونیکی هم وجود نداشتند، این افراد و تفکرات پشت پرده باز به کار خود ادامه می دادند.
با تجربه ی هشت نشست قبلی انتظار می رفت به جای این همه ریز حرف زدن و پرداختن به مسایل جزئی، به مباحث مهم تری پرداخته می شد. هرچند که باید پذیرفت وجود چنین برنامه هایی جهت نقد موسیقی روز کشور امری ستودنی است و جای بسی امید است. به هر حال متوجه می شویم که عده ای هستند که تأثیر مهم هنر مردمی را دریافته اند و حال، سعی در ارزیابی و رشد آن را دارند. به امید اینکه شاهد برنامه هایی با کیفیت بالاتر از این عزیزان باشیم.