هوشنگ شاه به نخجیر شد. در بیابان ماری دید. چونان طلسم اهریمن - سنگی به سویش افکند. مار را نکشت اما به سنگ دیگر اصابت کرد و جرقه زد و آتش زاده شد. مار گریخت ...
داستان پیدایش آتش به روایت افسانههای کهن چنین است. آتش که مظهر نور، خرد، روشنایی و پاکی است، مار را که نماد بدی، جهل و فریب است فراری میدهد.
در میان اقوام آریایی نژاد و در اندیشه مهری، از میان چهار عنصر آب،باد،خاک و آتش، آتش عنصر برترین است.اهوارایی و آسمانی است.جلوه خداوند و تطهیر کننده است.در نقش برجستههای باستان نیز به تکرار، نقشی میبینم از یک شیر که پنجه بر گاوی افکنده او را به زیر میکشد.شیر نماد آتش و خورشید و گاو نماد خاک است.یا در نقشی دیگر مهر گاو اوژن یکی از الهههای ایران پیش از دوران زردشت را میبینم که در حال فرر کردن خنجری به گردن گاوی است.به اعتقاد ایرانیان باستان انسان نیمی خاک،نیمی آتش است.نیمی روح و نیمی تن، ترکیب متضادی از آسمان و زمین.خدا و شیطان.در اسطوره سیاوش، آنان که از آتش میگذرد و نمیسوزد از آن روست که او خود از جنس آتش است و نیم خاکی و فرو دست در وجودش برتری نگرفت و پلیدی در آن راه نیافته است.
سیاوش برای اثبات پاکدامنی خویش آزمون آتش را پذیرفت و با لباسی سفید و کافور زده - چونان مردگان - بر شباهنگ نشست و از میان دو کوه آتش گذشت. بیآنکه حتی خاکستری بر مویش نشسته باشد ...
البته اندیشه برتر بودن آتش از میان عناصر و پیوندش با خدایان آسمان را تقریباً در باورهای تمام اقوام قدیم میشود دید.از افروختن آتش، هنگام رقصهای آیینی در میان بومیان آمریکا تا قربانی بر آتش نهادن مصریان باستان و در میان تمامشان جشنهای آتش را میشود سراغ گرفت. از مهمترین و برترین جشنهای آتش در میان آریاییان می توان چهار جشن را ذکر کرد.در بلندترین شب سال (اول زمستان)و کوتاهترین شب سال (اول تابستان)و نیز دو شب که شب و روز یک اندازهاند یعنی شب اول بهار و شب اول پاییز.در شاخه هند و اروپایی که بعدها به سمت قارههای دیگر مهاجرت کردند و قرنها بعد زیر نفوذ مسیحیت قرار گرفتند این جشنها رنگ و بوی مذهبی گرفت.جشن آتش زمستان و تابستان به جشنها و آیینهایی در 24 دسامبر - شب تولد مسیح - و 24 ژوئن، شب ولادت یحیی تعمید دهند تبدیل شد و جشن آتش در بهار و پاییز هم به شکل جشن عید فصح (که به اعتقاد مسیحیان، سومین روز پس از تصلیب عیسی است که از گور برخاست و به آسمان عروج کرد و عید من میشل (یا جشن خرمن)برگزار میشود.این جشنها هنوز هم کم و بیش به رسم ایرانیان قدیم شباهت دارد و در اغلب کشورهای اروپایی انجام میشود.
افروختن آتش در خیابانهای شهر و پریدن از روی شعلههای کوچک، شرکت بزرگان و معتمدان شهر در جشن گذشتن نامزدان جوان از روی آتش دست به دست و همزمان با اعتقاد این که بدیهای سال آینده در آتش بسوزد و شادمانی و روشنایی بماند و بسیاری آیینهای جانبی دیگر، این مراسم را شبیه رسوم ایرانیان میکند.در کشورهای اسکاندیناوی این جشن به تشویق کلیسا پیش از پیش رنگ مذهبی گرفته و روشن کردن شمع برای مردگان از رسومات اصلی آن شده است.در آلمان، ایتالیا، هلند، اسپانیا، مکزیک و آمریکای جنوبی و نیز یونان جشنهای آتش به شیوه و نامهای گوناگون برگزار میشود که البته در تمام آنها میتوان رد و نشانی از آئینهای باستانی یافت.اما جشن سوری که تا به امروز هم باقی مانده است، یکی از مهمترین جشنهای آتش در ایران باستان بوده است.این جشن با گرفتن رنگ و بوی دین، در دوران زردشتی گری ایرانیان باقی ماند و بعد از اسلام نیز با پذیرفتن عناصری از دین تازه و هماهنگ شدن با آن توانست از فسیان تاریخ بگریزد و بماند.
