عبدالعلی دستغییب می گوید: از دورهای که شهریار با نیما یوشیج آشنا شد وقایع اجتماعی را در اشعارش بازتاب میداد و همچنین از طبقه رنجبر و محروم جامعه حمایت میکرد و از این دوره بود که به نوجویی و تجدد علاقمند شد اما تجدد در شعر شهریار همواره حالتی معتدل داشت.
ثمره آشنایی شهریار با نیما نیز شعری بنام ''دو پرنده بهشتی'' بود که عوالم شاعرانه خود را با بیانی عاطفی بازگو میکرد.
دستغیب ادامه داد: بهترین شعر شهریار در زمینه عاطفی شعر ''ای وای مادرم'' است که محصول احساسات غمانگیز او در مرگ مادرش بود او حتی به اوضاع و احوال جهان نیز توجه داشت در شعر ''پیام به انیشتین'' دانشمندان را برای ساخت سلاحهای کشتار جمعی مورد سرزنش قرار داد. البته شعرهای مناسبتی نیز در آثار شهریار بسیار به چشم میخورد. اما در حقیقت بهترین و مهمترین کار شهریار منظومه ''حیدربابا'' به زبان ترکی است که شعری مردمی و متجددانه و بسیار صمیمی و دلنشین است.
این پژوهشگر ادبی خاطرنشان کرد: از جمله اشتباهات شهریار این بود که بسیار بیدقت و بدون انضباط هنری خاص آثار خود را به چاپ میسپرد در نتیجه این مساله باعث شد که شعرش از نظر فن بدیعی و دستورزبان فارسی دچار مشکلات عدیدهای میشود.و بعضی از تعابیر و الفاظ نامانوس در آن جای گیرد. البته اشعار قوی نیز در دیوان او وجود دارد مثلاً یکی از این اشعار شرح دیدار شهریار با کمال الملک در نیشابور است که از جمله شعرهای اندیشهای شهریار محسوب میشود.
وی یادآور شد: شهریار به حافظ علاقهای بسیار داشت غزلیات شهریار بیشتر به شیوه حافظ سروده شده است و حتی خود میگفت: ''که من از حافظ الهام میگیرم'' اما به طور کلی در غزلیاتی که به استقبال حافظ رفته است ظرافت و چند بعدی نگری اشعار حافظ وجود ندارد و به نظر من شهریار باید به شیوه سعدی عمل میکرد زیرا طوفان اندیشهای که در سراسر شعر حافظ موج میزند در دیوان شهریار دیده نمیشود در حالیکه شعر شهریار سرشار از احساسات قوی است و اندیشهای قدرتمند و محوری ندارد.
این منتقد اظهار کرد: غزلیات شهریار اگرچه سرشار از احساساتی لطیف و مخاطب پسند بود اما به طور کلی از نظر صرف و نحو و زبان بدیعی دچار مشکلاتی است مثلاً احساس و شور در یک بیت بسیار قوی و دل انگیز است و در بیتی دیگر لحن الفاظ استواری خودشان را از دست میدهند. و این نشان میدهد که یکدستی و انضباط هنری که در آثار رهی معیری، امیری فیروزکوهی و ملک الشعرای بهار است در آثار شهریار وجود ندارد.
وی عنوان کرد: اگر شهریار موفق میشد که با نگاهی دقیق و زیرکانه ابیات نامناسب و ضعیف خود را در دیوان شعرش تقلیل دهد بسیار موفقتر از امروز میشد اما شهریار به دلایلی خاص و یا شاید به دلیل اصرار علاقمندان همه اشعار خو درا بدون گزینش صحیح به چاپ سپرد که این امرسبب وارد آمدن انتقاداتی به شعر او گردید.
وی تاکید کرد: اما در مورد شاعر بودن شهریار باید گفت اگر منظور از طرح این مساله قرار دادن شهریار در سطح شاعرانی بزرگ چون فردوسی، حافظ و سعدی است که نه محققی آن را میپذیرد و نه مردم باور میکنند.
شاعر ملی کسی که در سطح جهانی مطرح باشد و همه مردم شعر او را خوانده باشند و ابیاتی را از بر کنند.
بنابراین حتی مولانای بزرگ شاعر ملی نیست و تنها فردوسی یا حافظ و سعدی شایسته واقعی این عنوان هستند.
دستغیب در ادامه این مطلب گفت: با وجود همه این مسایل باید از شهریار تجلیل کرد زیرا او کسی است که مبالغی از احساسات ملی و مذهبی مردم ایران را بازگو میکند و شاعر مردم دوست و خوبی است و سرمایه معنوی جامعه ما به حساب میآید اما عنوان شاعر ملی برای او اندکی مبالغه است اگر شهریار شاعر ملی است. نیما، فروغ و اخوان نیز شاعر ملی هستند.
وی در پایان اعلام کرد: آنچه که در سطوح بالا گفتم نشانگر بیارادتی من به شهریار نیست همه ما فارس، بلوچ، ترک و خراسانی مردمان یک سرزمین واحد و ارجمند بنام ایران هستیم اما شعر مقوله تخصصی است و فارغ از مسایل جانبی مختلف، شعر باید سرشار احساس ناب باشد و در شعرش می بایست شور و حرارت اشتیاق موج بزند. تا شعر واقعی خلق کند.