خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
15 اردیبهشت 1387

 قرار بود سر ساعت  پنج بعد از ظهر در سالن تئاتر شهر نشسته باشم و گزارش "اختتامیه یازدهمین جشنواره تئاتر دانشجویی" را برای شما بنویسم.اما خیلی ساده بودم.چرا که عقربه کوچک ساعت داشت, 6 را نیز فتح می کرد اما من لابلای جمعیت مات و مبهوت داشتم فقط به صحبت های پرسنل برگزار کننده این مراسم گوش می دادم:"آقا جان نمیشود.تا کارت اختتامیه را نداشته باشید,نمی توانیم به شما اجازه ورود بدهیم"هر چقدر میگوید این همه آدم که اینجا ایستادند همگی مانند شما هستند,گوشم بدهکار نیست و میگویم:"عزیز جان من خبرنگارم و خود شما به ما گفتید برای پوشش این مراسم اینجا حاضر باشیم.دوباره همان حرفها را تکرار می کند و میگوید:" اشتباه می کنید.باید کارت اختتامیه را هم  داشته باشید.حالا هم چیزی نشده, بروید سری به دبیرخانه بزنید,شاید انجا کارت داشته باشند!"نفهمیدم چطوری خودم را رساندم به دبیر خانه که آنجا صداهای غیر متعارف چند نفر من را به خود آورد!عده ای جوان خوش تیپ داشتند با صدای بلند برای متصدی دبیر خانه توضیح می دادند که:"جناب, ما کاندیدای بخش خیابانی تئاتر دانشجویی هستیم و باید در این مراسم حضور داشته باشیم."اما گوش متصدی نیز بدهکار نبود و بی حوصله می گفت:"همه کارت ها در همان تئاتر شهر هست و ما کاری نمی توامیم برای شما بکنیم.لطفا مزاحم کار ما نشوید." خلاصه جمیعا به سمت تئاتر شهر باز گشتیم و خودمان نیز می دانستیم کار از کار گذشته است و ما عرض بیجا می بریم.این فکر زمانی قوت گرفت  که صفوف چند لایه ی روبروی در اصلی تئاتر شهر را نیز دیدیم و به کل فکر خام وارد شدن به مراسم را از سر بیرون کردیم.اما در همین اثنا فکری به سرعت از ذهن بنده گذر کرد:"به سرعت با دوستان کاندیدا خدا حافظی کردم و خودم را رساندم به ورودی اصلی مراسم."سریع از دفترچه یاد داشتم اسم دبیر جشنواره یازدهمین تئاتر دانشجویی را خواندم و کارت خبرنگاری خودم را هم در کیفم پنهان کردم. به نگهبان در ورودی که رسیدم سرم را انداختم پایین و انگار نه انگار او را دیده باشم وارد شدم.او گفت "شما آقا کجا؟"و من هم بدون اینکه حس کنم اتفاق خاصی افتاده باشد گفتم"از مهمانان آقای عبدالهاشم پور هستم!گفتند قبلا هماهنگ شده است!"و بعد به سرعت به سمت سالن حرکت کردم و او هم به خودش بیش تر از این جرات نداد که مصدع او قات شریف من شود! به سالن که رسیدم همه جا تاریک بود و نمایش منتخب جشنواره در حال برگزاری بود.کورمال کورمال حرکت کردم تا در اولین جایی که پی بردم صندلی خالی است نشستم.به سرعت کارت خبرنگاریم رو به دور گردنم انداختم و مشغول نت برداری شدم.

