نمایشگاه عکس های «مانسا یووان» عکاس جوان اسلوونیایی با عنوان «پیدا و پنهان افغانستان» هفته ی گذشته در خانه هنرمندان، برپا شد و در کانون توجه عکاسان، به ویژه عکاسان خبری قرار گرفت. نگاه متفاوت به عکاسی خبری و نیز مستند در آن سوی مرزهای ایران باعث می شود تا نمایشگاه هایی از این دست ضمن تأثیر تکنیکی و نمایش نوعی نگاه بی پیرایه و ناظر که جلوتر به آن خواهیم پرداخت، از جذابیتی به سزا برای عموم علاقه مندان به عکاسی برخوردار باشد. مقایسه ی ناخود آگاهی که عکاسان تجربی بین عکس های خود و عکس هایی از جنس عکس های یووان در ذهنشان، صورت می دهند و به عبارتی دیگر تجربیات ذهنی بازدید از عکس های دیگران برای یک عکاس آماتور نه تنها خالی از فایده نبوده بلکه قدرت تجسم و تصمیم گیری دو چندانی با توجه به تصاویر ذهنی، برایشان به وجود می آورد که عکاسان جوان ما اغلب از آن بی بهره مانده اند و بازدید محدود و تا حدودی ناقص از سایت های مختلف عکاسی، مرجعی برای آنان بوده تا در مواقع احتیاج خود را با آن سرگرم کنند. حال آنکه موقعیت های کنونی و ابزار تکنیک هایی که ما می توانیم با بکارگیری شان خلق عکس کنیم در شکل گیری فرم نهایی اثر بی تاثیر نبوده و نوع نگاه هم نسلان هرچند از ملیت های مختلف، می تواند به ارتباطی از جنسی دیگر منجر شود.
مانسا یووان بدون توجه به تمام حواشی سیاسی زندگی و جنگ در افغانستان، به تجربیاتی موفق و در لحظاتی نیز چمشگیر دست زده و بی هیچ قضاوتی از جنس سیاست و با قرار دادن زنان در کانون توجه، به حلقه ی مردم افغانستان رفته و در کنار آنها به عکاسی از ایشان پرداخته است. زن بودن یووان نیز در لحظاتی به کمک اش آمده تا او بتواند بدون مزاحمت، خود را به سوژه نزدیک کند و مسلماً گاهی با ایشان همدردی کند و درکی صحیح تر از زندگی و وضعیت آنان پیدا کند.
جسارت یووان در استفاده از لنزهای واید در لحظاتی که او در کنار سربازان و یا در مزرعه های خشخاش به عکاسی مشغول است نیز می تواند نکته ای باشد که اغلب عکاسان ما با وجود وقوف بر آن از تأثیر این نزدیکی به سوژه بر مخاطب غافل مانده و آن را صرفاً جذابیتی تکنیکی می پندارند. نمی توان تأثیر اسلاف عکاسی مستند و نیز عدم توجه جدی به این شاخه از عکاسی در شکل گیری ذهنیت های نادرست از آن را در کشورمان بی تأثیر دانست ولی این نکته بر کسی پوشیده نیست که حامی اصلی هنرمند، خود هنرمند است وبس! اینکه او می داند چگونه و در کجا بایستد تا چه بگوید، نکته ای نیست که از کسی درس بگیرد، یا طبق دستور کسی در جایی بایستد بلکه توجه خود اوست و اشتیاق تجربه که می تواند او را در پی ریزی آینده ای موفق و ماندگار تضمین کند . و باز هم با وجود باور همگان به وجود مشکلات فراوان و نیز عدم تضمین شغلی، جذابیت پنهان همیشگی در آثار این شاخه از عکاسی اگر با صداقت و درستی عکاس همراه باشد، همیشه تضمینی بر ماندگاری عکاسی است.
یووان در تک چهره های گویا ودردمند، حامل نوعی نگاه کم نظیر است که ضمن ترکیب بندی های سالم و خاص خود، روایتی کامل است از انسان. مرد زجر کشیده افغان می تواند با همان یک چشم برای آنچه بر خانه و خانواده اش گذشته است، آسمان را به شهادت بگیرد تا آسمان بگوید بی هیچ واسطه و سیاهی که زن بی پناه افغان را در آغوش گرفته تا نگاهش درون بیننده را ناآرام کند. نگاه سوژه در بعضی آثار یووان بار اصلی معنا را بر دوش می کشد حال آنکه این نگاه جز در کنار سوژه این گونه به بار نخواهد نشست و شاعرانگی زنانه یووان در این لحظات بر تعمیق اثر فراوان می افزاید.
استفاده از سمبل هایی نوید بخش در آثار یووان که نه تنها ساختگی نبوده بلکه از دل همین زندگی سراسر درد مردم افغانستان بیرون آمده و این مردمان را به روزهایی بهتر نوید می دهند آنجایی اتفاق می افتد که یووان با مرکز قرار دادن بارداری یک زن او را مصمم و نیرومند به تصویر می کشد و یا در نمایی دیگر، زنان را مسلط بر سرنوشت خویش با شناسنامه هایی برافراشته به تصویر می کشد. هنر عکاس در اثری که دو زن افغان و یک کودک را در خرابه ای به تصویر می کشد، به اوج می رسد و روایتی را آغاز می کند که شرح آن طولانی است. گذر دو زن با پوششی آبی رنگ از خرابه ها و در پناه آسمان با نگاه کودک به سوی دیگر، روایتی گویاست از کشوری ویرانه ولی امیدوار. یووان عکاسی جوان و آینده دار است با آنکه تا امروز نیز جوایز زیادی را دریافت کرده، در آینده از او بیشتر خواهیم شنید. تجربه گرایی او نوید عکاسی خوش ذوق را برای اسلوونی و جهان عکاسی دارد.