خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
29 اسفند 1386

حیات هر کشوری پیوند ناگسستنی با آداب و رسوم و سنت‌های مردمی دارد که گرد هم جمع آمده و بنیان ملتی را بنا نهاده‌اند.ملت‌ها هر یک به طریقی در احیاء و نگهداشت سنن و آداب ملی خود می‌کوشند و آینده‌شان را بر بنیاد میراث فرهنگی خویش پایه می‌ریزند.نوروز یکی از میراث‌های ارجمند تاریخ بشر است که نشان از اندیشه زندگی‌ساز پدیدآورندگانش دارد.آئینی با رمز و رازها و زوایا و ظرایفی که لاهوت و ناسوت را در خود جمع آورده.
تأثیر نوروز
هزاران سال است که نوروز می‌آید و می‌رود؛ گاه نالان و پریشان و زمانی سرخوش و غزلخوان بی‌نوروز تاریخ این ملک ورق نمی‌خورد.نوروز در واقع یکی از استوارترین ارکان هویت ماست رمز ماندگاری آن را باید در آئین‌های اندیشمندانه‌اش جستجو کرد.آئین‌هایی که زنگ را از دل‌ها می‌شویند و در آدمیان گرمی و مهربانی پدید می‌آورند.لب‌ها را خندان و چهره‌ها را شاد می‌کنند.به دیدگان برق مهر و یکرنگی می‌دهند و به دیدارها لذت می‌بخشند.نوروز، عزیزان را عزیزتر و دشمنان را دوست می‌سازد.زندگی را لطف ، در و دشت و خانه را صفا می‌دهد تازگی به ارمغان می‌آورد.کهنگی را می‌برد.میثاق‌ها را استوار می‌کند.نور امید به قلب‌ها می‌تاباند فرصت‌ها را مغتنم و خاطره‌ها را جاودان می‌سازد.عداوت‌ها را سرد و دوستی‌ها را گرم می‌کند.طراوت و برکت با خود می‌آورد.شقایق و سنبل دسته می‌بندد.با آدمی همان می‌کند که ابر نیسان با چمن.اینها بخشی از عناصری است که موجب جاودانگی نوروز شده.زیرا آدمی اصولاً طاب نشاط، پویایی و تحرک است و اینها را نوروز با خود به ارمغان می‌آورد.نوروز به آدمیان صلا می‌زند که باید زندگی را به شادی گذراند و از غم گریزان بود، زیرا اندوه و غم مخرب و
وایرانگر، و شادی سازنده و خلاق است.
نوروز سراپا شور و شوق و نشاط است و این خود یکی از دلایل بزرگ دوام آن به شمار می‌آید اصولاً ایرانیان برای شادی ارزش بسیار قائل بودند و به همین جهت هر رویدادی را عاملی برای مفرح ساختن زندگی قرار می‌دادند.در سر لوحه اغلب کتیبه‌های هخامنشی آفرینش «شادی» برابر با آفرینش زمین و آسمان دانسته شده و در آنها گفته شده «بغ بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که شادی را برای انسان آفرید ...» بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که وجود جشن‌های متعدد برای حفظ شادی و بر کندن بیخ غم از پیکر جامعه بوده است.البته باید توجه داشت که شاد زیستن در ایران باستان ارزشی متعالی به شمار می‌آمده و شادی با امور الاهی پیوند داشته است، منتها مفهوم آن با آنچه در آئین‌های باروری، با کوسی و دیونیزوسی یونان و روم بوده، کاملاً متفاوت است.
ایرانیان و شادی
شادی در نزد ایرانیان عبارت بوده است از صفای باطن؛ سر زندگی و تنویر روح؛ نه از خود بی‌خود شدن و فراموش کردن خویشتن.زمان شادی در آئین‌های ایرانی به دست اندیشه است.برای مثال در آئین‌های نوروزی -از چهارشنبه سوری گرفته تا سیزده به در -عنان نشاط به دست عقل است. شادمانی در آئین‌های ایرانی از جمله در نوروز موقرانه و اندیشمندانه است.در حقیقت شادی‌های نوروزی حاصل اندیشه‌ها و افکار والاست.شادی‌های حاصل از این مراسم هر یک سر در اندیشه‌ئی قابل تأمل دارند، مثل برافروختن آتش، سفره هفت سین و گره‌زدن سبزه که قلب را با عالم بالا پیوند می‌دهند و شادی معنوی می‌آفرینند.در واقع ما بعد الطبیعه را که کانت از فهم آن عاجز بود، ملموس می‌سازند.
چهارشنبه سوری
مهمترین آئین پیشوازی نوروز چهارشنبه سوری است که متأسفانه برخی آن را در سال‌های اخیر به بی‌راهه کشانده‌اند.شرح همه دقایق این مراسم بسیار تأمل‌برانگیز از حوصله این بحث خارج است ولی به اختصار باید گفت که شادی‌های این آئین همانند دیگر آئین‌های نوروزی خردورزانه، معنوی و الاهی است.آنچه در این مراسم نمادین انجام می‌گیرد دستیابی به نشاط روحانی است.به این معنا که زندگان فرود آمدن فرورها را به نمایش می‌گذارند و با زدن قاشق بر ظرف غذا برای آنان درخواست خوردنی می‌کنند، این غذاها در واقع مائده‌های آسمانی است که با شادمانی به خانه می‌برند م از اینکه موجب نشاط فرورهای می‌شوند احساس شور و شعف می‌کنند، زیرا فرورهای پاک زندگی سعادت‌آمیزی بر ایشان فراهم، و غم‌ها و مشکلات و مسائل زندگی‌شان را برطرف می‌سازند.از این رو آن غذا که امروزه به صورت تنقلات و آجیل در آمده «مشگل‌گشا»است.
جالب است که این سنت‌ها در همه این سرزمین پهناور بی‌آنکه مبلّغ و مدرسی داشته باشند، تقریباً به یکسان برگزار می‌شوند و مردم شهرها و روستاها از دورترین نقطه کشور گرفته تا مرکزی‌ترین نقطه طوری آنها را انجام می‌دهند که گوئی از الگوئی خاص پیروی می‌کنند.از اینجا مفهوم سنت را به خوبی می‌توان دریافت.
سنت چیست؟
سنت دیدگاهی است که از آغاز تاریخ یک قوم جریان می‌یابد، خرده فرهنگ‌ها را جذب یا دفع می‌کند و همچنان راه می‌پوید و نظر به آینده دارد.اینکه فرورها نیاز به غذا دارند، به خلاف آنچه می‌گویند، عقیده‌ئی منسوخ و از میان رفته نیست، هنوز هم حیات دارد و به صورت تازه‌ئی در قالب اندیشه‌ئی دیگر جلوه کرده است.در بسیاری از روستاها زمانی که سال می‌رود تا نو شود، کوزه‌ئی آب همراه با نان بر لب بام یا کنار حوض می‌گذارند.امروزه «برای»در گذشتگان حلوا می‌پزند.درباره کلمه «برای»باید اندیشه گماشت.آنکه حلوا می‌پزد، آنکه حلوا خیرات می‌کند، «برای» یکی از در گذشتگانش و برای شادی روح (= فروهر)اوست.گاهی در پختن حلوا یا هر غذای دیگر برای درگذشتگان، «برای»هر یک از آنان یک مشت آرد، یا یک مشت برنج در نظر می‌گیرند.اینها همان آئینی است که ریشه در چهارشنبه سوری دارد.سنت در واقع پریروئی است که تاب مستوری ندارد و اگر مانعی به صورت فرهنگی تازه در راهش پدید آید.آن فرهنگ را در خود هضم می‌کند و بی‌آنکه هویتش را از دست بدهد، به صورت تازه‌ئی جلوه‌گر می‌شود.البته اگر سنتی از استحکام کافی برخوردار نباشد در نیمه راه می‌ماند، چنانچه بسیاری از سنت‌ها و آئین‌ها در دراز نای تاریخ از حرکت ایستادند.ولی نوروز و آئین‌های وابسته به آن به دلیل رمز و رازهای شگرفی که در خود دارند ماندند و چنین که پیداست می‌توان با اطمینان گفت که آئین‌های جاویدند که تا سر بر کشیدن ابد پایدار خواهند ماند.
تأثیر سنت
همین سنت‌ها هستند که عامل اصلی حفظ تمامیت ارضی این سرزمین پهناور در دراز نای تاریخ بوده‌اند.غالباً گفته می‌شود که زبان فارسی عامل پیوند اقوام ایرانی است.حال آنکه اگر نیک بنگریم تأثیر سنت‌ها بیش از زبان است.بسیاری از مردم ما با زبان اصلی کشور یعنی فارسی، آشنایی ندارند و در نتیجه دارای زبان مشترکی نیستند ولی سنت‌هایشان مشترک است.همین سنت‌های مشترک مهم‌ترین عامل در پیوند مردم این سرزمین، و لاجرم مهم‌ترین عنصر در حفظ تمامیت ارضی کشور است از همین روست که می‌گویند «همدلی از همزبانی بهتر است.»
در آئین‌های نوروزی همه مردم این خاک از هر آئینی و عقیده‌ئی مراسمی همانند را به طور هماهنگ انجام می‌دهند که تأثیر آن حفظ عنصر همبستگی و وحدت است که ایجاد آن فقط از طریق آئین‌های سنتی ممکن است.البته سنت‌های دینی هم نیروی خاص خود را دارند ولی وسعت و گسترش‌شان در هیچ کشور بزرگی به میزان سنت‌های ملی نیست.وقتی می‌گوئیم «سنت ملی»یعنی سنت و باروری که مورد قبول و احترام هر فردی است، خواه آن فرد خداجو باشد یا نباشد.خواه مسلمان باشد، خواه نباشد، خواه مسیحی و کلیمی باشد یا نباشد.برای مثال در کشور ما بسیاری از مراسم ، آئین‌ها و سنت‌های دینی در همه نقاط به یکسان برگزار نمی‌شود، زیرا هر یک از ادیان و فرق مذهبی دارای دیدگاه‌ها و باورهای خاص خود هستند.از همین روست که دین نمی‌تواند عامل اصلی وحدت یک ملت باشد.زیرا دین امری ملی نیست و هیچ ملتی در جهان دارای دینی واحد نیست.بنابراین در کار تحکیم وحدت یک ملت عناصر و انگیزه‌های ملی بیش‌ترین تأثیر را دارند.از همین روست که نوروز و آئین‌های وابسته به آن در دراز نای تاریخ چند هزار ساله ایران مهم‌ترین عامل در حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور بوده‌اند.نوروز را در تاریخ کشورمان می‌توان به
مبارزی تشبیه کرد که در مقابله با رویدادهای ضد ایرانی پیوسته پیروز بوده است.بی‌سبب نیست که هر ایرانی در آغاز هر سال، نوروزی پیروز را برای ایرانی دیگر آرزو می‌کند.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: