خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنز
نقد
1 آذر 1386
تاریخ و تمدن
2 مرداد 1386
فرهنگ
هفت خبر، هفت نظر
13 شهریور 1386
22 مرداد 1386
15 مرداد 1386
5 مرداد 1386
در شهر
18 آذر 1386
یادمان
11 آذر 1386
12 شهریور 1386
12 شهریور 1386

بی‌وفایی و بی‌مهری به نخبگان، برگزیدگان و چهره‌های ماندگار در دیار ما، رسم دیرپایی است. ما ایرانی‌ها معمولاً بزرگان و نوابغ خود را پس از مرگشان می‌شناسیم. این رویه، به عادتی برایمان تبدیل شده که بصیرت و بینایی حقیقی را از ما سلب کرده و میزان قدرناشناسی‌مان را بالا برده... بهتر است با هم تعارف نکنیم. مگر غیر از این است؟
عصر یک روز مرطوب و پرعطش تابستانی جایی که به نظر می‌رسید تابستان در حال صرف کردن همه‌ی انرژی خود برای از پای درآوردن شاخه‌ها و بوته‌هاست، روی تخت یکی از بیمارستان‌های شهر رشت، مردی چشم بست و دیگر باز نکرد که روزانه صدها بار از کنارمان می‌گذشت، آرام و بی‌صدا عبور می‌کرد و یکی از چهره‌های خاکستری و محوی بود که شاید حتی بارها به او تنه زدیم و نفهمیدیم...
پروفسور محمود بهزاد، پدر علم زیست‌شناسی نوین که تمام تحصیل‌کردگان و شاید همه‌ی اهالی این مرز و بوم، بهترین روزهای کودکی و نوجوانی خود را به شاگردی او گذراندند، در سال 1292 در رشت دیده به جهان گشود.
همه‌ی ما از وی که پس از تحقیقات و تالیفات گسترده‌ی خود، به پدر علم زیست‌شناسی نوین ایران تبدیل شد، کتابهای علوم تجربی سوم و چهارم دبستان را که با زبانی شیوا و ساده، به بیان پایه‌ها و اصول علوم تجربی پرداخته بود، به یاد داریم.
"همیشه استاد" لقبی است که شاگردان دکتر بهزاد به او داده‌اند و حقیقتاً با وجود سابقه‌ی علمی گرانبها و ارزشمند، او لایق و شایسته‌ی این عنوان نیز به شمار می‌رود.
پروفسور محمود بهزاد، از اولین دیپلمه‌های گیلان به شمار می‌رود که در سال 1314 در رشته‌ی علوم طبیعی فارغ‌التحصیل شد.
استاد، تسلط کامل به زبانهای انگلیسی، آلمانی و فرانسوی را در کارنامه‌ی درخشان خود داشت و از مدرسان دبیرستان البرز تهران نیز بود. دبیرستانی که یکی از افتخارات علمی کشورمان در مقطع متوسطه به شمار می‌رود و بسیاری از بزرگان علم و دانش و ادب این مرز و بوم، دوره‌های تحصیلی خود را در آنجا سپری کردند.
 این دانش‌آموخته‌ی دبیرستان شاهپور رشت که بعدها به تدریس در همین دبیرستان نیز مشغول شد، نخستین رییس سازمان تالیف کتابهای درسی ایران بود که در سال 1341 این سازمان را بنا نهاد و امروزه واحد بودن رسم‌الخط کتابهای درسی از دوره‌ی دبستان تا دبیرستان، مرهون زحمات شبانه‌روزی اوست که در اوج فقر علمی و عدم وجود حتی یک کتاب درسی، بار تالیف و گردآوری همه‌ی جزوات علمی معلمان و تبدیل کردن آنها به کتاب درسی را به دوش کشید.
