خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
مستند اجتماعی
29 مرداد 1387
20 خرداد 1387
6 خرداد 1387
29 اردیبهشت 1387
گزارش تصویری
16 شهریور 1387
10 شهریور 1387
10 شهریور 1387
7 شهریور 1387
1 شهریور 1387
عکس تئاتر
9 شهریور 1387
30 مرداد 1387
17 تیر 1387
15 تیر 1387
13 تیر 1387
22 اردیبهشت 1387

 پیکر چهره‌پرداز پیشکسوت سینمای ایران، مرحوم فرهنگ معیری  صبح امروز از مقابل خانه سینما به سوی روستای واریان تشییع و به خاک سپرده شد.او به عنوان پدر چهره پردازی سینمای ایران فعالیتش را با چهره پردازی فیلم«خاتون»در سال 56 آغاز کرد و از کارهای دیگر او می توان به«کلاغ » «چریکه تارا»«سفر سنگ »«جنگ اطهر»«خط قرمز»«خانه عنکبوت»«دلیران تنگستان »«پرواز در شب »«باشو غریبه کوچک»«کانی مانگا»«شاید وقت دیگر»«مسافران»«افعی»«روانی»«سگکشی»و«اشک سرما»نام برد که به عنوان طراح چهره پردازی در آنها حاضر بوده است . مراسم ختم این هنرمند روز چهارشنبه 25 اردیبهشت در مسجد جامع شهرک غرب تهران برگزار می شود.

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر                   تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر  تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر                   تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر  تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

تشییع پیکر فرهنگ معیری/لوح ، پایگاه فرهنگ و هنر

معیری در شرح حال خود نوشته بود:تولد، یک خرداد  1322؛ خواسته؟ و یا ناخواسته؟ و چرا؟ گفتند خیر است و خیر بشود و خیر بماند، عدد"هفت پسر" خواست پدر بود. کودکیم در پس بازی با کتابهای خانواده بهمراهی برادران و قصه‌های مادر بزرگ و پری که کتابهای کرایه‌ای شبی ده‌شاهی را در نظر بازی برادران برایم می‌خواند. و در ترنم شعرهای پدر در روشنی روز شب‌های جمعه همراه مادر در پی یافتن گوشه چادر بی‌بی‌شهربانو با ماشین دودی، و زیارت سیدنصرالدین و گاه‌گاهی به‌همراه خانواده سر پل تجریش در شمیران آن زمان و امامزاده صالح جائیکه مادر و مادربزرگ هر یک به گوشه‌ای از ضریع می‌آویختند و بوسه‌ها و بوسه‌ها و چشمایشان را از نور آقا منور می‌کردند و در گورستان باوقار آرمیده در بلندی دربند «ظهیر الدوله» شانه‌های مردانه پدر به لرزه بود ... پس به گناه دیگر نگاهم به گریم به مهاباد فرستاده شدم؛ طاس خوش نشست. زندگیم صرف عشق به آموختن و آموزاندن و گسترش عرصه‌های دانش گریم شد.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: