خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
14 اردیبهشت 1387
13 اردیبهشت 1387
11 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
10 اردیبهشت 1387
4 اردیبهشت 1387
18 فروردین 1387
9 فروردین 1387
6 فروردین 1387
5 فروردین 1387
7 اردیبهشت 1387
1 اردیبهشت 1387
6 اردیبهشت 1387
8 فروردین 1387
20 بهمن 1386
31 فروردین 1387
20 فروردین 1387
11 فروردین 1387
5 فروردین 1387
14 اردیبهشت 1387

یازدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران

یادداشتی بر نمایش «امشب از خود می سازیم»

«امشب از خود می سازیم» نام ورک شاپ / نمایشی بود که در سالن اصلی تئاتر مولوی در دو نوبت، اجرا و با اسقبال مواجه شد. این کار با کارگردانی و رهبری تسولاکیدیس یونانی چند ژانر اجرایی در تئاتر را به صورت همزمان به نمایش می گذاشت و در جشنواره دانشجویی یک اثر کارگاهی نو به حساب می آمد.
این نمایش که به گفته بازیگرانش یک نمایش بداهه بر اساس یک تفکر آموزشی است، یک نوع تئاتر درمانی هم محسوب می شود. یعنی ژانری روان شناختی در تئاتر که اصلاً و ابداً در ایران رایج نیست و بیشتر مربوط به کشورهایی است که تئاتر مدرن در آنها رواج دارد. تئاتر درمانی کاملاً به تماشاگران اش وابسته است و به قصد تأثیر گذاری روانی برای تماشاگران اجرا می شود. اجرایی که در آن بازیگران، از تماشاگران سؤال های معدودی را می پرسند و قصد دارند او را احیا کنند. اما «امشب از خود می سازیم» در دو گونه ی اجرایی انتخاب شده یعنی بداهه و روان شناختی، ناموفق بود زیرا از بازیگران خوبی بهره مند نبود و بازیگران دانشجویی که زیر نظر تسولاکیدیس بودند، با بداهه پردازی مشکل داشتند و ریتم اثر را با فکر کردن زیاد بر روی کارهایشان پایین می آوردند.
اجرای اول «امشب خود را می سازیم» با موفقیت خوبی روبرو بود به طوری که توانست با اشکالاتی که در پی اجرا داشت، باز هم بر روی تماشاگران اش تأثیر خوبی بگذارد اما در اجرای دوم همه چیز تفاوت کرد و این یکی از مشکلات اجرای بداهه است. البته نباید از این نکته گذشت که در اثر، ما شاهد بداهه پردازی مطلق نبودیم و تسولاکیدیس بازیگران را در اجرا محدود کرده بود و به آنها خط مشی خاصی داده بود و می دانست که این دانشجویان، نمی توانند از پس یک کار مطلقاً بداهه بر آیند.
قبل از شروع نمایش برگه هایی به دست تماشاگران داده می شد تا بتوانند براساس موضوعات تعیین شده  بازیگران را راهنمایی کنند و به آنها موضوع و موقعیت نمایشی گوناگونی را پیشنهاد کنند تا بازیگران براساس پیشنهادات، آن موقعیت یا موضوع را اجرا کنند. اما جالب بود که تسولاکیدیس با زرنگی خاص به بازیگران خود سپرده بود تا موضوعات و موقعیت های خاصی که براساس او تعیین شده است را از تماشاگر بپذیرند و کار را برای خودشان دشوار نکنند.
بهرحال در جشنواره ای که عاری از حرکتی نو و آوانگارد بود، این نمایش به خودی خود یک اثر قابل تأمل به حساب می آید و تنها علت ناموفق بودن آن(جدا از گروه اجرایی) به اجرای تماشاگران مربوط می شد. تماشاگرانی که به جای همکاری با گروه اجرایی، به فکر تکه پرانی و سخنان رکیک بودند و نظرات خارج از محدوده خود را به بازیگران القا می کردند. یکی از این عدم همکاری ها در صحنه ای از کار اتفاق افتاد که همکاری تماشاگران برای تأثیرگذاری الزامی بود. هنگامی که بازیگران از تماشاگران خواهش می کردند تا چشمانشان را ببندند و به حالت نشستن خود فکر کنند یا اینکه بدون اینکه چشمانشان را باز کنند به سؤالات آنان جواب بدهند اما تماشاگران همکاری نمی کردند و تمام اهداف گروه اجرایی را به هم ریخته بودند.
برای آخرین بار چشمانمان را بستیم و به حرفهای گروه اجرایی گوش دادیم ولی باید گفت هیچکدام از ما تأثیر عمیقی که باید را، نپذیرفتیم.  

