بی مقدمه بگویم که از نگاه من، هفتهی دفاع مقدس، هر ساله نمک زدن بر زخم پرسشی کهنه است: «ما چه کرده ایم؟» پر واضح است آنهایی که «هفتهی دفاع مقدس» را به نام نامی آنان نامیدهاند، وظیفهی خود را به کمال ـ و بلکه بیش از آن ـ انجام داده اند، اما پرسش این است که آیا ما ـ به هر عنوانی که خود را مینامیم، مثلاً وارثان خون شهیدان ـ به وظیفهی خود عمل کرده ایم؟ و پاسخ به این پرسش هنگامی آزار دهندهتر میشود که این «ما» بدل از اهل ادب و هنر و به ویژه نویسندگان باشد.
نیاز به توضیح نیست که برگزاری صرف چند مسابقه و بازخوانی تعدادی ـ بر فرض تعداد زیادی ـ داستان کوتاه و اهدای جوایز، آن چیزی نیست که درخور دفاع مقدس باشد. نشان به آن نشان که برندگان همین جوایز نیز به این موضوع اذعان دارند؛ مجید پورولی کلشتری، برنده جایزه اول مسابقه داستان دفاعمقدس سال 85، در پاسخ به این پرسش که «بزرگترین ادعای این مسابقه در گرداوری 910 اثر، که آن را رقمی بزرگ برای اولین دوره میدانند، است... استقبال از مسابقه را چگونه توصیف میکنید؟» پاسخ میدهد: «به نظر من این رقم نه تنها زیاد نیست، که در مقابل هزاران شهید جنگ که خالقان واقعی ادبیات پایداری بودند، بسیار ناچیز است و نمیتوان به آن بالید.»(1) و الحق که حق کلام همین است. ما حتی به تعداد شهدای دفاع مقدس اثر هنری و ادبی ـ از ضعیف گرفته تا قوی ـ خلق نکردهایم و شرمساریم از آنکه آثار قابل قبول در این زمینه حتا به تعداد افراد یک گروهان هم نیست و وا اسفا که در این میان، رمانهای مطرح و قابل ستایش، از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمیکند.
در ادامه، قصد این قلم ایراد نطقی «متاسفانه» نیست، بلکه به یاداوری ـ میگویم یاداوری و نه اکتشاف آنچه همه میدانیم ـ علل کمبود رمان قوی در زمینهی دفاع مقدس پرداخته خواهد شد و سپس بررسی وضعیت کنونی و ترسیم آیندهی پیشاروی.
چرا رمان دفاع مقدس کمیاب است؟
هر سال یکی دو رمان که مستقیماً در مورد دفاع مقدس است و چند رمان که غیر مستقیم در حیطهی دفاع مقدس جای میگیرد، با شمارگان ناچیزی ـ که فقط در ایران مصطلح است ـ به چاپ میرسد. پاسخ به این پرسش که چرا رمان دفاع مقدس کم نوشته میشود، دقیقاً پاسخ به این پرسش کلی است که چرا رمان در ایران کم نوشته میشود؟ این معضل، مسألهای چند عاملی است و همان طور که گفته شد پاسخ و عوامل دخیل در آن کم و بیش روشن است. در اینجا اشارهای گذرا به بعضی از این عوامل خواهد شد:
1- عرضهی کم برای تقاضای کم
دلیلی وجود ندارد که در بازار ادب و هنر، اصل عرضه و تقاضا صادق نباشد. بعضی گزارشها حاکی از آن است که میانگین مطالعهی هر فرد ایرانی در روز کمی بیشتر از یک دقیقه است. گزارشهای دیگر گاه این رقم را میان 2 تا 4 دقیقه ذکر کردهاند و گزارشهایی این میانگین را در میان جوانان با سواد در حدود 29 دقیقه در روز (که بیشتر، مطالعهی مربوط به دروس مدرسه و دانشگاه است) میدانند. هر کدام از این رقمها را که قبول داشته باشید، در مقایسه با میانگین مطالعهی کشورهای پیشرفته (بین 1 تا 2 ساعت در روز) بسیار ناچیز مینماید.
حقیقت این است که میانگین مطالعه در روز شاخصی است که عوامل تعیین کنندهی آن بسیار مختلف و روابط آنها پیچیده است. وضعیت اجتماعی، سطح فرهنگی، قدرت اقتصادی، و حتا جنبههای سیاسی، همگی بر روی این شاخص تأثیر میگذارند. بر کسی نیز پوشیده نیست که افزایش این شاخص با بیانیه و اعلامیه و حتا افزایش ساعات کار کتابخانهی ملی و پرداخت میلیاردها ریال پول بیزبان به نام یارانهی نشر، حاصل نشده و نخواهد شد.
نکتهی اجتماعی سادهای که میتوان در همین راستا ذکر کرد، این است که خواندن و مطالعهی متون غیردرسی به ویژه ادبیات داستانی و علی الخصوص رمان، نیاز به دلی خوش، و البته سطح سواد و فرهنگ درخور موضوع ادبیات دارد؛ بافت ناهمگون اجتماعی حال حاضر ایران، به گونهای است که اکثر افراد دارای تحصیلات و فرهنگ بالا ـ به ویژه جوانان، از نظر اقتصادی چنان در تنگنا هستند که باید دو یا سه نوبت در روز کار کنند و در نتیجه نه فرصت مطالعه دارند و نه دل خوشی برای آن؛ حال آنکه بسیاری از افراد متمول و دل خوش اجتماع، در سطحی از تحصیلات و فرهنگ قرار ندارند که از آنها انتظار خواندن ادبیات داستانی یا رمان داشت. واضح است که این نکته را نمیتوان با تغییر یک یا دو قانون و آییننامه تصحیح کرد و از این دست نکات در این موضوع بسیار است.
بنا بر این، اینکه رمان و کلاً کتاب ـ حتا از نویسندگان بنام ـ در ایران غالباً با شمارگان زیر 000/10 به چاپ میرسد، و این عدد در کشورهای پیشرفته چند صد هزار یا گاه فراتر از یک میلیون است، نباید تعجب بر انگیز باشد، چه نسبت مستقیم و صحیحی با میزان تقاضای اجتماع (میانگین زمان مطالعه در روز) دارد.
2- آیا رمان نویسی وجود دارد که رمان بنویسد؟
تمامی اهل هنر به تازگی این خبر را شنیدهاند: «معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: نویسندهی حرفهای در کشور وجود ندارد.»(2) به این خبر اضافه کنید گفتگوی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس را: «نویسندگی در جامعه ما شغلی فراموش شده است... نویسندگی حرفه و شغلی است که تمام وقت نویسنده را اشغال می کند ولی متاسفانه این فعالیت فراموش شده است... پژوهشگران غالباً وقتهای مردهشان را برای تألیف کتاب اختصاص میدهند و میدانیم که چنین آثاری از چه جایگاه و اعتبار علمی و فرهنگی برخوردار است.»(3)
اینها حقایق تلخی است که بازگوشدنشان از زبان مسؤولان، دست کم این حسن را دارد که بفهمیم صورت مسأله تا حدی روشن شده است، اما ـ همان طور که گفته شد ـ چون برای کالایی با تقاضای کم، عرضهی کمی نیز وجود خواهد داشت، اشتغال به عرضهی آن، عقلی و عملی به نظر نمیرسد.
3- آنچه خوبان همه دارند...
دیگر نکتهای که مانعی در تولید رمان دفاع مقدس مقبول است، عدم وجود ـ یا بهتر است بگویم کمیاب بودن ـ رمان نویسی است که جامع الشرایط باشد. یک رمان دفاع مقدس مطلوب زاییدهی قلم یک رمان نویس با تجربه و قوی است. اما برای خلق رمان دفاع مقدس، وجود چنین فردی شرط کافی نیست؛ این رمان نویس باید ارادت یا حد اقل کششی نسبت به دفاع مقدس داشته باشد (نمیخواهم این کلمه را بنویسم اما بسیاری علاقه دارند که کلمهی «متعهد» را یک جایی در هر متنی ببینند!) و همچنین فرصت کافی و فراغ بالی از مسؤولیتهای اجرایی و وقتگیر این سازمان و آن نهاد به دست بیاورد و پول باد آوردهای که بتواند چند صباحی را در سایهی امنیت آن صبح به شب برساند و بنویسد و پاره کند و بنویسد تا نتیجه آن شود که باید.
طبعاً جمع شدن جمیع این شرایط برای یک رمان نویس، چندان محتمل نیست. علی الخصوص که در این مرز و بوم رسم بر آن است که کارهای اجرایی و وقتگیر فلان سازمان و بهمان نهاد را به افراد بنام و سرشناس در جامعه (که نویسندگان موفق نیز در این زمره قرار دارند)، سپرده و سپس منابع انسانی و مالی مناسب نیز از آنها دریغ شود تا این بندگان خدا بیش از توان خود و با حذف کارهایی که اصل امور آنهاست (برای مثال نوشتن رمان)، به رفع و فتق امور محول بپردازند و الخ.