اجرا که به پایان رسید چراغ ها روشن شد و می توانستم دور و برم را بهتر ببینم:گوش تا گوش سالن جمعیت نشسته بود به طوری که حتی عده ای روی پله ها و عده ای هم روی زمین نشسته بودند.راستش رو بخواهید کمی تعجب کردم که انقدر راحت جای نشستن پیدا شده ولی به روی خودم هم نیاوردم که اتفاق خاصی افتاده باشد! مراسم از شانس من با تاخیر شروع شد و مجری در حال خوش آمد گویی به مدعوین محترم بود.سپس او از دبیر جشنواره خواست تا برای چند دقیقه به روی سن بیاید و سخنرانی کند.آقای عبدالهاشم پور که از خوش شانسی بنده هم از طرف ایشان دعوت شده بودم,اینچنین می گفت:این جشنواره تنها متعلق به وزارت علوم نیست,بلکه متعلق به همه ارگان ها و نهادهاست که ما را در برگزاری این رویداد هنری مساعدت نمودند. وی همچنین تصریح کرد:این تنها جشنواره ای است که ساختاری دموکراتیک دارد و دبیر و اعضای آن از سوی خود دانشجویان انتخاب می شوند و همه ما باید به این انتخاب احترام بگذاریم. او همچنین خاطر نشان ساخت:تمام دانشگاه های کشور اعم از دولتی و خصوصی حق شرکت در این جشنواره را دارند و امیدواریم در سال های بعد شاهد شرکت بیشتر دانشجویان باشیم.پس ار سخنرانی دبیر که با تشویق های پیا پی حضار و موزیک شاد(غیر معمول) همراه بود مجری برنامه یاد آوری کرد که تمام جوایز نقدی این جشنواره به صورت کارت اعتباری تهیه شده است و برندگان باید بعد از اتمام مراسم به_ دبیر خانه_ مراجعه کنند و جوایز خود را تحویل بگیرند. او در ادامه برندگان بخش پوستر,ماکت و عکس را خواند تا لوح تقدیر و تندیس جشنواره را از دستان دبیر جشنواره و رئیس دانشگاه سینما و تئاتر تحویل بگیرند. در ادامه این مراسم غلامرضا اسلامی معاون فرهنگی دانشگاه تهران طی سخنانی خاطر نشان ساخت:این جشنواره در هیچ شرایطی متوقف نخواهد شد,چرا که ما بر این باوریم این رویداد هنری دانشگاهی به صورت موج تاثیرات زیادی خواهد داشت. وی در ادامه لوح تقدیر و تندیس جشنواره را به برگزیدگان بخش مقاله نویسی اهدا کرد و سپس جای خود را به معاون فرهنگی وزیر علوم داد تا لحظاتی را به ایراد سخنرانی بپردازد. محمد باقر خرمشاهی با اشاره به اینکه 5 دقیقه وقت بیشتر ندارد,نکاتی را پیرامون تئاتر اصیل ایرانی متذکر شد و از دانشجویان خواست تا به ابعاد بین المللی این جشنواره نیز توجه داشته باشند,اما در این بین سوت کشیدن و کف زدن های پیا پی حضار کمی او را عصبی و ناراحت ساخت به نحوی که تا آخر مراسم هیچ کسی نتوانست او را با یک تبسم خشک و خالی بر لب نظاره کند.

در ادامه این مراسم جمشید مشایخی به روی سن آمد که با بلند شدن او از روی صندلی,تمام سالن به احترام او از جای برخاستند و کف زدند.باید اشاره کرد این لحظه با فلاش های متعدد عکاسان همراه بود و خوراکی مناسب برای آنان شد.در این بین با حضور مشایخی از حامیان این جشنواره که از شرکت هواپیمایی تا سازمان بنادر و کشتیرانی و بعضی از  بانک ها بودند تقدیر و تشکر به عمل آمد.

بخش دیگر اختتامیه جشنواره تئاتر دانشگاهی به بزرگداشت زنده یاد اکبر رادی اختصاص داشت که با حضور "حمیده عنقا" از مقام هنری او تقدیر شد.عطا الله کوپال از دوستان نزدیک مرحوم رادی طی سخنانی گفت:رادی پایه گذار درام ایرانی بودکه در زمانه خود با ظهور ستاره هایی روشن و خاموش می شد,اما او در زمانی که سنت های چخوفی ر به خاموشی بود این سنت را نجات داد.رادی مثل چخوف انسان را آنگونه به مردم عریان و بدون نقاب نشان می داد که همیشه در برابر خدا هستند. وی افزود:در همه دنیا کشورها را با نام نویسندگانشان می شناسند و امیدوارم با کمک شما اساتید و دانشجویان, بنیادی را با نام رادی تاسیس نماییم.بنیاد برای کسی که عمری برای تئاتر نوشت و غیر صحنه تئاتر کرنشی بجا نیاورد.او بیرقی در تئاتر ایران است که تا ابد زنده خواهد ماند.در ادامه سخنرانی کوپال به نه نفر نمایشنامه نویس بدون در نظر گرفتن اولویت,تحت عنوان جایزه رادی,لوح تقدیر و جایزه نقدی اهدا شد. اعلام اسامی برندگان بخش بازیگری زن و مرد این جشنواره در نوع خود شنیدنی و دیدنی بود:برای بخش خانم ها از بهاره رهنما و امین تارخ دعوت شد تا هدایا را به برندگان اهدا کنند.اسامی نفرات اول تا سوم که خوانده می شد سالن شرایط یک استادیوم چند هزار نفری را پیدا می کرد و تا سر حد انفجار پیش می رفت.این وضع به گونه ای پیش رفت که در انتهای این بخش,بهاره رهنما به پشت میکروفن رفت و گفت:"واقعا به شما جوانان تبریک می گم به خاطر این شوق و شورتان.انقدر من امشب از شما انرژی گرفتم که "آدرنالین خونم"به شدت بالا رفته است!واقعا ممنونم." 

