از آنجا که در دانشگاه های ایران سال تحصیلی کمی با تاخیر شروع می شود و هنوز عده ای از اساتید و دانشجویان از خواب شیرین تابستانی بیدار نشده اند و عده ای از دانشجویان به شهرهای دانشگاه خود سفر نکرده اند و هزار و یک مشکل دیگر، این گذرنامه با کمی تاخیر خدمت شما ارائه می شود.
البته من کوچک تر از آنی هستم که بخواهم پیامی بدهم ولی بنده هم به نوبه خودم سال تحصیلی موفقی را برای همه شما آرزو می کنم و امیدوارم آغاز امسال هم مثل سال های پیش مشت محکمی باشد بر دهان استکبار جهانی و علی الخصوص آمریکای جهان خوار.
می خواهم کمی در مورد دانشگاه خودمان و زبان چینی برایتان به صورت مصور بنویسم.
ساختمان اصلی آموزش دانشگاه امسال بنده را مشاهده می کنید. من و سه میلیون و هفتصدهزار نفر همکلاسی سال تحصیلی را 6 هفته پیش شروع کردیم.(اعداد تقریبی است.)

در این دانشگاه دانشجویانی از تمام کشورها و نژادها و مسلک ها به یادگیری زبان چینی مشغول هستند(گفتگوی تمدن ها به زبان چینی)

این دانشگاه محدودیت سنی ندارد(شما یک دانشجو در گروه سنی ط را مشاهده می کنید)
حال کمی هم در مورد زبان شیرین چینی. زبان چینی جزو سخت ترین زبان های دنیاست. کل تلاش سیستم آموزشی چین صرف آموزش خواندن و نوشتن می شود. حتی اساتید دانشگاه نیز برنامه های تلویزیونی و سرودهای چینی را به صورت کامل و صددرصد نمی فهمند! بازگویی این مطلب شاید از دور شنیدنش خوش باشد ولی از نزدیک زیارت کردنش فاجعه ای عظیم است که از گفتنش واقعا قاصرم.
اما برای آنها که قصد سفر به این کشور و یادگیری زبان چینی را دارند، نقل یک حکایت عبرت آموز مستند شاید خالی از لطف نباشد. حکایت مربوط می شود به فردی به نام «شیاو وانگ». 93 سال پیش او در نقطه ای در سرزمین وسیع چین به دنیا آمد. مثل همه کودکان چینی در یکی دو هفته اول او نتوانست چشم به جهان بگشاید. چون چشم اکثر چینی های بالغ در حالت عادی تشکیل شده از یک خط که کمی بین آن باز شده است و همیشه تا یکی دو هفته پس از زمان تولد خط مزبور بسته می باشد. یکی از ایرانی ها که اینجا صاحب فرزند شده بود نقل می کرد که بیمارستان تا 10 روز بچه را مرخص نکرد تا اطبا و پرستاران از سراسر چین ببیند چگونه ممکن است یک بچه بعد از گریه های لحظه تولد، با چشمان درشت مشکی به پرستار زل بزند! بگذریم. ما که نمی خواهیم درباره چشم حرف بزنیم. ما کارهای واجب تری داریم. خلاصه شیاو وانگ با کمی تاخیر بالاخره چشم به جهان گشود. او از همان عوان کودکی عزم خود را جزم کرد تا با یادگیری زبان چینی، به عمق فرهنگ شرقی راه پیدا کند و بتواند به اسرار آئین کهن کنفوسیوس پی ببرد. در این تصویر شیاو وانگ سه ساله را می بینید. او سرشار از عشق و امید به فرداست. به چشم های بادامی ولی پر از انگیزه او نگاه کنید.

در چهره شیاو وانگ خردسال به وضوح می توان آن ریزبینی و نکته سنجی غریزی را مشاهده کرد.(عکس کمی قدیمی است)
به طبع اولین مرحله پیش روی شیاو وانگ یادگیری زبان سنتی چینی بود. کسی به درستی نمی داند این زبان فجیع چند کاراکتر دارد. ولی فرهنگ لغتی با 60000 کاراکتر نیز دیده شده است. نوشتن در این زبان بسیار مشکل و وقت گیر است. حتی من شنیدم که قرار است چاپ کتاب در تایوان و هنگ کنگ که از زبان چینی سنتی استفاده می کنند، کامل تعطیل شود و به جای کتاب در قفسه های فروشگاه ها و کتابخانه ها آدم هایی قرار دهند که روی محتویات کتاب ها به خوبی تسلط دارند. در واقع نوعی سیستم کتاب گویاست که سرعت جستجوی خیلی بالاتری نسبت به کتاب چاپ شده دارد ولی به کتاب خوان های حرفه ای توصیه نمی شود. چون باید به جای قفسه کتاب، یک خوابگاه در منزل احداث کنند. در هر صورت کارشناسان در حال حاضر مشغول تحلیل سود و هزینه این کار هستند. اما لازم نیست به هر صورت نگران باشید. چینی مدرن، ساده شده چینی قدیمی است. همه که مثل شیاو وانگ نمی خواهند متون اصیل چینی را واکاوی کنند. در هر صورت از آنجا که تصمیم شیاو وانگ خیلی جدی بود، او هیچ فرصتی را از دست نداد.

شیاو وانگ خود را تمام وقت، وقف زبان چینی کرد(تصویر کمی به علت موازین اخلاقی هنگام عبور از مرز ایران سانسور شده است. به امید روزی که همه هدایت شوند.)
اکنون شیاو وانگ 93 ساله است. البته این نوع خطاب کردن کمی دور از ادب است. او اکنون استاد وانگ بزرگ، معاون اول مدیر عامل و رئیس هیات مدیره معبد شائولین است. او هم چنان مشغول یادگیری زبان چینی سنتی است. استاد وانگ این بار کوله باری از تجربه دارد. او عزم خود را جزم کرده است که با عبرت گیری از اشتباهات گذشته با یادگیری زبان چینی، به عمق فرهنگ شرقی راه پیدا کند و بتواند به اسرار آئین کهن کنفوسیوس پی ببرد.

شیاو وانگ 93 ساله در حال ترجمه یک مقاله دو صفحه ای از زبان چینی سنتی