4- دیگر علتها
به اعتقاد این حقیر، سه علت گفته شده در بالا، اهم دلایل کمبود رمان و رمان دفاع مقدس بود و در میان آنها دو دلیل اول پر اهمیتتر و در بین آن دو علت، علت اول مادر تمامی علل دیگر است. اما علتهای دیگری نیز میتوان برای این معضل مطرح کرد که اگر چه به اندازهی سه مطلب بالا تأثیر گذار نیستند، سد نگارش رمان دفاع مقدس را بلندتر میکنند. از این جمله هستند:
کارگاههای داستان کوتاه تجربههای بسیار موفقی بوده و هستند که نویسندگان مطرح و خوش ذوقی را به جامعه معرفی کرده اند. اما سرنوشت این نویسندگان معمولاً با چند مجموعه داستان کوتاه به سر آمده است و سپس به علت 3 (گفته شده در بالا) دچار شده اند. این تفکر صحیح است که نگارش داستان کوتاه، خود مانند کارگاهی برای نگارش رمان است، اما آیا لازم نیست که کارگاههایی برای نگارش رمان و نکات و فنون متفاوت رمان از داستان کوتاه تشکیل و فارغ التحصیلان مستعد کارگاههای داستان کوتاه را به شاگردی در آنها وا داشت؟ آیا نسبت کارگاههای رمان نویسی به فارغ التحصیلان کارگاههای داستان کوتاه نویسی، نسبت مناسبی است؟ چند نفر داستان کوتاه نویس خوب میشناسید که همت نوشتن رمان را نیز متحمل شوند؟ مشخصاً بسیاری از رمان نویسان مطرح سدههای اخیر، قبل از نگارش رمانهایشان، نویسندهی داستان کوتاه بوده اند؛ این نکته راهنمای خوبی برای کشف رمان نویسان بالقوه خواهد بود اما به آن توجه لازم نشده است.
جناح بندیهای نامیمون که جز تیشه به ریشهی نحیف رمان و رماننویس ایرانی نیز نیست، علت دیگری است. عدهای هر نوع رمان جنگ را ـ حتا بدون خواندن و نقد ـ فاقد ارزش هنری اما نوشتههای سطح پایین همکیشان خود را آثار بزرگی میدانند! عدهای نیزدوست ندارند کسی با دیدن جنگ نویسنده شود، و کاری به خود نوشته ندارند.(4) از سوی دیگر، بعضی معتقدند «نقطه نظرهای محدودیت آور ما نویسندگان باعث نوشته نشدن رمانی ایده آل با موضوع جنگ در ایران بوده است.... عده ای که همیشه و در هر کاری ماجراجو هستند و خود را همه کاره و قیم می دانند عنوان می کنند فقط کسانی می توانند از جنگ بنویسند که جنگیده باشند»(5) تمام این نظرها نشان از یک دگماتیسم ادبی است که در آن بدون توجه به خود اثر و فقط با شناسایی ژانر یا نویسنده، حکم صادر میشود.
نکتهی دیگر، دوستی خاله خرسهوار مدیریت فرهنگی کشور است. به زعم بسیاری از نویسندگان دفاع مقدس، اگر مدیریت فرهنگی دولتی در این موضوع دایهی مهربانتر از مادر نشود، کمک بیشتری کرده است؛ رضا رئیسی، یکی از نویسندگان فعال دفاع مقدس، میگوید: «... این امر زمانی اهمیت پیدا می کند که مدیران فرهنگی و هنری کشور قصد داشته باشند امتیازات خاصی به گروهی از نویسندگان با عنوان نویسندگان ادبیات جنگ بدهند که در این باب هم بنده ترجیح میدهم این حمایت شامل کل ادبیات و نویسندگان باشد و اجازه ندهیم در این خصوص دکان خاصی باز شود. چرا که در این دکانها همواره افراد فرصت طلب و بیهنر بیشتر از هنرمندان نفوذ داشته اند.»(6) و اصلاً بسیاری از نویسندگان مخالف این هستند که رمان دفاع مقدس را تافتهای جدا بافته از رمان ایرانی بدانیم؛ یوسف علیخانی میگوید: «ادبیات، ادبیات است و جنگی و غیرجنگی کردن آن موضوعی کاملاً ثانوی است. وقتی داستان یا رمانی خوب نوشته شود، برای خواننده هیچ فرقی نمیکند جنگی باشد یا غیرجنگی. مخاطب داستان را میخواند و به این نگاه میکند که اثر چطور نوشته شده است.»(5) رئیسی نیز میگوید: «...از طرفی هم چندان موافق این تئوری ... نیستم که مدام نویسندگانی را که موضوع برخی از آثارشان جنگ است از سایر نویسندگان تفکیک میکنند.»(6)
آینده روشن است
اگر نخواهیم فقط فصلهای تراژیک «رمان نویسی دفاع مقدس» را ببنیم، باید گفت این ژانر آیندهی روشنی فراروی دارد. با گذشت نزدیک به دو دهه از دفاع مقدس، هنوز هم بعضی رمانهای موفق، تجدید چاپ میشوند. گمان میکنم رمان «نخلهای بیسر» نوشتهی غلامعلی فراست اولین رمانی است که در ژانر دفاع مقدس نوشته شده است و رسیدن آن به چاپ سوم و چهارم در این سالها، نشان از توجه دوبارهی خوانندگان به این ژانر دارد.