واژه «سوری» به معنای بسیار به کار رفته است.ولی میتوان واژه «سوریک» پهلوی به معنی «سرخ» را به عنوان ریشه این کلمه پذیرفت.به خصوص که در اصفهان قدیم به جای «چهارشنبه سوری» اصطلاح «چهارشنبه سرخی» به کار میرفته است.هم چنین واژه اوستایی «سوئیره» به معنی «چاشت» هم یکی دیگر از ریشههای احتمالی این واژه است.البته سور به معنی «شادابی»و سوردادن به معنی مهمانی دادن امروزه نیز به کار میرود.در مجموع چهارشنبه سوری، میتواند چهارشنبه شاد و مهمانی بزرگ معنا شود.
اکثر پژوهشگران معتقدند که در ایران قبل از ورود اعراب، سال به 360 روز تقسیم میشده و پنج روز آخر، (به عنوان پنج روز دزدیده شده) هر یک به نام یکی از سرودهای زردشت نامیده میشدهاند.
«جشن سوری» نیز در یکی از این پنج روز برگزار میشده که بسیار مقدس و ایام شادمانی و تعطیل عمومی بوده است.
دلیل تقدس این روزها علاوه بر آنکه نامهای مقدس بر خود داشتند، این اعتقاد بوده که فروهرها (روانهای پاک) در این شب فرود میآیند. و نیز هنگام «همستپدم» بوده است که میگفتهاند خلقت انسان در این ایام به انجام رسیده است.از طرف دیگر آغاز جشنهای نوروزی بوده است و طبق آیین هر جشنی با آتشبازی آغاز میشده است و هنوز هم چنین است.اغلب جشنها، مسابقات بزرگ و مراسم مهم با آتشبازی آغاز میشود.به هر حال مردم کوشیدهاند تا در آن شب خانه بسیار تمیز، سفرههای رنگین داشته باشند و همه شادمان و با هم آشتی باشند تا ارواح مردگانشان با دیدن نور، نعمت و دوستی در خانواده شاد و راضی گردند برایشان دعا کنند.در این شب بر پشت بامها به نشانه روشنی و فروغ خانه آتش روشن میکردند تا ارواح راه خود را بیابند.این رسم هنوز هم به صورت روشن کردن شمع یا نهادن چراغ مقابل عکس در گذشتگان در اقوام هند و ایرانی و اروپایی باقی مانده است.
باور زیبای دیگری که در مورد جشن سوری وجود دارد، گرامی داشتن خاطره سیاوش است.او که مظهر پرهیزکاری، نجابت و نیکی و صلح است سرانجام گرفتار حسد و توطئه اطرافیان افراسیاب میشود و به دستور شاه تورانی در روز پایانی سال 1013 قبل از میلاد به قتل میرسد و یک روز پس از کشته شدن او(کیخسرو) پسرش در یکم فروردین 1013 ق.م متولد میشود و از آنجا که ایرانیان سوگواری بر مرده را جایز نمیدانستند در سال روز مرگ او از شعلههای آتش میگذشتند تا یاد سیاوش و دفاع او از عفت و پاکدامنی، جاودان بماند.
بعد از ورود اعراب به ایران تقویم ایرانی تغییر کوچکی کرد.ایرانیان تا آن زمان محدوده زمانی به نام هفته نداشتند و سال را به دوازده ماه سی روزه تقسیم میکردند که هر روز نام خاصی داشت.بعد از اسلام، هفته با نامهای تکرار شوندهی شنبه، یک شنبه و ... وارد تقویم ایرانی شد و از آن پس «جشن سوری» در شب چهارشنبهی آخر سال برگزار شد که به اعتقاد عرب روزی بد شگون بود و آنها با شادی و آتش نحوست آن را دفع میکردند و نامش چهارشنبه سوری شد.جشنهای چهارشنبه سوری تا قرن هفتم با آداب فراوان برگزار میشد و بعد تا قرن دهم بنا به دلایلی تعطیل شد؛ اما بعد از گذشت سه قرن دوباره احیاء گشت و صورتی اسلامیتر و مذهبیتر به خود گرفت.سفرهای که برای ارواح در گذشتگان افکنده میشد و بنا بود با دعاهای فروهرها تبرک شود با همان آداب، به سفره حضرت خضر تغییر یافت و آجیل شور و شیرین نام «آجیل حضرت مشکلگشا» به خود گرفت.آتش افروختن بر بامها برای راهنمایی مردگان به روشن کردن شمع و چراغ در مکانهای مقدس و امامزادهها و مساجد ، سوزاندن کندر و اسپند، دود کردن عود در مکانهای مذهبی تغییر صورت داد و سرانجام این جشن نیز مثل اغلب آداب و آیینهای ایرانی با مذهب شیعه (با پشتوانه قیام شعوبیه و نزدیکی به اهل بیت در مقابل ظلم امویان) پیوندی نزدیک یافت تا آنجا که آوردهاند:
.... و آن گاه که مختار به خونخواهی شهدای کربلا قیام کرد برای آنکه یاران را از کفار باز شناسند فرمان داد تا شیعیان اهل بیت و خون خواهان شهیدان بر بالای بام خود آتش افروزند و آن شب آخرین چهارشنبه سال بود ...