نظرات

تماشاگر کار بودم و تا حدی هم از طریق دوستانی که در ورک شاپ شرکت کرده بودند از جریان اجرا، ورک شاپ و هدایت های آقای تسولاکیدیس مطلع بودم. اول ازهمه فکر می کنم لازم باشه که یک نکته ای رو مطرح کنم که در مورد زرنگی خاص آقای تسولاکیدیس نوشته اید. واقعیت این طور بود که قبل از از اجرای اول هیچ سفارش خاصی در مورد انتخاب موقعیت های پیشنهادی تماشاگران از طرف آقای تسولاکیدیس به دانشجویان داده نشده بود. بعد از اجرای اول اما ایشان صحبتی با دانشجویان کارگاه داشتند(من خودم در این صحبت بعد از اجرا حضور داشتم و از روی شنیده ها نمی نویسم خود کارگردان به تماشاچی ها گفت مانعی نداره اگر می خواهید حضور داشته باشید چون کار ما کارگاهیه) تنها سفارشی که در مورد انتخاب ها کردند این بود که موقعیت های غریب
( نه قریب) را انتخاب کنید تا با خلاقیت اونها رو بسازید نه موقعیت های تکرای و آشنا (یا به قول شما از پس اونها برآمدنی)، و همین طور طبق تدکر دوستان دانشجویی که در برگزاری ورک شاپ ها کمک می کردند (نه حتی دانشجویان شرکت کننده در ورک شاپ)، توصیه کردند که فقط موقعیت های بحث برانگیز رو انتخاب نکنند موضوعاتی مثل انرژی هسته ای، مردم سالاری دینی، مسجد به عنوان محل قتل و نظایر این ها رو که از طرف تماشاچی ها در اجرای اول پیشنهاد شده بود). فکر می کنم بهتره اعتماد کنیم که قصد بر انجام کار بداهه و خلاقه بود بدون اینکه اصراری بر متوسط کردن کار یا فریفتن تماشاچی داشته باشند.

با ضعف بازیگران در اجرای بداهه ی مورد نظر کارگردان و مورد انتظار تماشاگران موافقم (خصوصا در اجرای دوم). اما گمان می کنم بهتره که اولا کار چندتنی رو در اجرا که خوب ظاهر شدند رو در نقدمون فراموش نکنیم و همین طور این مطلب رو که این دانشجویان فقط 2 روز فرصت حضور در این کارگاه رو داشتند. این دانشجویان برای اجرای اول خودشون هم کمی گیج بودند چون خودشون هم نمی دونستند که روی صحنه چطور قراره بازی کنند و شاید تکرار های اجرای دوم به این خاطر بوده که از سر عادت به هرچه در اجرای اول پیش آمد پناه بردند در واقع عطای اجرای بداهه رو که هدف کارشون
بود به لقای سختی آفرینش در لحظه بخشیدند.
در ضمن با شما موافقم که با وجود ضعف ها ما با ایده ی خوبی روبه رو بودیم.

18 اردیبهشت 1387 | زهرا اصغری |  asghari.zahra@gamil.com | بدون آدرس وب

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: