رضا قیصریه نویسنده و مترجم می گوید: در غرب آثار بزرگی درباره جنگ خلق شده است که نشان از قدرت نویسنده دارد. از جمله می توانم به داستان پروانه و تانک اثر ارنست همینگوی اشاره کنم که خود به فارسی ترجمه کردم و نویسنده در آن با الهام از جنگ های داخلی اسپانیا کتابی در خور توجه نوشته بود. همچنین باید از رمانی نوشته نورمن مایلر یاد کنم که درباره جنگ کره نوشته شده بود و به گمان من از آثار خوب در این زمینه است.
نویسنده رمان کافه نادری سپس به آثار ایرانی درباره جنگ اشاره کرد و افزود: بسیاری از کتاب های نوشته شده در ایران که جنگ را محور قرار داده اند، چیزی بیشتر از خاطره نویسی نبوده است. ممکن است خاطره هم جذابیت هایی داشته باشد، اما قطعا نوشتن رمان نیازمند تخیل و قدرت نویسندگی است. نویسندگان البته می توانند چنین آثاری را به منزله نقطه شروع در نظر بگیرند و با استفاده از این خاطرات رمان یا اثر داستانی دیگری بنویسند.
قیصریه سپس با اشاره به حضور برخی نویسندگان در جنگ، ادامه داد: کسانی که خود، جنگ را از نزدیک تجربه کرده اند بهتر می توانند در این زمینه بنویسند. اما اگر کسی در جنگ حضور نداشته است ولی خود را صاحب استعداد نویسندگی بداند و واقعا توانایی داشته باشد قادر خواهد بود اثری خوب خلق کند.
این مترجم سپس با اشاره به این که نویسنده نباید به ورطه شعار زدگی بیافتد، اظهار کرد: نویسنده نباید وقتی شروع به نوشتن می کند بگوید رمانی ضد جنگ یا به هواداری از جنگ می نویسم. به گمان من در هر دو حال کاری جز شعار تولید نخواهد شد.
وی در پایان درباره تاثیر جنگ بر ذهن نویسنده گفت: شاید نویسنده ای که جنگ را از درون تجربه کرده است، تاثیری غیر مستقیم از این مساله بگیرد. مثلا به شکل کابوس ها یا اشکال دیگر. نیز ممکن است تحت تاثیر عوارض ناشی از جنگ، شیوه نوشتاری او تغییر کند.