دکتر بهزاد که در عمر خود، تنها یک بار و توسط انجمن دانش‌آموختگان دبیرستان البرز و آن هم تنها چند هفته قبل از درگذشت اسفبارش تجلیل و قدردانی شد، سابقه‌ی دریافت کمکهای مادی و غیرمادی از هیچ سازمانی را ندارد و شاید این استقلال، آزادگی، مناعت طبع و عزت نفس یکی از بزرگترین افتخارات او به شمار می‌رود که حتی در همایش چهره‌های ماندگار و از سوی صدا و سیما نیز تجلیل نشد، با وجود اینکه پس از 60 سال تدریس علوم طبیعی و زیستی، به پدر زیست‌شناسی نوین ایران بدل گشت و در طول 94 سال عمر گرانبهای خود، 98 کتاب علمی تالیف کرد و پرکارترین نویسنده‌ی کتابهای علمی در کشورمان لقب گرفت.
بیولوژی برای همه، داروین چه می‌گوید، ابعاد انسانی نوع آدمی، علم وراثت، جهان در سراشیبی سقوط و کتابهای علوم تجربی سوم و چهارم ابتدایی در کنار کتابهای علوم تجربی اول و دوم راهنمایی از جمله شاهکارهای علمی این "همیشه استاد" به شمار می‌رود که معمولاً کلاسهای درس او به دلیل علاقه‌ی دانش‌آموزان رشته‌های مختلف، در فضای باز و با حضور صدها نفر مشتاق و علاقه‌مند از پایه‌های مختلف درسی که گاه حتی برای استفاده از بیان شیرین و دلنشین وی، کلاسهای درس خود را رها می‌کردند، تشکیل می‌شد.
پروفسور بهزاد با اینکه غیر از 5 سال حضور در کرمانشاه و سالهای تدریس خود در تهران، همواره در شهر و موطن خود زیست و زندگی کرد، اما در غربت کامل روزگار گذراند و هرگز مورد توجه مسوولان، مدیران و حتی همشهریان خود قرار نگرفت و تنها شاگردان و واقفان به جایگاه علمی رفیع او بودند که سعی می‌کردند همچون پروانه‌یی دور این شمع همیشه استوار و ناسوز، بگردند...
کمیسیون فرهنگی دومین شورای شهر رشت با نصب تندیس دکتر بهزاد در مجموعه‌ی مفاخر در قید حیات شهر رشت، نام این بزرگ را در اذهان مردم ثبت کرد و شاید تنها نهادی بود که در زمان حیات استاد، از او تفقد و دلجویی به عمل آورد.
"همیشه استاد" در آخرین روزهای عمر پربرکت خود نیز تدریس و آموزش به مردم رشت و گیلان یعنی شاگردانش را فراموش نکرد و در حالی که همگان انتظار داشتند در مراسم پرشکوه تجلیل از مقام علمی‌اش توسط انجمن دانش‌آموختگان دبیرستان البرز، یک سخنرانی مفصل و نطقی قرا انجام دهد، با پاهای لرزان اما پرتوان خود، پشت تریبون رفت و این چند جمله را گفت: "سلام... احساس خطر می‌کنم. مردها چاق شده‌اند. صبحانه مفصل، ناهار متوسط، شام به هیچ وجه..."
کشور ما در عصر روز پنجشنبه 8 شهریور 1386، این نعمت بزرگ را از دست داد و نبض مردی که در اوج کهولت و در 94 سالگی، همچون یک جوان سرزنده و شاداب حرکت می‌کرد و سخن می‌گفت، در این روز تلخ از زدن باز ایستاد تا 13 شهریور ماه 1386، سلیمانداراب رشت و در جوار آرامگاه میرزا کوچک جنگلی، برای همیشه خوابگاه ابدی او باشد...
روح او همواره شاد و از شاگردان بی‌وفایش، خشنود خواهد بود. برای عاقبت به خیری خودمان، دعا کنیم...
آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال، شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه‌یی و در خواب شدند...

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: