1- بخش عمده تاثیر گذاری «هفت دقیقه تا پاییز» مرهون نوع رخدادها و اتفاقاتی است که فیلم روایتگر آنها است. «هفت دقیقه تا پاییز» به طور بی رحمانهای تم مصیبت و خیانت را روایت میکند. روابط در خانواده میترا (هدیه تهرانی) و مریم (خاطره اسدی) و اتفاقاتی که حول و حوش آنها رخ میدهد بنا است بار نمایش مصیبت و خیانت را توامان بر دوش داشته باشند. جالب اینجاست که میترا و مریم به نحوی کنایه آمیز خواهر هستند که میتواند نمایش دهنده گره خوردگی ذاتی تم مصیبت و خیانت و ارتباط تنگاتنگ این دو موضوع با هم باشد. به همان میزان که خیانت و بی وفایی میتواند باعث بروز مصیبت و تراژدی شود، وقوع تراژدی و مصیبت میتواند رسیدن به مرحله خیانت و بی وفایی برای فرار از واقعیت را باعث شود. میترا از ازدواج قبلیاش صاحب دختری شده که حالا با او و همسر دومش (محسن طنابنده) زندگی میکند. مریم قصد جدایی از همسرش (حامد بهداد) را دارد که حالا به دلیل بدهکاری در زندان است و ... همه چیز از تصمیم مریم برای جدایی از همسرش و انتقال اسباب و اثاثیهاش به خانه خواهرش میترا آغاز میشود. از همان ابتدا ساز جدایی کوک است، روابط سست است و در حال از هم پاشیدگی. میترا و شوهرش بر سر نوع کار میترا مشکل دارند. مریم و شوهرش بار کج زندگیشان را سالهاست بر دوش میکشند و... مصیبت هم از همان ابتدا در جریان است. همکار شوهر میترا از ارتفاع سقوط کرده و حالا همسر جوانش عزادار است و...
2- خصوصیت جالب توجهی که در «هفت دقیقه تا پاییز» قابل ردیابی است نحوه برخورد شخصیتهای فیلم، با رخدادهای تلخ حاکم برداستان و البته موضوع بی وفایی و مصیبت است که به لحاظ فنی هم در نوع دکوپاژ و پرداخت صحنهها قابل رویت است. نوعی فرار از واقعیت در فیلم موج میزند. میترا و شوهرش از داستان ملاقات مریم با مردی که باعث به زندان افتادن شوهر مریم شده خبر دارند. حتی خود میترا در چند ملاقات آنها حاضر بوده تا شاید بتوانند او را راضی به پرداخت بدهیاش به شوهر مریم کند. میترا و شوهرش و کمی بعد شوهر مریم به این باور رسیدهاند که این ارتباطات با همان اهدافی بوده که مریم میگوید (دریافت بدهیها) ولی چک پولهای داخل کیف مریم موید موضوع دیگری است و...
همین روال در مورد ملاقات زن کارگر تازه فوت شده با شوهر میترا صادق است. اما مسئله اینجاست که تمام این رخدادها به شدت در لفافه طرح میشوند و کارگردان و فیلمنامه نویس تنها اشارهای گذرا به این موضوع میکنند. گویا کارگردان هم میخواهد از حقیقت فرار کند. این نحوه عملکرد در مورد شخصیت پردازی میترا، شوهرش و البته شوهر مریم و البته زن بیوه شده نیز رعایت شده و آنها تمام اطلاعات و اخباری را که از اطراف و اکناف دریافت میکنند به سمت رد وقوع خیانت سوق میدهند و تلاش دارند همه چیز را سر و سامان ببخشند و...
3- نکته همینجاست. میترا نمیتواند با واقعیت مرگ دختر خردسالش روبرو شود و واقعیت را تاب نمیآورد. او به همراه جسد دخترش به اتاقی پناه میبرد و خودش را یک شب تا صبح حبس میکند، سپس از سر استیصال تصمیم میگیرد مراسم تولد سارا را طبق برنامه برپا کند و... رفتار شوهر مریم را پس از ملاقات با دوستش و دریافت اخبار و اطلاعات در مورد ارتباط زنش با مردی که باعث به زندان افتادن او شده و تلاشش برای خودکشی که به طرزی دردناک شکست میخورد را هم میتوان واکنشی از جنس واکنش میترا دانست. در «هفت دقیقه تا پاییز» همه چیز به طرز غیر قابل تحملی عیان است ولی هیچ یک از شخصیتها، تاب پذیرفتن واقعیت را ندارند. پس همه چیز را آنطور که دوست دارند میبینند.
4- تعمیم پذیری برخی سکانسهای فیلم نیز قابل توجه است. آیا زن کارگر فوت شده با شوهر میترا ارتباط داشته است؟ آیا مرگ کارگر در اثر حادثه بوده و یا خودکشی در کار بوده؟ آیا دلیل خودکشی کارگر، آگاهی از ارتباط همسرش با مرد دیگر بوده؟ آیا آن مرد دوم شوهر میترا است؟ حضور زن کارگر فوت شده در محل حادثه و دنبال کردن ماجرا از طرق مختلف به دلیل عذاب وجدان از کاری است که باعث بروز چنین اتفاقی شده یا ناتوانی در هضم واقعیت؟ از طرفی موتیف حضور طنابنده در حالت بی تعادلی در ابتدا و انتهای فیلم و اتفاقاتی که در این میان رخ میدهد را میتوان گذار او، برای رسیدن به درک موقعیت و شرایطی که همسر کارگر فوت شده دارد دانست تا در نهایت در سکانس پایانی فیلم و سقوط گوشی از ارتفاع و متلاشی شدن آن، به درکی شاید اندک از حال و روز زن بیوه شده برسد. یا از زاویهای دیگر میتوان سقوط گوشی از ارتفاع و متلاشی شدن آن را نشانهای از بی سرانجام بودن ارتباط شوهر میترا با همسر کارگر فوت شده دانست که ختم به تراژدی مرگ کارگر و سارا شده است و... سکانس پایانی فیلم را خود امینی در مراحل ساخت به فیلم اضافه کرده (این سکانس در فیلمنامه دیده نشه بوده است) تا حضور معلق شوهر میترا در ابتدا و انتهای فیلم خاصیتی تعمیم پذیر بیابد و...
5- برخی سکانسهای این فیلم و پرداخت درست آنها در کنار دور بودنشان از هرنوع ادا و اطوار برای تاثیر گذاری بیشتر را نمیتوان به راحتی فراموش کرد. جدای از سکانس بلند مشاجره مریم و شوهرش مقابل عروسک فروشی (خود این انتخاب خالی از کنایه نیست) و یا سکانس بروز سانحه رانندگی و یا سکانس مواجه شدن پدر سارا با خبر مرگ دخترش و... دو سکانس کلیدی و طلایی در فیلم وجود دارد که باید از آنها گفت. یکی سکانس دیالوگ میترا با شوهر مریم و تلاشش برای قانع کردن او برای حضور در مراسم تولد سارا و البته توضیح نحوه ارتباط مریم با مردی که باعث به زندان افتادن او شده که به ظن خودش تمام واقعیت است و... که با بازی دوست داشتنی حامد بهداد و هدیه تهرانی در نقشی متفاوت با آنچه پیشتر از او سراغ داشتیم (به استثنای «چهارشنبه سوری») و البته جامپ کاتهای درست تدوینگر فیلم، نمایش دهنده تلاش میترا برای همسو کردن شوهر مریم با واقعیتی خود ساخته است مبنی بر عدم پذیرش مرگ سارا، و البته قانع کردن او به وفاداری مریم و... و البته تلختر از آن سکانس برگزاری تولد برای سارا و خاموش کردن شمع تولد او توسط پسر مریم.
6- «هفت دقیقه تا پاییز» فیلم تلخی است، اما چیزی است به جز بسیاری از تجربههای سینمایی که کارگردان در تلاش است بیچارگی و مصیبت شخصیتهای فیلمش را با انواع و اقسام تکنیکهای بصری و حادثه سازیهای گل درشت به رخ بکشد و تماشاگر را تحت تاثیر قرار دهد و... طنابنده و امینی در دومین تجربه کاری مشترکشان (به عنوان فیلمنامه نویس) به درک فضایی رسیدهاند که همان تلخی بی حد و حصر تنیده شده در واقعیت است. تلخی مواجهه با هر آنچه خواسته یا ناخواسته با آن روبرو میشویم و البته تلخی ناتوانی از پذیرش امور به شدت واقعی.