برای بخش بازیگران مرد نیز از بهروز بقایی و اصغر همت به همراه علی نصیریان دعوت شد تا جوایز را به برندگان اهدا نمایند.اینجا هم تردستی های بقایی در هنام اهدای لوح به برگزیدگان جالب توجه می بود.داشتم کم کم به شرایط سالن و هیاهوی بیش از اندازه ای که در آن بود عادت می کردم و دیگر به جیغ های کر کننده دور و بری هایم واکنش منفی نشان نمی دادم که یکهو حضور دو نفر از مامورین خوش بنیه ی سالن به همراه شخصی به نام علی نصیریان را بالای سرم احساس کردم!سلامی رد و بدل کردیم و به گونه ای به گوشم رساندند که بله,جایی که نشستم متعلق به آقای نصیریان بوده و بنده باید زحمت را کم کنم!اما من که تسلیم بشو نبودم:_"آقا یعنی چی؟_این چه وضعشه؟_یکی از همین همکارای شما من را اینجا نشانده!_الان من باید کجا بنشینم؟!بیچاره علی نصیریان که کارت خبرنگاری من را دور گردنم می دید خنده ی معنا داری کرد و به مامورین گفت:"حق با این جوونه.اینجا جای ایشان است و من باید دنبال جایی دیگر بگردم!"بالاخره در یک کش و قوس که حدودا یک دقیقه ای طول کشید بنده در مکانی نزدیکتر از محل قبلی به سن, استقرار پیدا کردم و مشغول شدم تا نام برندگان بخش خیابانی تئاتر دانشجویان را بنویسم. در همین اثنا صدایی آشنا مرا به خود آورد:_"ببخشید.من از شیراز تا اینجا آمدم اما موقع ورود,منی که کاندید بودم و الان هم برنده شدم,را به سالن راه نمی دادند.من اینجا باید از حق شهرستانی ها دفاع کنم..."بله تصویر با صدا مطابقت داشت و شخص همان شخصی بود که با من در دبیر خانه به دنبال کارت اختتامیه می گشت.او هنگام پایین آمدن خیلی اتفاقی نگاهش به من گره خورد و هر دو هاج و واج به هم چشم دوختیم و بعد با هم زدیم زیره خنده!_"حتما او هم داشت به این فکر می کرد که این چطوری وارد شده!" در این مراسم نمایش های "سی" سارا فرزاد فر,"خداحافظ" آیدا کیخایی, "سرهنگ و پرندگان" محمد جواد استادی, "لطفا با مرگ من موافقت کنید" الهام خداوردی, "اکوئوس" امین عظیمی و "در اکتبر 1815 آزاد شد,سال 1796 وارد آنجا شد به جرم شکستن شیشه و برداشتن یک نان" به کارگردانی نصیر ملکی جو برای اجرای عمومی رپراتوار تئاتر دانشگاهی معرفی شدند. گفتنی است در انتهای این مراسم بنا به سنت های دوره های پیش,دبیر جشنواره سال بعد معرفی شد و آقای ناصر حبیبیان مسئولیت دوره بعدی جشنواره را بر عهده گرفت.

ای کاش می شد دبیر دوره دوازدهم تئاتر دانشجویی از همین حالا به فکر مکان برگزاری اختتامیه باشد تا دیگر شاهد مشکلاتی نظیر: بیرون ماندن خبرنگارانی همچون من و برندگانی چون آقایی که از شیراز آمده بود و بسیاری دیگر که پشت درهای بسته ماندند,نباشیم.شاید برگزاری مراسم در سالن 12 هزار نفری آزادی بتواند کمی مشکل را حل کند.شاید... لازم به ذکر است: امیر رضا خادم,نادر برهانی مرند,کوروش نریمانی,محمد یعقوبی,سیامک صفری,فربندخت زاهدی,محمود عزیزی,فرشید ابراهیمیان,حسین مسافر آستانه,هرمز هدایت,ناصح کامکاری,سیامک احصایی,بهروز غریب پور,محمود فرهنگ,فرهاد ناظر زاده,مهرداد رایانی مخصوص,ایوب آقا خانی,کتایون فیض مرندی,محمد ابراهیمیان و مدیران وزارت علوم از دیگر مهمانان این اختتامیه بودند.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: