چینی ها صفات خوب بسیار زیادی دارند. اما این نباید باعث شود صفات بد آنها را نادیده بگیریم. یکی از ویژگی های ناخوشایندی که مردم این بلاد به آن مفتخر هستند، دروغگویی است. متاسفانه دروغ در بین عوام و خواص کشورچین اپیدمی است. این مطلب خصوصا برای ایرانی ها که اصلا نه دروغ می گویند و نه به دروغ شنیدن عادت دارند و روابط بین قشرهای مختلف مردم، وهمچنین روابط مردم و مسوولین بحمدلله از یک شفافیت و صداقت خاصی برخوردار است، بسیار حیرت انگیز و اعجاب آور است.
اما آنچه مرا به نوشتن این گذرنامه واداشت سلسله اتفاقات جالبی بود که اخیرا رخ داد. اول اینکه چندی پیش یکی از استادان در کلاس تعریف کرد که ما یک همسایه فقیر و فلک زده داریم که زن و شوهر نابینا هستند و پسر کوچکی دارند که به شغل نه چندان شریف دله دزدی اشتغال دارد. هر روز پدر و مادر او در خانه می نشینند تا بلکه پسرک میوه یا غذایی از فروشگاه به چنگ آورد و آن روز را از گرسنگی نجات پیدا کنند. اما به صورت اتفاقی همان خانواده را در یک برنامه تلویزیونی دیده بود که هنگام بازدید یکی از مقامات بلندپایه از اوضاع اسف بار زندگی آنها، بسیار خوشحال و راضی بودند و از سیل پشتیبانی و کمک های دولت تشکر و قدردانی می کنند! چندی بعد از تعریف کردن این خاطره معلم ما به دلیل بیماری قلبی از شغل خود استعفا داد و یک هفته پس از استعفا در حادثه تصادف با کامیون 18 چرخ کشته شد. همسر او نیز برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به سیبری اعزام شد. این موضوع گذشت تا اینکه من به صورت اتفاقی برخوردم به این تصاویر که ضبط چند مصاحبه تلویزیونی را نشان می دهد.
پس از دیدن این عکس ها فقط دو سوال برای من ایجاد شد. اول اینکه افراد مصاحبه شونده از آن فاصله چگونه قادرهستند حروف چینی را بخوانند؟ دوم اینکه چه تمهید ویژه ای در مورد آن مرد نابینا و همسرش اندیشیده شده بود؟ (شاید متن به صورت حروف بریل نوشته شده و مرد نابینا روی آن ایستاده است.)
البته شنیده و دیده شده است که با وجود تمام تحریم هایی که ایران دچار است این نوع خبرنگاری هم به ایران وارد شده است و چینی ها از صادر کردن این هم دریغ نکرده اند که ما از آوردن عکس آنها اجتناب می کنیم.
مورد بعد مربوط می شود به ماجرای تصویری منتشر شده در یکی از بزرگترین سایت های عکاسی چین که یک رسوایی رسانه ای به بار آورد. ماجرا از این قرار است که چندی پیش چینی ها یک خط راه آهن در تبت احداث کردند. این موضوع مورد اعتراض طرفداران محیط زیست قرار گرفت چون در منطقه مذکور نوعی بز کوهی کمیاب زندگی و زاد و ولد می کند. چینی ها برای فرو نشاندن قائله عکسی را منتشر کردند و گفتند نه تنها بزکوهی ها از احداث خط آهن ناراحت نیستند، بلکه هر روز مادر بز کوهی ها به همراه بچه بز کوهی های خود و با اجازه از پدر بزکوهی ها، برای بازی و تفریح به محل راه آهن می آیند و برای مسافران قطار سم تکان می دهند. حتی شنیدم این عکس زیبا به سبب نمایش پیوند بین فناوری و طبیعت جزو ده عکس برتر سال نیز انتخاب شد.
اما چندی بعد یک بیننده تیزبین با شواهد متعدد ثابت کرد که عکس ساختگی است. چند نفر دیگر هم شواهد غیر قابل انکاری ارائه کردند. از جمله وجود دو نقطه متفاوت فکوس در عکس، وجود بزکوهی آبستن در تصویر که با زمان گرفته شدن عکس انطباق ندارد و موارد دیگر که نهایتا منجر به اذعان عکاس به ساختگی بودن عکس و استعفای وی شد، شبکه خبری دولتی چین مجبور به عذرخواهی شد و عکاس خطاکار به این شکل به مجازات عمل شنیعش رسید.
اما با وجود اعمال این مجازات های شدید، متاسفانه این مشکل هم چنان در سطح وسیعی وجود دارد. بر کسی پوشیده نیست که چینی ها در تمام دنیا به ساخت اجناس تقلبی شهرت دارند. به عنوان یک ناظر نزدیک تر از شما عرض می کنم این موضوع تا حد زیادی درست است. چینی ها این توانایی را دارند که هر کالایی را به سرعت تجزیه کنند و نمونه مشابه آن را در طی 24 ساعت با تیراژ سه هزار عدد در روز و با قیمت یک صدم نمونه اصلی و بلکه کمتر تولید کنند. این توانایی دامنه گسترده ای دارد و از خودرو و عروسک تا انواع موبایل و واکمن و ... را شامل می شود. حتی شما می توانید مارک (brand) کالا را به سلیقه خود سفارش دهید. ( در همین ارتباط اخیرا مذاکراتی با طرف های چینی برای تولید انبوه گوشی موبایل تحت نام لوح کال در جریان است.)
خوب من از نوشتن خسته شدم و شما هم احتمالا از خواندن. از این گذرنامه نتیجه می گیریم انسانها یا باید راستگو باشند، یا خبرنگار نشوند، یا اگر شدند هنگام مصاحبه مراقب عکاسان مزاحم باشند!