شعر سپید
سیدرسول پیره
آنقدر پل مدیریت را برو و بیا که همهچیز از یادمان برود اصلاً به شهردار میگویم پل مدیریت را از نقشه تهران بردارد همه پلها را بردارد همه عابران بیتفاوت را بردارد
مریم رضاییان
«هولدن» به جنگ رفته جایی در افغانستان یا عراق (چه فرق میکند اینجا هفتهای یکبار جنگ است هفتهای یکبار که کسی را نکشته، کشته؟)
عباس حسیننژاد
آغوش که بگشایی عشق امان نخواهد داشت إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ
غزل
عباس احمدی
بر دفتر جنون خط سرخی نمیکشند از نخل عقل جز تب زردی نمیخورند شأن نزول نون و قلم نیستند، نه... این تیغهای کهنه به دردی نمیخورند
پانتهآ صفایی
هنوز این آسمان آلودۀ پرهای کرکسهاست و از خون تو تر، دامان خشکی ها و اطلسهاست جهان تشنه است، ماه آسمان تشنه است، اما آب هنوز آن سوی دست بیعت خشکهمقدسهاست
شعری برای مهسا امینفروغی
ایمان کرخی
محمدعلی جوشایی