اما اخبار خوشتری نیز برای رمان دفاع مقدس به گوش میرسد؛ محمود دولت آبادی و علی محمد افغانی دربارهی دفاع مقدس رمان نوشتند.(8،7) حقیر متأسفانه هیچ یک از این رمانها را ندیده و نخواندهام و از محتوای آنها بی اطلاع هستم اما هر چه باشد ـ حتا اگر این رمانها دیدگاه و شعارهای بعضیها را تأمین نکند ـ پا گذاشتن نویسندگان بزرگی چون دولت آبادی و افغانی به حیطهی دفاع مقدس را باید به فال نیک گرفت و موجب رشد و ارتقای این ژانر دانست. مضافاً بر اینکه افغانی رمان خود را به زبان انگلیسی نوشته است! و این کار به منزلهی صدور دفاع مقدس به خارج از مرزهای کشور است که قطعاً باید یکی از اهداف فرهنگی ما باشد.
اوضاع از این هم امیدوار کنندهتر است؛ فیلم رمان «سفر به گرای 270 درجه» نوشتهی احمد دهقان در آمریکا ساخته میشود! این رمان که به چاپ پنجم یا ششم در ایران رسیده است، یکی از کتب پر فروش فروشگاه الکترونیکی معروف آمازون نیز هست.(9) همچنین ترجمهی رمان «شطرنج با ماشین قیامت» نوشتهی حبیب احمد زاده (یکی از رمانهای موفق سالهای اخیر کشور) نیز در آمریکا منتشر میشود.(10)
این اخبار گرچه خوب یا خیلی خوب است، کافی نیست. باید انتشار رمانهای قوی و ساخته شدن فیلمهای مطرح به زبانهای دیگر به ویژه زبان انگلیسی، یکی از اهداف و سیاستهای فرهنگی دفاع مقدس باشد و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کرد.
مسؤولان فرهنگی کشور به این نکته رسیدهاند که رشتهی ادبیات داستانی را جدی بگیرند و حتا برای آن کرسی دانشگاهی قایل شوند،(11) نویسندگی را شغلی مستقل و نه تفنن بشمارند،(3،2) و آثار دفاع مقدس را وارد فضای اینترنتی بکنند.(12) قدم مهم بعدی، تعیین آرمان، اهداف دراز مدت، اهداف میان مدت، و اهداف کوتاه مدت و مشخص کردن نشانهها (Milestones) و نمایهها (Indices) برای نیل به ایدهآلها و ارزیابی دورهای «جهت» و «سرعت» حرکت است.
دفاع مقدس، کاری بود کارستان، اما هنوز کارستانی در قبال آن باقی است که نگارش رمانهای بین المللی و ساخت فیلمهای جهانی از روی آنها، بر دوش اهل هنر و قلم سنگینی میکند.
1 - حرفهای های غیر حرفهای؟! نشریه الکترونیکی شهر؛ 18/11/1385
http://www.shahr.ir/ShowNews.aspx?NId=24966
2 - خبرگزاری جمهوری اسلامی؛ ۸۶/۰۶/۰۸
http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-9/8606087555124225.htm
3 - خبرگزاری مهر؛ 16 / 7 / 1385
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=391196
4 - خبرگزاری مهر؛ 5/7/1385
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=386488
5 - خبرگزاری مهر؛ 5/7/1385
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=386330
6 - روزنامه ایران؛ 2 / 5 /1386، ص 15
http://www.iran-newspaper.com/1386/860502/pdf/i15.pdf
7 - جام جم آنلاین؛ 7 / 7 / 1385
http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=158435&t=book
8 - جام جم آنلاین؛ 5 / 8 / 1385
http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=168446&t=book
9 - فروشگاه الکترونیکی آمازون، قسمت کتاب، Journey to Heading 270 Degrees
http://www.amazon.com/Journey-Heading-Degrees-Ahmad-Dihqan/dp/1568591969/ref=sr_1_1/104-1856867-9941521?ie=UTF8&s=books&qid=1190844477&sr=1-1
10 - خبرگزاری جمهوری اسلامی، 17 / 5 /1386
http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-10/8605170498171608.htm
11 - شمس خسروی. تأسیس رشتهای دانشگاهی برای ادبیات داستانی. مجله ادبیات داستانی، شماره 108؛
http://www.iricap.com/magentry.asp?id=5878
12 - خبرگزاری مهر، 2 / 7 / 1385
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=384534