خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
14 اردیبهشت 1387
13 اردیبهشت 1387
11 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
4 اردیبهشت 1387
18 فروردین 1387
9 فروردین 1387
6 فروردین 1387
5 فروردین 1387
7 اردیبهشت 1387
1 اردیبهشت 1387
6 اردیبهشت 1387
8 فروردین 1387
20 بهمن 1386
31 فروردین 1387
20 فروردین 1387
11 فروردین 1387
5 فروردین 1387
3 اردیبهشت 1387

"اگر تئاتری به چنگم بیفتد، دوتا دلقک استخدام می کنم. اینها در میان پرده ظاهر می شوند و ادای تماشاگران را در می آورند. با هم راجع به نمایشنامه و بیننده ها تبادل نظر می کنند و روی آخر نمایش شرط می بندند.....وهمه اینها به این قصد که آنچه روی صحنه می گذرد دوباره واقعیت پیدا کند." برتولت برشت شخصی که مخالف سرسخت اعتقادات عاطفی استانیسلاوسکی در تئاتر بود در یادداشت بالا که در فصل اول یادداشت هایش وجود دارد تاکید فوق العاده ای روی کلمه "واقعیت" دارد و هیچ چیز سبب ایجاد واقعیت نمی شود الا باورپذیری.

هنگامی که به تماشای نمایش "کلبه ی عمو تم" به کارگردانی و نویسندگی بهروز غریب پور نشستم، آنقدر سؤالات و نکات عجیب و غریبی به ذهنم خطور کرد که واقعاً نمی توانستم هیچگونه علت و پاسخی برای آنها بیابم. "کلبه ی عمو تم" رمان مشهور بیچر استو در حوزه ادبیات پایداری سیاهان نوشته شده است و رمان است نه یک نمایشنامه و در جایگاه یک رمان ارزش واقعی خود را حفظ خواهد کرد، زیرا اگر از آن نمایشنامه یا فیلمنامه ای با پرداخت بد کار شود به اصل اثر لطمه خواهد خورد چه برسد به اجرای نمایشنامه یا فیلمنامه بد از روی آن.

نمایی از نمایش کلبه عموتوم به کارگردانی بهروز غریب پور

 

بهروز غریب پور با مقدمه ای که در بروشور کلبه ی عمو تم می نویسد به این موضوع اشاره می کند که موفقیت بینوایان باعث شد تا به سراغ رمان مشهوری چون کلبه ی عمو تم برود اما جالب اینجا بود که خود او می دانست که کلبه ی عمو تم عاری از دغدغه های این زمان یا بهتر بگوییم تنها یک اثر تأثیر پذیر است که خود ما ایرانیان با درک آن، بخاطر نبود چنین شرایطی در رمان یعنی برده داری ونژاد پرستی، مشکل داریم و با این مقدمه بود که غریب پور تنها با به وجود آمدن طوفان کاترینا در آمریکا و وجود نژاد پرستی در آن حادثه، تصمیم گرفت کلبه ی عمو تم را کار کند که البته دلیل قانع کننده ای به حساب نمی آید!

نمایش با صحنه هایی از فیلم "آمیستاد" ساخته ی استیون اسپیلبرگ آغاز می شود و پس از صحنه هایی از فیلم، نظاره گر دکوری می شویم که دو سوم سالن اصلی را احاطه کرده است و واقعاً هیچگونه دلیل منطقی برای ساخت آن وجود ندارد. در این زمان که تمامی کارگردانان به نام، در ایران و جهان به فکر دکور هایی خلاقانه، کوچک و البته کم هزینه هستند و ایجاد فضاسازی برای تماشاگر را بر عهده ی بازیگرانشان می گذارند، غریب پور با ساخت دکوری پرهزینه و بزرگ که بیش از سی و شش نفر در ساخت آن سهیم بوده اند خود را در این امر خلاق نشان نمی دهد و در طول نمایش کاملاً مشهود است که نمیتواند از دکورش استفاده ی بهینه ای بکند. ایجاد فضاهای خالی بر روی صحنه در اکت های مختلف، آن هم بدون هیچگونه هدفی یکی دیگر از اشکالات طراحی صحنه غریب پور است که در نگاه اول زیبا و بی عیب به نظر می رسد.

همانطور که می دانید مدتهاست که در سطح حرفه ای تئاتر با بازیهای تصنعی و مکانیکی فاصله گرفته ایم اما کلبه ی عمو تم دوباره اینگونه بازی را برای ما یاد آوری می کند. بازی هایی که سراسر غلو و پر از حرکات و رفت و برگشت های بی مورد و غیر ضروری است و میزان باورپذیری نمایش را تا حد زیادی کاهش می دهد و ریتم مناسب برخی از صحنه ها را می اندازد و موجب تپق های مکرر بازیگران می شود زیرا بازیگران تنها به فکر دیالوگ ها و محدودیت حرکات شان بر روی صحنه هستند و نه از بداهه خبری هست و نه از خلاقیت و شاید چیزی که هرگز نمی توان فراموش کرد، بیان بازیگران نمایش بود. فریادهای گوش خراشی که مود دیالوگ ها را تغییر می داد و تماشاگر را دچار تردید در فهم بهتر متن می کرد.

 

نمایی از نمایش کلبه عمو توم به کارگردانی بهروز غریب پور

 

شاید با خود بگویید نمایشی که در تالار اصلی تئاتر شهر بوسیله غریب پور و آن هم با میزان استقبال مناسب تماشاچیان، اجرا می شود چگونه می تواند اینقدر ایراد داشته باشد؟!؟ اما باور کنید که خود من هم این سؤال را به صورت مکرر از خود می پرسیدم و به فهم خود شک می کردم  ولی هنگامی که خالی شدن نیمی از سالن نمایش را پس از گذراندن تنها نیم ساعت از اجرا، دیدم به فهم خود ایمان آوردم و متوجه آن شدم که اجرای یک نمایش سه ساعته آن هم با ریتمی کند و موضوعی نابهنگام و تکراری مطمئنا با این واکنش مواجه خواهد شد.

باید گفت نقش بهروز غریب پور در تئاتر کشور بدون هیچ شکی تأثیرگذار و اساسی است همانطور که به گفته خودش نقش بیضایی در ادبیات نمایشی ما اینگونه است اما بر آن ایراداتی وارد است که در نهایت برای بهبود سطح تئاتر گفته می شود ولی باید گفت نمایش "کلبه ی عمو تم" تئاتری عاری از تأثیر و اثری به نسبت ضغیف تر از آثار گذشته ی غریب پور است. اثری که اهمیت و دغدغه ی اجرای آن، بزرگ ترین انتقادی است که می توان بر آن وارد کرد؛ و بعد هم نوع پرداخت به موضوع، که مفصلا درباره آن شرح داده شد.
 

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: