شعر سپید
سیدرسول پیره
آنقدر پل مدیریت را برو و بیا که همهچیز از یادمان برود اصلاً به شهردار میگویم پل مدیریت را از نقشه تهران بردارد همه پلها را بردارد همه عابران بیتفاوت را بردارد
مریم رضاییان
«هولدن» به جنگ رفته جایی در افغانستان یا عراق (چه فرق میکند اینجا هفتهای یکبار جنگ است هفتهای یکبار که کسی را نکشته، کشته؟)
عباس حسیننژاد
جبرئیلی شده دستانت حامل وحی نوازش
غزل
عارفه دهقانی
خورشید گرم دلبری از روی نیزهها لبخند میزند سری از روی نیزهها دل برده است از تن بیجان خواهری صوت خوش برادری از روی نیزهها لبهای او قرائتشان «ام حسبت...» است لبهای او مفسری از روی نیزهها...
عبدالرحیم سعیدیراد
دلتنگیهای این کلاغ تمامی ندارد این چنار مهربان هم قصه خالی بودن این صندلی را میداند
شعری برای مهسا امینفروغی
آسیه حاججعفری
حسن صادقیپناه
ایمان کرخی